آرون مورهد
- تولدپنجشنبه 26 آذر 1366
- وضعیت تأهلمجرد
نیویورک هیچوقت نمیخوابد، اما این بار نه به خاطر چراغهای روشن یا صدای بوق تاکسیها بلکه به خاطر دو مردی که گذشتهشان مثل سایهای بیرحم روی آیندهشان افتاده. در یک طرف، مت مورداک ایستاده؛ وکیلی نابینا با حسی تیزتر از چاقوی جراحی، که هم در دادگاه با قانون میجنگد، هم در خیابانها با مشت و عذاب وجدان. در طرف دیگر، ویلسون فیسک، مافیایی سابق که حالا کت و کراوات زده و سودای قدرت سیاسی دارد، اما هنوز هم خون زیر ناخنهایش خشک نشده. هر دو تلاش میکنند تصویری جدید از خود بسازند اما گذشته، مخصوصاً در نیویورک، هیچوقت واقعاً دفن نمیشود. وقتی رازها شروع به برملا شدن میکنند، هویتهای قدیمی دوباره از خاک بیرون میزنند، و مسیر این دو مرد یکی با نور قرمز نئون، دیگری با سایهی برجهای شیشهای ناگزیر به هم میرسد. نه این یک نبرد ساده بین خوب و بد است، نه این دو شخصیت سیاه و سفیدند. این برخورد، تصادف دو جهان است: عدالت و انتقام، امید و قدرت، ضعف و قدرت واقعی.