تامی پس از گریختن از کریستاللیک، همچنان از خاطرات هولناک آنجا رها نشده و حالا در خانهای دورافتاده برای نوجوانانِ دچار مشکل زندگی میکند. با آغاز قتلهای خونین در این مرکز، ترس قدیمی دوباره جان میگیرد و به نظر میرسد جیسون بازگشته است. در فضایی بسته و پرتنش، تامی باید با وحشتی روبهرو شود که هم اطرافیانش را تهدید میکند و هم زخمهای گذشتهاش را زنده نگه میدارد.