آدلاید بونفامیل، ستاره اپرای بازنشسته، در ویلای شخصی خود در پاریس از زندگی خوبی با دوشس گربه و سه بچه گربهاش، به نامهای برلیوز (پیانیست)، تولوز (نقاش) و ماری لذت میبرد. اما پیشخدمت وفادار، ادگار، زمانیکه میفهمد آدلاید در وصیتنامه خود تمام میراثش را به گربهها اختصاص داده است، آنها را با ماده بیهوشی خوابانده و میرباید.