آدری هپبورن
Audrey Hepburn- تولدشنبه 14 اردیبهشت 1308
- محل تولدایکسل، بروکسل، بلژیک
- وفاتچهارشنبه 30 دی 1371
- وضعیت تأهلمجرد
- قد170
- مشاغلمدل - بشردوست - رقصنده
- شبکههای اجتماعی
- همسر(ها)مل فرر(ا. 1954 ج. 1968)
من کاکاسیاه تو نیستم مستندی است که بر اساس نوشتههای جیمز بالدوین ساخته شده است. با صدای سخنرانی ساموئل ال جکسون، مستند به نقش مهم نژاد و تاریخ آمریکا در زندگی بالدوین میپردازد. تحلیل شدید و قدرتمندی از نژادپرستی و نابرابری را ارائه میدهد و از تصویر سیاهپوستان در جامعه آمریکا مخاطب را به تأمل وا میدارد.
بیوگرافی آدری هپبورن
آدری هپبورن (Audrey Hepburn) یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ سینما و فرهنگ قرن بیستم است. او بهواسطه زیبایی کلاسیک، استایل منحصربهفرد و استعداد درخشانش، بهعنوان نمادی از ظرافت و جذابیت شناخته میشود. هپبورن در بروکسل، بلژیک به دنیا آمد و کودکیاش تحت تاثیر جنگ جهانی دوم قرار گرفت. نقشآفرینیهای برجسته او شامل فیلمهایی همچون صبحانه در تیفانی، تعطیلات رومی و مای فر لیدی است.
اطلاعات شخصی و خانوادگی آدری هپبورن
اطلاعات شخصی
نام کامل: آدری کاتلین راستن
نام هنری: آدری هپبورن
ملیت: بریتانیایی
شغل(ها): بازیگر، مدل، رقصنده، بشردوست
اطلاعات فیزیکی
رنگ چشم: قهوهای تیره
رنگ مو: قهوهای تیره
اعضای خانواده
پدر: جوزف ویکتور آنتونی راستن
مادر: بارونس الا ون هیمسترا
برادر: دو برادر ناتنی به نامهای الکساندر و یان
فرزندان: دو پسر به نامهای شان هپبورن فرر و لوکا دوتی
همسر(ها):
مل فرر (ازدواج: 1954–1968)، آندرهآ دوتی (ازدواج: 1969–1982)
نامزد(ها):
رابرت ولدرز (1980–1993)
علاقهمندیها
فیلم مورد علاقه: داستان راهبه (The Nun's Story)
کتاب مورد علاقه
باغ اسرارآمیز اثر فرانسیس هاجسون برنت
خاطرات یک دختر جوان اثر آنه فرانک
رنگ مورد علاقه: فیروزهای
غذای مورد علاقه:
پاستا و غذاهای ایتالیایی
شاخص سلیقه
حیوان خانگی: سگ
تتوها: تتو نداشت
زندگینامه کامل آدری هپبورن
آدری هپبورن (Audrey Hepburn) یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ سینما و فرهنگ قرن بیستم است. او بهواسطه زیبایی کلاسیک، استایل منحصربهفرد و استعداد درخشانش، بهعنوان نمادی از ظرافت و جذابیت شناخته میشود. هپبورن در بروکسل، بلژیک به دنیا آمد و کودکیاش تحت تاثیر جنگ جهانی دوم قرار گرفت. نقشآفرینیهای برجسته او شامل فیلمهایی همچون صبحانه در تیفانی، تعطیلات رومی و مای فر لیدی است.
فراتر از موفقیتهای هنری، او بهعنوان سفیر حسننیت یونیسف، به کودکان نیازمند کمک میکرد و زندگیاش را به فعالیتهای بشردوستانه اختصاص داد. سبک لباس پوشیدن او، بهویژه همکاریاش با برند ژیوانشی، او را به یک نماد مد تبدیل کرد. میراث هپبورن همچنان در دنیای هنر و مد زنده است و الهامبخش بسیاری از بازیگران و طراحان مد معاصر به شمار میرود.
کودکی و دوران ابتدایی زندگی آدری هپبورن
آدری کاتلین راستن که بعدها به آدری هپبورن معروف شد، در تاریخ 4 می 1929 در بروکسل، بلژیک به دنیا آمد. او فرزند جوزف ویکتور آنتونی راستن، بانکدار بریتانیایی-اتریشی و بارونس الا ون هیمسترا، نجیبزاده هلندی، بود. دوران کودکی آدری تحت تاثیر تجربیات خانوادگی و سیاسی آن زمان قرار داشت. زمانی که آدری شش ساله بود، پدرش خانواده را ترک کرد، اتفاقی که تاثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت. او این جدایی را یکی از دردناکترین تجربیات زندگیاش توصیف میکرد.
پس از این جدایی، مادرش مسئولیت بزرگ کردن او و دو برادر ناتنیاش را بر عهده گرفت. در طول جنگ جهانی دوم، خانواده هپبورن به آرنهم در هلند که تصور میشد یک منطقه امنتر است، نقل مکان کردند. اما پس از اشغال هلند، زندگی برای آنها دشوار شد. آدری در این دوران شاهد سختیهای مختلف و قحطی بود و حتی از سوءتغذیه رنج میبرد. این تجارب تاثیر بزرگی بر نگاه او به زندگی گذاشت و بعدها الهامبخش فعالیتهای بشردوستانهاش شد.
در این دوران، آدری شروع به یادگیری باله کرد، چیزی که به او احساس امید و انگیزه میداد. او زیر نظر مربیانی برجسته مانند سونیا گاسکل آموزش دید و در رویای تبدیلشدن به یک بالرین حرفهای بود. تجربههای سخت دوران کودکی، از جمله تحمل فقر و جنگ، به او استقامت و همدلی عمیقی بخشید که بعدها در شخصیت او و کارهای بشردوستانهاش منعکس شد. این سالهای ابتدایی زندگی پایههای شخصیتی قوی و متعهد آدری هپبورن را بنا نهادند که تا پایان زندگی او برجسته باقی ماند.
دوران بازیگری حرفهای آدری هپبورن
دوران بازیگری حرفهای آدری با نقشی برجسته در فیلم تعطیلات رمی (1953) آغاز شد، جایی که او در مقابل گریگوری پک نقشآفرینی کرد. این فیلم موفقیت بزرگی برای هپبورن بود و او برای این نقش جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد. سبک بازیگری او که ترکیبی از جذابیت، اصالت و استعداد بود، بلافاصله او را به یکی از ستارههای برجسته هالیوود تبدیل کرد.
در ادامه، هپبورن در فیلمهای معروفی مانند سابرینا (Sabrina)، چهره خندهدار (Funny Face)، و صبحانه در تیفانی (Breakfast at Tiffany's) بازی کرد. نقش او بهعنوان هالی گولایتلی در فیلم صبحانه در تیفانی نه تنها یکی از نمادینترین نقشهایش است، بلکه او را به عنوان یک نماد مد در فرهنگ عمومی جاودانه کرد. او در این فیلم با استایلهای مدرن و طراحی لباسهای ژیوانشی به یکی از تاثیرگذارترین چهرهها در دنیای مد تبدیل شد.
یکی از نقشهای بهیادماندنی دیگر او در فیلم موزیکال مای فر لیدی (My Fair Lady) بود، جایی که او نقش الیزا دولیتل را ایفا کرد. این فیلم نشاندهنده تنوع تواناییهای او در بازیگری و تطبیقپذیریاش در ژانرهای مختلف بود.
آدری هپبورن در طول دوران حرفهای خود با کارگردانان و بازیگران بزرگی از جمله بیلی وایلدر، ویلیام وایلر و کری گرانت همکاری کرد. او برای تواناییاش در ترکیب ظرافت و انسانیت در نقشهایش شناخته میشد. بازیگری هپبورن نه تنها از لحاظ فنی قوی بود، بلکه نوعی حس صمیمیت و صداقت به شخصیتهایش میبخشید که مخاطبان را مجذوب میکرد.
با وجود موفقیتهای بزرگ در حرفه بازیگری، هپبورن در دهه 70 از سینما فاصله گرفت تا بر خانواده و فعالیتهای بشردوستانه تمرکز کند. دوران بازیگری حرفهای او نه تنها یک دوران طلایی در تاریخ سینما بود، بلکه تأثیری جاودانه بر فرهنگ و هنر گذاشت.
افتخارات و جوایز آدری هپبورن
این بازیگر محبوب در طول دوران حرفهای خود، بهواسطه استعداد درخشان و نقشآفرینیهای بینظیرش، جوایز و افتخارات متعددی کسب کرد. این دستاوردها نه تنها نشاندهنده موفقیت او بهعنوان یک بازیگر، بلکه بازتابدهنده تاثیر فرهنگی و بشردوستانهاش هستند.
یکی از برجستهترین افتخارات او، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم تعطیلات رومی در سال 1953 بود که بهعنوان نخستین نقش اصلیاش در سینما، او را به یک ستاره جهانی تبدیل کرد. او چهار بار دیگر نیز نامزد جایزه اسکار شد، از جمله برای نقشآفرینی در فیلمهای سابرینا، صبحانه در تیفانی و انتظار برای گودو.
هپبورن همچنین برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن برای تعطیلات رومی شد و چهار بار دیگر نیز نامزد این جایزه بود. او برای فیلم مای فر لیدی برنده جایزه BAFTA بهترین بازیگر زن شد. به طور کلی، هپبورن سه بار این جایزه را به دست آورد و به یکی از معدود بازیگرانی تبدیل شد که توانستند همزمان در هالیوود و بریتانیا محبوبیت و موفقیت کسب کنند.
علاوه بر موفقیتهای هنری، هپبورن بهخاطر فعالیتهای بشردوستانهاش نیز مورد تقدیر قرار گرفت. او در سال 1992، مدال آزادی ریاستجمهوری ایالات متحده را دریافت کرد که بالاترین نشان مدنی در آمریکا است. این جایزه به پاس تلاشهای او بهعنوان سفیر حسن نیت یونیسف اهدا شد. در سال 1993، پس از مرگ او، جایزه اسکار افتخاری به او اعطا شد که بهعنوان تقدیر از میراث هنری و انسانی او بود. آدری هپبورن با ترکیبی از استعداد، انساندوستی و اصالت، جایگاهی یگانه در تاریخ سینما و فرهنگ جهانی دارد.
سایر فعالیتهای آدری هپبورن
آدری هپبورن، فراتر از نقشآفرینی در سینما، فعالیتهای متنوع و برجستهای در حوزههای بشردوستی، مد و آگاهی رسانی داشت. او که بهعنوان یکی از برجسته ترین چهرههای تاریخ سینما شناخته میشود، در دهه 1980 زندگیاش را به فعالیتهای بشردوستانه اختصاص داد. هپبورن به عنوان سفیر حسن نیت یونیسف انتخاب شد و این نقش را به شکلی فراتر از یک عنوان نمادین پذیرفت. او بهطور فعال به کشورهای نیازمند سفر کرد و تلاش کرد توجه جهانی را به بحرانهایی مانند سوءتغذیه، بیماریها و کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی جلب کند.
از جمله کشورهای مهمی که او به آنها سفر کرد، میتوان به اتیوپی، سودان، بنگلادش، سومالی و ویتنام اشاره کرد. هپبورن به اردوگاههای پناهندگان رفت، با کودکان نیازمند ملاقات کرد و در شرایط دشوار از نزدیک شاهد بحرانهای انسانی بود. او در این سفرها نه تنها آگاهی جهانی را افزایش داد، بلکه توانست حمایت مالی و کمکهای بشردوستانه قابل توجهی را به مناطق آسیب دیده جلب کند. خدمات برجسته او در یونیسف باعث شد که در سال 1992 مدال آزادی ریاست جمهوری ایالات متحده، بالاترین نشان مدنی این کشور، به او اهدا شود.
علاوه بر این، آدری هپبورن در دنیای مد و طراحی نیز تاثیر غیرقابل انکاری داشت. همکاری نزدیک او با طراح مد فرانسوی، هوبرت دو ژیوانشی، به خلق استایلی کلاسیک و منحصر به فرد منجر شد که تا به امروز الهام بخش طراحان مد و هنرمندان است. لباسهای او، از جمله لباس مشکی معروفش در صبحانه در تیفانی، به نماد ظرافت و سادگی جاودانه تبدیل شده است.
هپبورن همچنین به پروژههای مستند فرهنگی و محیط زیستی پیوست تا آگاهی بیشتری نسبت به چالشهای جهانی ایجاد کند. او از شهرت و جایگاه خود در جهت تاثیرگذاری مثبت بر جهان استفاده کرد. فعالیتهای او در زمینه بشردوستی، مد و آگاهی رسانی، نشان دهنده عمق شخصیت، تعهد انسانی و علاقهاش به بهبود جهان بود. آدری هپبورن نه تنها یک ستاره سینما، بلکه الگویی برای ترکیب هنر، انسان دوستی و تاثیرگذاری پایدار بر جهان بود.
حواشی زندگی آدری هپبورن
با وجود زندگی حرفهای موفق و تصویر بیعیب و نقصی که آدری هپبورن در سینما و فرهنگ عمومی داشت، زندگی شخصی او نیز از حواشی و چالشهایی خالی نبود. یکی از جنبههای بحثبرانگیز زندگی او، دوران کودکیاش در جریان جنگ جهانی دوم بود. شایعاتی وجود داشت که هپبورن در جریان جنگ به جنبش مقاومت هلند کمک کرده است، اما جزئیات دقیقی درباره این موضوع منتشر نشده است و برخی این ادعاها را مبالغه میدانند.
در زندگی عاطفیاش، هپبورن با شکستهای متعددی روبهرو شد. ازدواج اول او با مل فرر و سپس ازدواج دومش با آندرهآ دوتی هر دو به جدایی انجامید. او در مصاحبههایش درباره چالشهای زندگی مشترک و احساس ناامنیاش صحبت کرده بود. همچنین رابطه طولانیمدتش با رابرت ولدرز که هرگز به ازدواج ختم نشد، مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
موضوع دیگری که باعث جلب توجه شد، مبارزات او با مشکلات جسمانی بود. هپبورن در طول جنگ دچار سوءتغذیه شد که اثرات طولانیمدتی بر سلامتی او داشت. او همچنین در برخی مقاطع زندگیاش با مشکلات روحی مانند افسردگی دستوپنجه نرم میکرد که در آن زمان کمتر به آن پرداخته میشد.
حقایق پنهان زندگی آدری هپبورن
زندگی آدری هپبورن، فراتر از تصویر زیبا و موفق او در سینما، حقایق کمتر شناختهشدهای دارد که نشاندهنده سختیها و پیچیدگیهای زندگیاش است. او دوران کودکیاش را در زمان جنگ جهانی دوم در هلند اشغالی سپری کرد. در این دوران، هپبورن با سوءتغذیه دستوپنجه نرم میکرد و برای بقا مجبور به خوردن پیاز وحشی و نانهای کپکزده بود. این تجربیات سخت، بعدها او را به فعالیتهای بشردوستانه در یونیسف سوق داد.
هپبورن در ابتدا رویای تبدیل شدن به یک بالرین حرفهای را در سر داشت. او از کودکی شیفته رقص بود و این هنر به او احساس امید و انگیزه میداد. پس از جنگ جهانی دوم، هپبورن به لندن رفت تا زیر نظر اساتید برجسته باله، از جمله ماری رمبرت، به تحصیل بپردازد. او به تمرینات سخت و مداوم تن داد و توانایی بالایی در رقص از خود نشان داد.
با این حال، سوءتغذیهای که در دوران جنگ به آن دچار شده بود، تاثیرات بلند مدتی بر بدنش گذاشته بود و مانع از پیشرفت حرفهای او در این مسیر شد. استادان باله به او گفتند که به دلیل قد و ساختار بدنی آسیبدیدهاش، به سختی میتواند به سطح حرفهای باله دست یابد. این خبر برای هپبورن که رؤیای باله را در سر داشت، ناامیدکننده بود، اما او به جای تسلیم شدن، مسیر جدیدی را در دنیای هنر جستجو کرد.
هپبورن همچنین با ناامنیهای شخصی در مورد ظاهرش دست و پنجه نرم میکرد. با وجود اینکه بعدها به یکی از نمادهای زیبایی و ظرافت تبدیل شد، خودش احساس میکرد ویژگیهایی مانند بینی و پاهایش با استانداردهای زیبایی زمانه مطابقت ندارد. او بارها در مصاحبههایش از این ناامنیها سخن گفته و توضیح داده که چگونه یاد گرفت آنها را بپذیرد و با اعتماد به نفس به زندگی ادامه دهد.
یکی از جنبههای تلخ زندگیاش، ارتباط پدرش با فاشیسم بود. جوزف راستن، پدر آدری، به حمایت از رژیم نازی متهم شده بود و این موضوع رابطه او با پدرش را تیره کرد. این جدایی تاثیر عمیقی بر زندگی او داشت. آدری همچنین فردی خانوادهدوست بود و بارها حرفهاش را کنار گذاشت تا به فرزندانش و زندگی شخصیاش توجه کند. این فداکاریها، در کنار تلاشهایش در زمینه بشردوستی و حمایت از کودکان نیازمند، شخصیت عمیق و چندوجهی او را نمایان میکند.
آخرین مصاحبه با هپبورن
آدری هپبورن در مصاحبهای به تاریخ 1990 در خانه خودش در سوئیس با مجله La Plaisible به برخی سوالات شخصی و حرفهای پاسخ داده که با هم برخی از آن سوالات را میخوانیم.
مادرتان زمانی شما را جوجه اردک زشت خطاب کرده بود. آیا این درست است؟
بله، او درست میگفت. وقتی کودک بودم، هرگز فکر نمیکردم که ظاهر زیبایی داشته باشم. به خودم اطمینان نداشتم، و حتی وقتی که بزرگتر شدم و در فیلمها ظاهر شدم، هنوز هم باور نداشتم که چهره جذابی دارم. داستان جوجه اردک زشت همیشه مرا تحت تاثیر قرار داده بود، اما بر خلاف آن داستان، من هرگز احساس نکردم که به یک قو تبدیل شدهام.
حرفه شما در طول سه دهه فعالیت، فیلمهای زیادی را شامل نمیشود. چرا اینقدر کم کار کردهاید؟
این تصمیمی آگاهانه بود. من همیشه برای زندگی خصوصیام ارزش زیادی قائل بودم. وقتی که فرزندانم به دنیا آمدند، میخواستم تا جایی که ممکن است با آنها وقت بگذرانم. قبل از بچهدار شدن، معمولاً دو فیلم در سال کار میکردم و سپس یک سال را به استراحت و سفر اختصاص میدادم. بعد از به دنیا آمدن پسرانم، اولویت من خانوادهام شد. اعتقاد داشتم که نمیتوانم همسر خوبی باشم اگر دائماً در حال فیلمبرداری در مناطق مختلف جهان باشم.
یکی از بزرگترین آرزوهای شما در کودکی، بالرین شدن بود. چه شد که به این آرزو نرسیدید؟
من عاشق باله بودم. در دوران جنگ در هلند، باله را شروع کردم و بعد از جنگ به لندن رفتم تا با بورسیه در مدرسه باله رومن بیر تحصیل کنم. سه سال در آنجا آموزش دیدم و رویایم را دنبال کردم. اما با گذشت زمان متوجه شدم که برای حرفهای شدن، باید استانداردهای بالایی داشته باشم که شاید من نداشتم. همچنین برای تامین هزینهها، در تلویزیون و مدلینگ کار میکردم که باعث شد از مسیر باله فاصله بگیرم.
ورود شما به دنیای سینما چگونه اتفاق افتاد؟
یک روز در لندن، فرصتی پیش آمد که در یک نقش کوچک در فیلمی بازی کنم. این باعث شد که با افراد زیادی در صنعت سینما آشنا شوم. در آن زمان ویلیام وایلر به دنبال یک چهره ناشناخته برای فیلم تعطیلات رمی بود و من تنها صلاحیتم ناشناخته بودن بود! من تست دادم و خوششانس بودم که برای این نقش انتخاب شدم.