
میا در یک فضای شهری، زیر سایه سوگ با خطری حسابشده روبهرو میشود؛ کسانی او را هدف نقشهای دقیق قرار دادهاند. او ناچار است از تعقیبکنندگانش پیشی بگیرد و راهی برای متوقفکردنشان پیدا کند، پیش از آنکه کار نیمهتمام خود را به پایان برسانند. سوگ، میا را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده و جانش در خطر است.