مت و همسرش کارن به خانهی برادرشان، استیو، در تعطیلات کریسمس میروند. آنها به سرعت متوجه میشوند که استیو خود را در خانهاش حبس کرده و ادعا میکند که شیطان را در زیرزمین گرفته است. در ادامه داستان، تنشها بیشتر شده و مت و کارن ممکن است با ادعاهای عجیب برادر خود روبرو شوند.