
ویولت توسن نگهبان گورستانی در شهری کوچک در منطقه بورگونی است؛ زنی دقیق و همدل که روزهای آرامش را میان گفتوگو با کارکنان گورستان و شنیدن روایتهای بازدیدکنندگان میگذراند. ورود رئیس پلیس محلی به خانهاش با درخواستی نامعمول، روال زندگی او را برهم میزند و میان آن دو نزدیکی شکل میگیرد. ویولت در این مسیر درمییابد که برای فرصتی دوباره در زندگی و عشق، باید رازهای مدفون گذشتهاش را روشن کند.