
ترنس پس از مرگ مادرش در آتشسوزی، از احساساتش کناره گرفته و روزهای نوجوانیاش را بیتفاوت میگذراند. شعلههای آتش او را به وحشت میاندازند؛ هر بار که به خواب میرود، ناچار است حادثه را در کابوسهایش از نو تجربه کند. اما شبی دیگر از آتش نمیگریزد و با روبهرو شدن با بزرگترین ترسش، به مسافری میان سرزمین رویاها تبدیل میشود؛ بُعدی ساختهشده از رویاها و کابوسهای انسانها.