دیگر هیچچیز نمیتواند «کوئیکر»، سلطان صدف، را تحت تأثیر قرار دهد. او آنقدر ثروتمند است که حتی پیشخدمتی مخصوص دارد تا هنگام کشیدن سیگار برگ، آن را برایش نگه دارد. تنها چیزی که ممکن است کوئیکر را تحت تأثیر قرار دهد، ازدواج دخترش «اوسی» با یک شاهزاده واقعی است. او پیشنهادی به شاهزادهی فقیر، «نوکی»، میدهد و نوکی نیز دوستش «یوزف» را میفرستد تا شناختی دقیق از آن زن به دست آورد.