هاری پراساد و پسرش اوم بهدلیل اختلافهای ایدئولوژیک از هم دور شدهاند. پس از آنکه هاری یک صبح دچار حمله قلبی میشود و میگوید شش روز دیگر زنده خواهد بود، آرزویش را مطرح میکند: آخرین نفسهایش را در کاشی، یا همان وارناسی، و در کنار پسر بزرگش بکشد. این پدر و پسر راهی سفری میشوند که فرصتی برای ترمیم رابطه آسیبدیدهشان فراهم میکند.