جوزف کوروو ویلا همراه با دختر کوچک خود زندگی آرامی دارد، اما گذشتهای دارد که کسی از آن خبر ندارد. زمانی که یک اتفاق ناگهانی تهدیدی برای امنیت او و دخترش ایجاد میکند، حقیقت آشکار میشود: او در واقع ویجی کومار، یک افسر پلیس سرسخت است که سالها پیش زندگیاش زیر و رو شده است. داستان جرقه درباره مردی است که سعی دارد از گذشتهاش فرار کند اما مجبور میشود دوباره به آن بازگردد. دشمنان قدیمی هنوز در سایهها منتظرند و او باید برای حفاظت از عزیزترین فرد زندگیاش، بار دیگر وارد نبرد شود. در حالی که تهدیدها بیشتر میشوند، او با انتخابی روبهروست که سرنوشت او و دخترش را تعیین میکند. نبردی که نه فقط برای بقا، بلکه برای اجرای عدالت است.