فرانچسکو در شرایطی ناامیدکننده از جنگ به یاد روزهای خوشیهای گذشته میافتد، اما بیماری او را به مسیری جدید میکشاند. او اکنون به زیبایی آفرینشهای خداوند میاندیشد و تصمیم میگیرد زندگیاش را به کلی دگرگون کند.