بیسبال ورزشیه که فیلم و سریالای زیادی در موردش ساخته شده. اینجا یه لیست از این آثار رو میذارم که اگه علاقه داشتید دنبالشون کنید.
فیلم سرزمین رؤیاها درباره ری کینزلا کشاورز آیووا است که مزرعه ذرت دارد. یک روز در حالیکه قدم می زد و به محصولاتش نگاه می کرد، صدایی می شنود که نمی تواند آن را نادیده بگیرد. صدای الهام گرفته به او می گوید: "اگر آن را بسازی، او خواهد آمد". ری کینزلا تصویری از یک الماس بیسبال را در مزرعه ذرت می بیند که جو جکسون بی کفش (که در زندگی واقعی در سال 1951 درگذشت) در وسط مزرعه ایستاده است. با اعتقاد به این صدا، "آنی" به او اجازه می دهد تا زیر بخشی از محصول ذرت آنها را شخم بزند تا زمین بیسبال بسازد. ری با حمایت همسرش، تلاش می کند با تبدیل مزرعه ذرت معمولی خود به مکانی که رویایش را داشت، دوباره به جو جکسون بی کفش امکان بازی بدهد.
فیلم سرزمین رؤیاها درباره ری کینزلا کشاورز آیووا است که مزرعه ذرت دارد. یک روز در حالیکه قدم می زد و به محصولاتش نگاه می کرد، صدایی می شنود که نمی تواند آن را نادیده بگیرد. صدای الهام گرفته به او می گوید: "اگر آن را بسازی، او خواهد آمد". ری کینزلا تصویری از یک الماس بیسبال را در مزرعه ذرت می بیند که جو جکسون بی کفش (که در زندگی واقعی در سال 1951 درگذشت) در وسط مزرعه ایستاده است. با اعتقاد به این صدا، "آنی" به او اجازه می دهد تا زیر بخشی از محصول ذرت آنها را شخم بزند تا زمین بیسبال بسازد. ری با حمایت همسرش، تلاش می کند با تبدیل مزرعه ذرت معمولی خود به مکانی که رویایش را داشت، دوباره به جو جکسون بی کفش امکان بازی بدهد.
فیلم لیگ خودشان، روایت زندگی دو خواهر به نام های داتی و کیت هینسون است که به اولین لیگ حرفهای بیسبال زنان میپیوندند و برای کمک به موفقیت آن تلاش میکنند. در طول جنگ جهانی دوم که همه مردان در حال جنگ بودند، بیشتر مشاغل توسط زنان پر شد. صاحبان تیم های بیسبال که نمی خواهند بیسبال غیرفعال باشد، تصمیم به تشکیل تیم با حضور بانوان می گیرند و پیشاهنگانی برای یافتن بازیکنان زن به سراسر کشور اعزام می کنند. یکی از پیشاهنگ ها از اورگان عبور کرده و زنی به نام داتی هینسون را پیدا می کند که باورنکردنی است. داتی از زندگی خود راضی است و منتظر بازگشت شوهرش باب از جنگ است. اما خواهر کوچکترش کیت، می خواهد از اورگان خارج شود و چیزی از خودش بسازد. در نهایت داتی به خاطر خواهرش موافقت می کند.
فیلم لیگ خودشان، روایت زندگی دو خواهر به نام های داتی و کیت هینسون است که به اولین لیگ حرفهای بیسبال زنان میپیوندند و برای کمک به موفقیت آن تلاش میکنند. در طول جنگ جهانی دوم که همه مردان در حال جنگ بودند، بیشتر مشاغل توسط زنان پر شد. صاحبان تیم های بیسبال که نمی خواهند بیسبال غیرفعال باشد، تصمیم به تشکیل تیم با حضور بانوان می گیرند و پیشاهنگانی برای یافتن بازیکنان زن به سراسر کشور اعزام می کنند. یکی از پیشاهنگ ها از اورگان عبور کرده و زنی به نام داتی هینسون را پیدا می کند که باورنکردنی است. داتی از زندگی خود راضی است و منتظر بازگشت شوهرش باب از جنگ است. اما خواهر کوچکترش کیت، می خواهد از اورگان خارج شود و چیزی از خودش بسازد. در نهایت داتی به خاطر خواهرش موافقت می کند.
در سال ۱۹۴۷، جکی رابینسون فرصتی پیدا میکند که میتواند تاریخ را تغییر دهد. داستان ۴۲ از زمانی آغاز میشود که برنچ ریکی، مدیر کل تیم بروکلین داجرز، تصمیم میگیرد اولین بازیکن سیاهپوست را به لیگ برتر بیسبال آمریکا بیاورد. جکی که از استعداد و ارادهای قوی برخوردار است، به سرعت به یکی از بهترین بازیکنان تیم تبدیل میشود، اما ورود او به میدان، چیزی فراتر از مهارت ورزشی را میطلبد. او با توهینها، تهدیدها و نگاههای تحقیرآمیز روبهرو میشود، اما به جای پاسخ دادن با خشم، اجازه میدهد عملکردش در زمین حرف بزند. در حالی که چالشها افزایش مییابد، او باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند در برابر این فشارها مقاومت کند. داستان این فیلم درباره شجاعتی است که نهتنها یک بازی، بلکه یک ملت را تغییر داد.
در سال ۱۹۴۷، جکی رابینسون فرصتی پیدا میکند که میتواند تاریخ را تغییر دهد. داستان ۴۲ از زمانی آغاز میشود که برنچ ریکی، مدیر کل تیم بروکلین داجرز، تصمیم میگیرد اولین بازیکن سیاهپوست را به لیگ برتر بیسبال آمریکا بیاورد. جکی که از استعداد و ارادهای قوی برخوردار است، به سرعت به یکی از بهترین بازیکنان تیم تبدیل میشود، اما ورود او به میدان، چیزی فراتر از مهارت ورزشی را میطلبد. او با توهینها، تهدیدها و نگاههای تحقیرآمیز روبهرو میشود، اما به جای پاسخ دادن با خشم، اجازه میدهد عملکردش در زمین حرف بزند. در حالی که چالشها افزایش مییابد، او باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند در برابر این فشارها مقاومت کند. داستان این فیلم درباره شجاعتی است که نهتنها یک بازی، بلکه یک ملت را تغییر داد.
"مانیبال" یک فیلم ورزشی و درام است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و بر اساس داستان واقعی مدیر عامل تیم بیسبال "بیلی بین" ساخته شده است. داستان فیلم درباره تلاشهای بیلی بین، مدیر شکست خورده تیم بیسبال "اُکلند اتلتیکس" است که به دلیل محدودیتهای مالی و عدم توانایی در رقابت با تیمهای پرسود بیسبال مشکلات بسیاری دارد. بیلی بین به دنبال راهی برای تشکیل یک تیم قدرتمند با منابع مالی محدود است. او تصمیم میگیرد از روشهای آماری و تحلیل دادهها برای جذب بازیکنان موثر و بهتر استفاده کند تا تیمی قویتر بسازد. او با استفاده از رویکردی نوین به نام "مانیبال"، که توسط آماردان بازی ساخته شده، تلاش میکند تا تیمش را به موفقیت و مسیری جدید برساند.
"مانیبال" یک فیلم ورزشی و درام است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و بر اساس داستان واقعی مدیر عامل تیم بیسبال "بیلی بین" ساخته شده است. داستان فیلم درباره تلاشهای بیلی بین، مدیر شکست خورده تیم بیسبال "اُکلند اتلتیکس" است که به دلیل محدودیتهای مالی و عدم توانایی در رقابت با تیمهای پرسود بیسبال مشکلات بسیاری دارد. بیلی بین به دنبال راهی برای تشکیل یک تیم قدرتمند با منابع مالی محدود است. او تصمیم میگیرد از روشهای آماری و تحلیل دادهها برای جذب بازیکنان موثر و بهتر استفاده کند تا تیمی قویتر بسازد. او با استفاده از رویکردی نوین به نام "مانیبال"، که توسط آماردان بازی ساخته شده، تلاش میکند تا تیمش را به موفقیت و مسیری جدید برساند.
در داستان فیلم "زمین خاکی" در تابستان 1962، اسکات اسمالز، دانشآموز کلاس پنجمی به سن فرناندو ولی، درست خارج از لس آنجلس نقل مکان میکند. مادرش او را تشویق میکند که دوستی پیدا کند و او سعی میکند به گروهی از پسرانی بپیوندد که روزانه در محله بیسبال بازی میکنند که رهبر و بهترین بازیکن آنها بنی رودریگز است. همه به جز بنی به عدم توانایی اسمالز می خندند و با این وجود، بنی او را به تیم دعوت می کند و به او کمک می کند تا احترام پسرها را جلب نماید.
در داستان فیلم "زمین خاکی" در تابستان 1962، اسکات اسمالز، دانشآموز کلاس پنجمی به سن فرناندو ولی، درست خارج از لس آنجلس نقل مکان میکند. مادرش او را تشویق میکند که دوستی پیدا کند و او سعی میکند به گروهی از پسرانی بپیوندد که روزانه در محله بیسبال بازی میکنند که رهبر و بهترین بازیکن آنها بنی رودریگز است. همه به جز بنی به عدم توانایی اسمالز می خندند و با این وجود، بنی او را به تیم دعوت می کند و به او کمک می کند تا احترام پسرها را جلب نماید.