این یه لیست از فیلم هایی میسازم که در مورد فقر و بی عدالتی های اجتماعی هست. در این فیلم ها علاوه بر نشان دادن فقر و مشکلات اجتماعی ناشی از اون امید و تلاش هم به عنوان یه فاکتور مهم به تصویر کشیده میشن.
فیلم "دوران کولی ها" داستانی جذاب از جوانی رومی در یوگسلاوی سابق است که درگیر با قدرتهای تلهکینتیک (کنترل اجسام با نیروی ذهن) میشود. پرهان در دنیای پول نقد و جنایات کوچک غرق میشود و تصمیمهای او نه تنها زندگی اش را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه دوستانش را نیز به خطر میاندازد. در مواجهه با نیازهای اقتصادی و شرایط سخت، این فیلم به تأکید بر روی مبارزات انسانی و دلبستگی به عشق و دوستی تاکید دارد.
فیلم "دوران کولی ها" داستانی جذاب از جوانی رومی در یوگسلاوی سابق است که درگیر با قدرتهای تلهکینتیک (کنترل اجسام با نیروی ذهن) میشود. پرهان در دنیای پول نقد و جنایات کوچک غرق میشود و تصمیمهای او نه تنها زندگی اش را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه دوستانش را نیز به خطر میاندازد. در مواجهه با نیازهای اقتصادی و شرایط سخت، این فیلم به تأکید بر روی مبارزات انسانی و دلبستگی به عشق و دوستی تاکید دارد.
فیلم راننده تاکسی محصول سال ۱۹۷۶، داستان تراویس بیکل را روایت میکند؛ کهنهسربازی که با بیخوابیهای مداوم و روحیه ای شکننده، شب ها در خیابانهای تاریک و پر هرجومرج نیویورک به عنوان راننده تاکسی کار میکند. تراویس با جنایات و فساد روزافزون در اطرافش مواجه است و این صحنهها روزبهروز او را از جامعهای که در آن زندگی میکند، منزجر تر میکند. در حالی که با تنهایی خود میجنگد، تصمیم میگیرد به نوعی "تغییر" ایجاد کند. اما این تصمیم او را به مسیری تاریک و غیر قابل پیش بینی میکشاند. در میان تمام این آشفتگیها، تراویس با بتسی، زنی که برای یک کمپین انتخاباتی کار میکند، و آیریس، دختر نوجوانی که گرفتار دنیای بیرحم خیابانی شده است، ارتباط پیدا میکند. اما آیا این روابط می توانند او را از مسیر جنونآمیزی که در پیش گرفته نجات دهند؟ راننده تاکسی تنها یک فیلم نیست؛ بلکه سفری عمیق به تاریکترین زوایای روح انسان و شهری است که در هیاهوی خود، تنهایی را فریاد میزند.
فیلم راننده تاکسی محصول سال ۱۹۷۶، داستان تراویس بیکل را روایت میکند؛ کهنهسربازی که با بیخوابیهای مداوم و روحیه ای شکننده، شب ها در خیابانهای تاریک و پر هرجومرج نیویورک به عنوان راننده تاکسی کار میکند. تراویس با جنایات و فساد روزافزون در اطرافش مواجه است و این صحنهها روزبهروز او را از جامعهای که در آن زندگی میکند، منزجر تر میکند. در حالی که با تنهایی خود میجنگد، تصمیم میگیرد به نوعی "تغییر" ایجاد کند. اما این تصمیم او را به مسیری تاریک و غیر قابل پیش بینی میکشاند. در میان تمام این آشفتگیها، تراویس با بتسی، زنی که برای یک کمپین انتخاباتی کار میکند، و آیریس، دختر نوجوانی که گرفتار دنیای بیرحم خیابانی شده است، ارتباط پیدا میکند. اما آیا این روابط می توانند او را از مسیر جنونآمیزی که در پیش گرفته نجات دهند؟ راننده تاکسی تنها یک فیلم نیست؛ بلکه سفری عمیق به تاریکترین زوایای روح انسان و شهری است که در هیاهوی خود، تنهایی را فریاد میزند.
وقتی رویایی از زاغههای هند سر از اوج میکشد و تماشاگران را با خود به سفری پر فراز و نشیب میبرد، شاید باور نکنیم که داستان یک نوجوان فقیر میتواند اینقدر قدرتمند باشد. اما میلیونر زاغه نشین دقیقا همان رویا است. در دل خیابانهای شلوغ و خاکی مومبای، زندگی جمال مالیک با سختی و مبارزه در کنار برادرش سلیم و دوست دوران کودکیاش لاتیکا شکل گرفته است. زندگی در زاغهها، آنها را هر روز در برابر چالشهای جدیدی قرار میدهد؛ اما جمال که هیچوقت دست از امید و عشق به لاتیکا نمیکشد، به شکلی غیرمنتظره وارد یک مسابقه تلویزیونی معروف میشود.
وقتی رویایی از زاغههای هند سر از اوج میکشد و تماشاگران را با خود به سفری پر فراز و نشیب میبرد، شاید باور نکنیم که داستان یک نوجوان فقیر میتواند اینقدر قدرتمند باشد. اما میلیونر زاغه نشین دقیقا همان رویا است. در دل خیابانهای شلوغ و خاکی مومبای، زندگی جمال مالیک با سختی و مبارزه در کنار برادرش سلیم و دوست دوران کودکیاش لاتیکا شکل گرفته است. زندگی در زاغهها، آنها را هر روز در برابر چالشهای جدیدی قرار میدهد؛ اما جمال که هیچوقت دست از امید و عشق به لاتیکا نمیکشد، به شکلی غیرمنتظره وارد یک مسابقه تلویزیونی معروف میشود.
شهر خدا داستانی را از دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی در یکی از بدنامترین محلههای فقیرنشین ریودوژانیرو، به نام شهر خدا، روایت میکند. این فیلم از دیدگاه راکت (با بازی الکساندر رودریگز)، پسری که آرزو دارد عکاس شود، به زندگی و خشونت باندهای تبهکار میپردازد. داستان با معرفی گروهی از کودکان آغاز میشود که به تدریج به دنیای جرم و جنایت کشیده میشوند. یکی از این کودکان، لیل ز است که به یکی از بیرحمترین تبهکاران محله تبدیل میشود.
شهر خدا داستانی را از دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی در یکی از بدنامترین محلههای فقیرنشین ریودوژانیرو، به نام شهر خدا، روایت میکند. این فیلم از دیدگاه راکت (با بازی الکساندر رودریگز)، پسری که آرزو دارد عکاس شود، به زندگی و خشونت باندهای تبهکار میپردازد. داستان با معرفی گروهی از کودکان آغاز میشود که به تدریج به دنیای جرم و جنایت کشیده میشوند. یکی از این کودکان، لیل ز است که به یکی از بیرحمترین تبهکاران محله تبدیل میشود.
داستان فیلم در جستجوی خوشبختی در مورد مرد سیاهپوستی به نام کریس گاردنر است که در دهه 1980 به دنبال فروش اسکنرهایی است که بر روی آنها سرمایهگذاری کرده است. اما اوضاع بر وفق مراد کریس پیش نمیرود و او در فروش اسکنرهای پزشکیش با مشکل مواجه میشود. سرانجام مشکلات مالی باعث میشود که همسر کریس، او را ترک کند و کریس خانه خود را از دست بدهد. موضوعی که باعث شده او همراه با پسرش در خیابانها زندگی کنند. سرانجام کریس تصمیم میگیرد تا به عنوان یک کارگزار بورس بدون حقوق مشغول به کار شود و با پشت سر گذاشتن یک آزمون سخت، شغلی با حقوق عالی بدست آورد...
داستان فیلم در جستجوی خوشبختی در مورد مرد سیاهپوستی به نام کریس گاردنر است که در دهه 1980 به دنبال فروش اسکنرهایی است که بر روی آنها سرمایهگذاری کرده است. اما اوضاع بر وفق مراد کریس پیش نمیرود و او در فروش اسکنرهای پزشکیش با مشکل مواجه میشود. سرانجام مشکلات مالی باعث میشود که همسر کریس، او را ترک کند و کریس خانه خود را از دست بدهد. موضوعی که باعث شده او همراه با پسرش در خیابانها زندگی کنند. سرانجام کریس تصمیم میگیرد تا به عنوان یک کارگزار بورس بدون حقوق مشغول به کار شود و با پشت سر گذاشتن یک آزمون سخت، شغلی با حقوق عالی بدست آورد...
داستان فیلم درمورد زنی به نام ساراست که در آسایشگاهی در لیورپول مشغول به کار شده و ارتباط خوبی با افراد داخل مرکز دارد. به دنبال فراگیری ویروس کرونا در سال 2020، اتفاقات ناگواری گریبانگیر او و ساکنین مرکز میشود و ...
داستان فیلم درمورد زنی به نام ساراست که در آسایشگاهی در لیورپول مشغول به کار شده و ارتباط خوبی با افراد داخل مرکز دارد. به دنبال فراگیری ویروس کرونا در سال 2020، اتفاقات ناگواری گریبانگیر او و ساکنین مرکز میشود و ...
گاهی یافتن راه خانه مهمترین سفر زندگی است و فیلم شیر به زیبایی و هنرمندی همین جستجوی بیپایان را روایت میکند. این فیلم، داستان واقعی ساروی بریرلی را به تصویر میکشد؛ پسری هندی که در کودکی از خانوادهاش جدا شد و پس از سالها، با استفاده از تکنولوژیهای مدرن مسیر خانهاش را یافت. ساروی پنج ساله در شهری کوچک در هند ناخواسته از خانوادهاش جدا شده و از کلکته سر در میآورد. این مکان بزرگ و پرتردد، جایی که هیچکس او را نمیشناسد، برای پسری کوچک میتواند کابوسی واقعی باشد. او که در این دنیای غریبه و پرخطر تنها مانده، به ناچار به خیابانها پناه میآورد و با خطرهای بسیاری دست و پنجه نرم میکند.
گاهی یافتن راه خانه مهمترین سفر زندگی است و فیلم شیر به زیبایی و هنرمندی همین جستجوی بیپایان را روایت میکند. این فیلم، داستان واقعی ساروی بریرلی را به تصویر میکشد؛ پسری هندی که در کودکی از خانوادهاش جدا شد و پس از سالها، با استفاده از تکنولوژیهای مدرن مسیر خانهاش را یافت. ساروی پنج ساله در شهری کوچک در هند ناخواسته از خانوادهاش جدا شده و از کلکته سر در میآورد. این مکان بزرگ و پرتردد، جایی که هیچکس او را نمیشناسد، برای پسری کوچک میتواند کابوسی واقعی باشد. او که در این دنیای غریبه و پرخطر تنها مانده، به ناچار به خیابانها پناه میآورد و با خطرهای بسیاری دست و پنجه نرم میکند.
فیلم "سرزمین خانه به دوش ها" داستان زنی به نام فرنسیس را روایت میکند. او بعد از دست دادن شغل و خانهاش در دوران رکود اقتصادی، تصمیم میگیرد به عنوان مهاجر در میان جامعهی نومدها زندگی کند. این فیلم در طول سفر فرنسیس در آمریکا به تجربیات و روابط او با دیگر نومدها میپردازد.
فیلم "سرزمین خانه به دوش ها" داستان زنی به نام فرنسیس را روایت میکند. او بعد از دست دادن شغل و خانهاش در دوران رکود اقتصادی، تصمیم میگیرد به عنوان مهاجر در میان جامعهی نومدها زندگی کند. این فیلم در طول سفر فرنسیس در آمریکا به تجربیات و روابط او با دیگر نومدها میپردازد.
در دهه ۱۹۴۰ در ایتالیا پس از جنگ، زندگی یک مرد طبقه کارگر به شدت تحت تأثیر فقر و بیکاری قرار میگیرد. زمانی که دوچرخه او به عنوان وسیله حیاتی برای یافتن کار دزدیده میشود، او با پسر کوچکش به سفری پر مخاطره میرود تا دوچرخه خود را پس بگیرد. این مسیر به سفری کوتاه اما ماجراجویانه تبدیل میشود.
در دهه ۱۹۴۰ در ایتالیا پس از جنگ، زندگی یک مرد طبقه کارگر به شدت تحت تأثیر فقر و بیکاری قرار میگیرد. زمانی که دوچرخه او به عنوان وسیله حیاتی برای یافتن کار دزدیده میشود، او با پسر کوچکش به سفری پر مخاطره میرود تا دوچرخه خود را پس بگیرد. این مسیر به سفری کوتاه اما ماجراجویانه تبدیل میشود.
داستان درباره پنج نوجوان از منطقه هارلم در نیویورک است که به طور نادرست و ناعادلانه به یک حمله وحشیانه در مرکز پارک متهم و دستگیر میشوند. این پنج نوجوان، معروف به "نورای مککال"، "کوری وایز"، "ری ویس"، "کون هردیسن" و "یوسف سالام" بیگناهان هستند اما به طور ناعادلانهای به این جرم متهم و دچار محاکمه و حبس میشوند. سریال به شکل بسیار واقعگرایانه، روایتی تلخ و تأثیرگذار از این پرونده و ادامه رویدادها و تأثیرات آن بر زندگی آنان و خانوادههایشان را نشان میدهد. سریال به صورت شگفتانگیزی از روایت داستان زندگی این پنج نوجوان شروع میشود، ادامه دارد و با روشن کردن واقعیتهای پرونده و نشان دادن نقصهای سیستم قضایی و محاکمه غیرعادلانه، به شکلی قاطع و قدرتمند به تأثیرات اجتماعی و عدالت در جامعه اشاره میکند.
داستان درباره پنج نوجوان از منطقه هارلم در نیویورک است که به طور نادرست و ناعادلانه به یک حمله وحشیانه در مرکز پارک متهم و دستگیر میشوند. این پنج نوجوان، معروف به "نورای مککال"، "کوری وایز"، "ری ویس"، "کون هردیسن" و "یوسف سالام" بیگناهان هستند اما به طور ناعادلانهای به این جرم متهم و دچار محاکمه و حبس میشوند. سریال به شکل بسیار واقعگرایانه، روایتی تلخ و تأثیرگذار از این پرونده و ادامه رویدادها و تأثیرات آن بر زندگی آنان و خانوادههایشان را نشان میدهد. سریال به صورت شگفتانگیزی از روایت داستان زندگی این پنج نوجوان شروع میشود، ادامه دارد و با روشن کردن واقعیتهای پرونده و نشان دادن نقصهای سیستم قضایی و محاکمه غیرعادلانه، به شکلی قاطع و قدرتمند به تأثیرات اجتماعی و عدالت در جامعه اشاره میکند.
"کابوی نیمه شب" (Midnight Cowboy) یک فیلم درام و ماجراجویی به کارگردانی جان شلزینگر و با بازی جان واین و داستین هافمن است. داستان فیلم درباره جوانی به نام جو باکسر است که از تگزاس به نیویورک سفر میکند با امید پیدا کردن یک زندگی بهتر و ثروتی بیشتر. در نیویورک، او با "راتسو" آشنا میشود و بین آنها روابط دوستانه شکل میگیرد. آنها به دنبال زندگی بهتری هستند، اما با چالشها و مشکلات متعددی در شهر بزرگ روبهرو میشوند. "کابوی نیمه شب" به شکلی رئالیستی و دلسرد، زندگی در میان محیط شهری را به تصویر میکشد. این فیلم مسائل اجتماعی مختلفی را از جمله تنهایی، دوستی و برخورد با چالشهای زندگی شهری نشان میدهد و بهطور کلی به داستانی مفهومی و پر معنا پرداخته است.
"کابوی نیمه شب" (Midnight Cowboy) یک فیلم درام و ماجراجویی به کارگردانی جان شلزینگر و با بازی جان واین و داستین هافمن است. داستان فیلم درباره جوانی به نام جو باکسر است که از تگزاس به نیویورک سفر میکند با امید پیدا کردن یک زندگی بهتر و ثروتی بیشتر. در نیویورک، او با "راتسو" آشنا میشود و بین آنها روابط دوستانه شکل میگیرد. آنها به دنبال زندگی بهتری هستند، اما با چالشها و مشکلات متعددی در شهر بزرگ روبهرو میشوند. "کابوی نیمه شب" به شکلی رئالیستی و دلسرد، زندگی در میان محیط شهری را به تصویر میکشد. این فیلم مسائل اجتماعی مختلفی را از جمله تنهایی، دوستی و برخورد با چالشهای زندگی شهری نشان میدهد و بهطور کلی به داستانی مفهومی و پر معنا پرداخته است.
سیسیل گینز، پسری از مزارع پنبه جنوب، در مسیر زندگیاش از خدمتکار ساده به یکی از چهرههای بیصدا اما مهم کاخ سفید تبدیل میشود. او در طول چند دهه، در اتاقهایی حضور دارد که تصمیمهای تاریخی گرفته میشوند، اما خودش همیشه در حاشیه میماند. فراتر از نقش شغلیاش، خانهاش هم میدان نبردی دیگر است؛ میان نسلی که نظم را حفظ میکند و نسلی که میخواهد آن را بشکند. رابطه او با پسرش، که مسیری متفاوت در پیش گرفته، مرکز تنشی است میان وفاداری، هویت و تغییر. داستان فیلم پیشخدمت نگاهی است به تاریخ آمریکا از زاویه دید مردی که هرگز در متن اخبار نبود، اما زندگیاش بازتابی از تحولات بزرگ اجتماعی، سیاسی و انسانی قرن بیستم است.
سیسیل گینز، پسری از مزارع پنبه جنوب، در مسیر زندگیاش از خدمتکار ساده به یکی از چهرههای بیصدا اما مهم کاخ سفید تبدیل میشود. او در طول چند دهه، در اتاقهایی حضور دارد که تصمیمهای تاریخی گرفته میشوند، اما خودش همیشه در حاشیه میماند. فراتر از نقش شغلیاش، خانهاش هم میدان نبردی دیگر است؛ میان نسلی که نظم را حفظ میکند و نسلی که میخواهد آن را بشکند. رابطه او با پسرش، که مسیری متفاوت در پیش گرفته، مرکز تنشی است میان وفاداری، هویت و تغییر. داستان فیلم پیشخدمت نگاهی است به تاریخ آمریکا از زاویه دید مردی که هرگز در متن اخبار نبود، اما زندگیاش بازتابی از تحولات بزرگ اجتماعی، سیاسی و انسانی قرن بیستم است.
در داستان فیلم "رقصنده در تاریکی"، در ایالت واشنگتن در سال 1964، سلما ژژکوا، یک مهاجر اهل چک، به همراه پسر 12 ساله خود، جین ژژک، به ایالات متحده نقل مکان میکند. سلما با دوست خوبش کتی که به او لقب کوالدا داده است، در یک کارخانه کار می کنند و زندگی فقیرانه ای دارند. او یک کانکس در ملک بیل هیوستون افسر پلیس محلی و همسرش لیندا اجاره می کند. سلما به تدریج بینایی خود را به دلیل یک بیماری تخریبی چشم از دست می دهد، اما همچنان در حال پس انداز برای هزینه عمل است و در تمرینهای تولید «صدای موسیقی» شرکت میکند و کتی را همراهی مینماید.
در داستان فیلم "رقصنده در تاریکی"، در ایالت واشنگتن در سال 1964، سلما ژژکوا، یک مهاجر اهل چک، به همراه پسر 12 ساله خود، جین ژژک، به ایالات متحده نقل مکان میکند. سلما با دوست خوبش کتی که به او لقب کوالدا داده است، در یک کارخانه کار می کنند و زندگی فقیرانه ای دارند. او یک کانکس در ملک بیل هیوستون افسر پلیس محلی و همسرش لیندا اجاره می کند. سلما به تدریج بینایی خود را به دلیل یک بیماری تخریبی چشم از دست می دهد، اما همچنان در حال پس انداز برای هزینه عمل است و در تمرینهای تولید «صدای موسیقی» شرکت میکند و کتی را همراهی مینماید.
داستان فیلم درباره زین الحاج، یک نوجوان 12 ساله از محله های فقیر نشین بیروت است که به دلیل چاقو زدن به فردی که او از زین به عنوان "فرزند عوضی" یاد می کند، در حال گذراندن حکم پنج سال زندان در زندان رومیه است. نه زین و نه والدینش تاریخ دقیق تولد او را نمی دانند زیرا هرگز گواهی تولد رسمی را درخواست نکردند. زین در حالی به دادگاه معرفی می شود که تصمیم گرفته است علیه مادرش سواد و پدرش سلیم اقدام مدنی کند. وقتی قاضی از او میپرسد که چرا میخواهد از والدینش شکایت کند، زین پاسخ میدهد "چون من به دنیا آمدهام".
داستان فیلم درباره زین الحاج، یک نوجوان 12 ساله از محله های فقیر نشین بیروت است که به دلیل چاقو زدن به فردی که او از زین به عنوان "فرزند عوضی" یاد می کند، در حال گذراندن حکم پنج سال زندان در زندان رومیه است. نه زین و نه والدینش تاریخ دقیق تولد او را نمی دانند زیرا هرگز گواهی تولد رسمی را درخواست نکردند. زین در حالی به دادگاه معرفی می شود که تصمیم گرفته است علیه مادرش سواد و پدرش سلیم اقدام مدنی کند. وقتی قاضی از او میپرسد که چرا میخواهد از والدینش شکایت کند، زین پاسخ میدهد "چون من به دنیا آمدهام".
داستان سریال خدمتکار در مورد مادر جوانی است که تصمیم میگیرد تا رابطه پرتنش و تحقیرآمیز خود با شوهرش را تمام کند! او برای تامین هزینه های زندگی مناسب برای فرزندش تصمیم میگیرد تا به عنوان خدمتکار در خانههای مردم مشغول به کار شود و با این کار آیندهای بهتر برای خود و فرزندش بسازد...
داستان سریال خدمتکار در مورد مادر جوانی است که تصمیم میگیرد تا رابطه پرتنش و تحقیرآمیز خود با شوهرش را تمام کند! او برای تامین هزینه های زندگی مناسب برای فرزندش تصمیم میگیرد تا به عنوان خدمتکار در خانههای مردم مشغول به کار شود و با این کار آیندهای بهتر برای خود و فرزندش بسازد...
داستان فیلم "خوشه های خشم" درگیر خانوادهای به نام جود است که بخاطر بحران اقتصادی زندگی آنها به خطر افتاده است .تام جود، پسر بزرگ خانواده، به تازگی از زندان آزاد شده و تصمیم میگیرد خانوادهاش را متقاعد کند تا به سفری خطرناک به سمت کالیفرنیا، جایی که امیدوارند به شغل و زندگی بهتری دست پیدا کنند، بروند. این سفر پر از چالشها، مشکلات و سختیهاست و همچنین تصویری از فقر و بیعدالتی اجتماعی در آن دوران را به تصویر میکشد.
داستان فیلم "خوشه های خشم" درگیر خانوادهای به نام جود است که بخاطر بحران اقتصادی زندگی آنها به خطر افتاده است .تام جود، پسر بزرگ خانواده، به تازگی از زندان آزاد شده و تصمیم میگیرد خانوادهاش را متقاعد کند تا به سفری خطرناک به سمت کالیفرنیا، جایی که امیدوارند به شغل و زندگی بهتری دست پیدا کنند، بروند. این سفر پر از چالشها، مشکلات و سختیهاست و همچنین تصویری از فقر و بیعدالتی اجتماعی در آن دوران را به تصویر میکشد.
فیلم بیوتیفول یا زیبا (Biutiful) محصول سال 2010، به کارگردانی آلخاندرو González Iñárritu، داستان مردی به نام اوکس (با بازی خاویر باردم) را روایت میکند که با بیماری سرطان مواجه است و می خواهد هر طور شده تا قبل از مرگ، دنیای خود را به طور مناسب ترک کند. اوکس یک پدر تنها است که برای تأمین معیشت خانواده و آماده کردن آنها برای آیندهای بدون خودش تلاش میکند. او با مشکلات زیادی از جمله مشکلات مالی، مسائل خانوادگی و روابط پیچیده با دنیای زیرزمینی روبرو است. فیلم زیبا تصویری عمیق و احساسی از مبارزه برای ایجاد آرامش و معنا در پایان زندگی را به نمایش میگذارد.
فیلم بیوتیفول یا زیبا (Biutiful) محصول سال 2010، به کارگردانی آلخاندرو González Iñárritu، داستان مردی به نام اوکس (با بازی خاویر باردم) را روایت میکند که با بیماری سرطان مواجه است و می خواهد هر طور شده تا قبل از مرگ، دنیای خود را به طور مناسب ترک کند. اوکس یک پدر تنها است که برای تأمین معیشت خانواده و آماده کردن آنها برای آیندهای بدون خودش تلاش میکند. او با مشکلات زیادی از جمله مشکلات مالی، مسائل خانوادگی و روابط پیچیده با دنیای زیرزمینی روبرو است. فیلم زیبا تصویری عمیق و احساسی از مبارزه برای ایجاد آرامش و معنا در پایان زندگی را به نمایش میگذارد.
فیلم فیشر کینگ یا شاه ماهیگیر درباره یک دیجی رادیویی سابق به نام جک لوکاس است که صحبت هایش در برنامه رادیویی، بر روی برخی از شنوندگان تاثیر می گذارد. به طوریکه یکی از طرفداران، ناسزاهای جک را به دل می گیرد و با اسلحه به یک رستوران شیک می رود و مردم بی گناه را به قتل می رساند. جک به قدری از آنچه اتفاق افتاده ناراحت است که در یک افسردگی سه ساله فرو می رود. دوست دخترش "آن ناپولیتانو" در حال سقوط به سمت رودخانه و آماده خودکشی است. برای نجات او یک مرد بی خانمان دیوانه اما شوخ به نام پری (رابین ویلیامز) می آید و به جک می گوید که جام مقدس را برای نجات روح پری پیدا کند...
فیلم فیشر کینگ یا شاه ماهیگیر درباره یک دیجی رادیویی سابق به نام جک لوکاس است که صحبت هایش در برنامه رادیویی، بر روی برخی از شنوندگان تاثیر می گذارد. به طوریکه یکی از طرفداران، ناسزاهای جک را به دل می گیرد و با اسلحه به یک رستوران شیک می رود و مردم بی گناه را به قتل می رساند. جک به قدری از آنچه اتفاق افتاده ناراحت است که در یک افسردگی سه ساله فرو می رود. دوست دخترش "آن ناپولیتانو" در حال سقوط به سمت رودخانه و آماده خودکشی است. برای نجات او یک مرد بی خانمان دیوانه اما شوخ به نام پری (رابین ویلیامز) می آید و به جک می گوید که جام مقدس را برای نجات روح پری پیدا کند...
داستان فیلم بچههای آسمان از جایی شروع میشود که علی برای گرفتن کفشهای زهرا، خواهر کوچکترش به کفاشی میرود و بعد از گرفتنشان، کفشها را بیرون میوهفروشی جا میگذارد و دست خالی به خانه برمیگردد. فقر و تنگدستی خانواده باعث میشود تا علی خواهرش را مجبور به سکوت کند تا پدر مجبور به پرداخت هزینه اضافی برای خرید کفش جدید نشود و این آغاز ماجراست. خواهر و برادری که تنها یک جفت کفش برای پوشیدن دارند، با سختیهای زیادی را در راه تعویض کردن کفش بین دو شیفت مدرسه متحمل میشوند و کار تا جایی ادامه پیدا میکند که علی برای تهیه کردن یک جفت کفش جدید در مسابقه دو بین مدارس ثبت نام میکند و برای هدفش نهایت تلاش خود را میگذارد. داستان بچههای آسمان، نمایشی از فداکاری و سختی در تنگدستی است.
داستان فیلم بچههای آسمان از جایی شروع میشود که علی برای گرفتن کفشهای زهرا، خواهر کوچکترش به کفاشی میرود و بعد از گرفتنشان، کفشها را بیرون میوهفروشی جا میگذارد و دست خالی به خانه برمیگردد. فقر و تنگدستی خانواده باعث میشود تا علی خواهرش را مجبور به سکوت کند تا پدر مجبور به پرداخت هزینه اضافی برای خرید کفش جدید نشود و این آغاز ماجراست. خواهر و برادری که تنها یک جفت کفش برای پوشیدن دارند، با سختیهای زیادی را در راه تعویض کردن کفش بین دو شیفت مدرسه متحمل میشوند و کار تا جایی ادامه پیدا میکند که علی برای تهیه کردن یک جفت کفش جدید در مسابقه دو بین مدارس ثبت نام میکند و برای هدفش نهایت تلاش خود را میگذارد. داستان بچههای آسمان، نمایشی از فداکاری و سختی در تنگدستی است.
فیلم آمیستاد، درباره وقایع سال 1839 در کشتی بردگان اسپانیایی آمیستاد است که طی آن افراد قبیله مندی که برای تجارت برده ربوده شده بودند، کنترل کشتی اسیرکنندگان خود در سواحل کوبا را به دست گرفتند. دو دریانورد به نامهای پدرو مونتس و خوزه روئیز به شرطی نجات مییابند که در هدایت کشتی به آفریقا کمک کنند. اما اسپانیاییها به آنها خیانت میکنند و در عوض به آبهای ایالات متحده میروند. جایی که کشتی توسط واشنگتن متوقف میشود و شورشیان دستگیر میشوند. به این ترتیب نبرد حقوقی پیچیده ای بر سر بردگان در می گیرد. دادستان ایالات متحده، آنها را به دزدی دریایی و قتل متهم می کند. این اتهامات در یک پرونده جنایی رد می شوند؛ زیرا قتل ها در خارج از آب های سرزمینی ایالات متحده رخ داده است. این پرونده در نهایت توسط دادگاه عالی ایالات متحده در سال 1841 حل و فصل شد.
فیلم آمیستاد، درباره وقایع سال 1839 در کشتی بردگان اسپانیایی آمیستاد است که طی آن افراد قبیله مندی که برای تجارت برده ربوده شده بودند، کنترل کشتی اسیرکنندگان خود در سواحل کوبا را به دست گرفتند. دو دریانورد به نامهای پدرو مونتس و خوزه روئیز به شرطی نجات مییابند که در هدایت کشتی به آفریقا کمک کنند. اما اسپانیاییها به آنها خیانت میکنند و در عوض به آبهای ایالات متحده میروند. جایی که کشتی توسط واشنگتن متوقف میشود و شورشیان دستگیر میشوند. به این ترتیب نبرد حقوقی پیچیده ای بر سر بردگان در می گیرد. دادستان ایالات متحده، آنها را به دزدی دریایی و قتل متهم می کند. این اتهامات در یک پرونده جنایی رد می شوند؛ زیرا قتل ها در خارج از آب های سرزمینی ایالات متحده رخ داده است. این پرونده در نهایت توسط دادگاه عالی ایالات متحده در سال 1841 حل و فصل شد.
فیلم بادبادک باز، روایت زندگی یک نویسنده افغان به نام امیر قدیری است. در سال 1978 زمانی که امیر ده ساله بود در کابل به همراه پدر نیکوکار و ثروتمندش زندگی می کرد. بهترین دوستش حسن، پسر خدمتکار دیرینه پدرش بود. امیر بادبادک بازی میکرد و حسن قرقره دار او بود و میتوانست بهخوبی پیشبینی کند که بادبادکها در کجا فرود میآیند. در روز تولد حسن، امیر یک تیرکمان آمریکایی به حسن هدیه می دهد. حالا در سال 2000 امیر با همسرش ثریا در کالیفرنیا زندگی می کند. او تماسی از سوی عمویش رحیم خان دریافت می کند که از او می خواهد به افغانستان سفر کند و پسر خدمتکار و دوست دوران کودکی اش حسن را نجات دهد.
فیلم بادبادک باز، روایت زندگی یک نویسنده افغان به نام امیر قدیری است. در سال 1978 زمانی که امیر ده ساله بود در کابل به همراه پدر نیکوکار و ثروتمندش زندگی می کرد. بهترین دوستش حسن، پسر خدمتکار دیرینه پدرش بود. امیر بادبادک بازی میکرد و حسن قرقره دار او بود و میتوانست بهخوبی پیشبینی کند که بادبادکها در کجا فرود میآیند. در روز تولد حسن، امیر یک تیرکمان آمریکایی به حسن هدیه می دهد. حالا در سال 2000 امیر با همسرش ثریا در کالیفرنیا زندگی می کند. او تماسی از سوی عمویش رحیم خان دریافت می کند که از او می خواهد به افغانستان سفر کند و پسر خدمتکار و دوست دوران کودکی اش حسن را نجات دهد.
برایان استیونسون، وکیل جوان و آرمانگرا، راهی آلاباما میشود تا از کسانی دفاع کند که بیگناه در صف اعدام ایستادهاند. داستان فقط رحمت از زمانی آغاز میشود که او پرونده والتر مکمیلیان، مردی آفریقایی-آمریکایی را که به اشتباه به قتل متهم شده، بررسی میکند. شواهد علیه والتر ضعیف است، اما نژادپرستی و فساد، عدالت را از مسیر خود منحرف کرده است. برایان با کمک اوا انسلی، تلاش میکند حقیقت را آشکار کند و در برابر سیستمی بایستد که حاضر نیست اشتباهش را بپذیرد. در حالی که فشارها بر او افزایش مییابد، او باید ثابت کند که عدالت فراتر از رنگ پوست است. داستان این فیلم نشان میدهد که چگونه یک نفر، با ایمان به عدالت، میتواند در برابر بزرگترین بیعدالتیها ایستادگی کند.
برایان استیونسون، وکیل جوان و آرمانگرا، راهی آلاباما میشود تا از کسانی دفاع کند که بیگناه در صف اعدام ایستادهاند. داستان فقط رحمت از زمانی آغاز میشود که او پرونده والتر مکمیلیان، مردی آفریقایی-آمریکایی را که به اشتباه به قتل متهم شده، بررسی میکند. شواهد علیه والتر ضعیف است، اما نژادپرستی و فساد، عدالت را از مسیر خود منحرف کرده است. برایان با کمک اوا انسلی، تلاش میکند حقیقت را آشکار کند و در برابر سیستمی بایستد که حاضر نیست اشتباهش را بپذیرد. در حالی که فشارها بر او افزایش مییابد، او باید ثابت کند که عدالت فراتر از رنگ پوست است. داستان این فیلم نشان میدهد که چگونه یک نفر، با ایمان به عدالت، میتواند در برابر بزرگترین بیعدالتیها ایستادگی کند.
فیلم "جاده" داستان دلفریب و غمانگیز جلسومینا است، که مادرش او را به قیمت زندگی و چند کیلو غذا به یک دورهگرد میفروشد. زامپو، دورهگرد با شخصیت و پرقدرت، زنجیرهای محکم را پاره میکند و قدرت خود را به نمایش میگذارد. این سفر در دنیایی از زیبایی و درد، با مضمونات انسانی عمیق، مخاطب را به تأمل دعوت میکند.
فیلم "جاده" داستان دلفریب و غمانگیز جلسومینا است، که مادرش او را به قیمت زندگی و چند کیلو غذا به یک دورهگرد میفروشد. زامپو، دورهگرد با شخصیت و پرقدرت، زنجیرهای محکم را پاره میکند و قدرت خود را به نمایش میگذارد. این سفر در دنیایی از زیبایی و درد، با مضمونات انسانی عمیق، مخاطب را به تأمل دعوت میکند.
درام ببر سفید از کشور هند که به زبان انگلیسی است، درباره یک راننده هندی از قشر پایین جامعه است که می خواهد از هوش و ذکاوتش برای آزادی از زیر دست ارباب های ثروتمندش استفاده کند. این فیلم برگرفته از رمانیست که در سال 2008 منتشر شده است.
درام ببر سفید از کشور هند که به زبان انگلیسی است، درباره یک راننده هندی از قشر پایین جامعه است که می خواهد از هوش و ذکاوتش برای آزادی از زیر دست ارباب های ثروتمندش استفاده کند. این فیلم برگرفته از رمانیست که در سال 2008 منتشر شده است.
"I, Daniel Blake" یک فیلم درام اجتماعی است که به واقعیتهای سیستم سلامت و رفاه اجتماعی در جامعه اشاره میکند. دنیل بلیک، نجار ۵۹ سالهای است که پس از سکته قلبی، بهبود پیدا میکند اما این حادثه باعث میشود تا او به مواجهه با مسائل سیستمی و فقر در بریتانیا بپردازد. هنگامی که دنیل باید برای پشتیبانی مالی بیماریش درخواست دولتی بدهد، با دشواریهای بیپایان و فرآیندهای پیچیدهای که باید طی کند مواجه میشود. در این مسیر، او با یک مادر مجرد به نام کیتی و دو فرزندش آشنا میشود که خود نیز در شرایط مشابهی از نابسامانی و نیاز به کمک دولتی قرار دارند.
"I, Daniel Blake" یک فیلم درام اجتماعی است که به واقعیتهای سیستم سلامت و رفاه اجتماعی در جامعه اشاره میکند. دنیل بلیک، نجار ۵۹ سالهای است که پس از سکته قلبی، بهبود پیدا میکند اما این حادثه باعث میشود تا او به مواجهه با مسائل سیستمی و فقر در بریتانیا بپردازد. هنگامی که دنیل باید برای پشتیبانی مالی بیماریش درخواست دولتی بدهد، با دشواریهای بیپایان و فرآیندهای پیچیدهای که باید طی کند مواجه میشود. در این مسیر، او با یک مادر مجرد به نام کیتی و دو فرزندش آشنا میشود که خود نیز در شرایط مشابهی از نابسامانی و نیاز به کمک دولتی قرار دارند.
این فیلم داستان دو دوست، مایک واترز، یک روسپی خیابانی مبتلا به حمله خواب، و اسکات فیوِر، پسر سرکش شهردار را دنبال میکند. آنها سفری برای کشف خود را از پورتلند به آیداهو و سپس به رم آغاز میکنند. مایک در جستجوی مادر گمشدهاش است، در حالی که اسکات پیش از به ارث بردن ثروت خانوادگی، دورانی از طغیان را تجربه میکند. مضامینی چون عشق یکطرفه (از سوی مایک به اسکات)، دوستی، تنهایی و جستجو برای هویت و مفهوم «خانه» در تار و پود فیلم تنیده شدهاند. فیلم به طور همزمان سفر فیزیکی و عاطفی مایک برای یافتن مادر و احساس تعلق، و مسیر اسکات به سوی آیندهای از پیش تعیینشده را به تصویر میکشد.
این فیلم داستان دو دوست، مایک واترز، یک روسپی خیابانی مبتلا به حمله خواب، و اسکات فیوِر، پسر سرکش شهردار را دنبال میکند. آنها سفری برای کشف خود را از پورتلند به آیداهو و سپس به رم آغاز میکنند. مایک در جستجوی مادر گمشدهاش است، در حالی که اسکات پیش از به ارث بردن ثروت خانوادگی، دورانی از طغیان را تجربه میکند. مضامینی چون عشق یکطرفه (از سوی مایک به اسکات)، دوستی، تنهایی و جستجو برای هویت و مفهوم «خانه» در تار و پود فیلم تنیده شدهاند. فیلم به طور همزمان سفر فیزیکی و عاطفی مایک برای یافتن مادر و احساس تعلق، و مسیر اسکات به سوی آیندهای از پیش تعیینشده را به تصویر میکشد.
در دل سرزمینهای سرد و یخبندان روسیه، جایی که صدای امواج سهمگین دریا با صخرههای سنگی در هم میآمیزد، فیلم لویاتان داستانی را روایت میکند که نهتنها تقابل انسان با ظلم، بلکه تلاشی برای فهم معنای عدالت و زندگی است. فیلم لویاتان داستان کولیا، یک مکانیک ساده و سختکوش است که در شهری کوچک و ساحلی در شمال روسیه زندگی میکند. او با همسرش لیلیا و پسر نوجوانش رما در خانهای قدیمی و خوشمنظره زندگی میکند که از نسلهای قبل به ارث رسیده است. اما آرامش زندگی کولیا زمانی از هم میپاشد که شهردار فاسد و بیرحم شهر، وادیم، تصمیم میگیرد زمین او را تصاحب کند. این تصمیم نهتنها دارایی کولیا، بلکه ریشههای او را هدف قرار میدهد.
در دل سرزمینهای سرد و یخبندان روسیه، جایی که صدای امواج سهمگین دریا با صخرههای سنگی در هم میآمیزد، فیلم لویاتان داستانی را روایت میکند که نهتنها تقابل انسان با ظلم، بلکه تلاشی برای فهم معنای عدالت و زندگی است. فیلم لویاتان داستان کولیا، یک مکانیک ساده و سختکوش است که در شهری کوچک و ساحلی در شمال روسیه زندگی میکند. او با همسرش لیلیا و پسر نوجوانش رما در خانهای قدیمی و خوشمنظره زندگی میکند که از نسلهای قبل به ارث رسیده است. اما آرامش زندگی کولیا زمانی از هم میپاشد که شهردار فاسد و بیرحم شهر، وادیم، تصمیم میگیرد زمین او را تصاحب کند. این تصمیم نهتنها دارایی کولیا، بلکه ریشههای او را هدف قرار میدهد.
داستان فیلم لجن زار یا مادباند درباره دو مرد نجات یافته از جنگ جهانی دوم است که تصمیم میگیرند در روستایی واقع در می سی سی پی مشغول به کار مزرعه داری شوند. اما در این بین مجبورند با چالش هایی مثل نژاد پرستی و عاداتی که از جنگ به همراه آن ها آمده است مقابله کنند.
داستان فیلم لجن زار یا مادباند درباره دو مرد نجات یافته از جنگ جهانی دوم است که تصمیم میگیرند در روستایی واقع در می سی سی پی مشغول به کار مزرعه داری شوند. اما در این بین مجبورند با چالش هایی مثل نژاد پرستی و عاداتی که از جنگ به همراه آن ها آمده است مقابله کنند.
لیلیا، دختری شانزده ساله، در فقر و ناامیدی در جمهوری شوروی سابق زندگی میکند. مادرش او را به بهانهی مهاجرت به آمریکا رها کرده و نزد عمهای بیتفاوت میسپارد که او را مجبور به زندگی در آپارتمانی محقر میکند. داستان لیلیا برای همیشه روایتگر تلاش لیلیا برای بقا در شرایطی طاقتفرساست. پس از آنکه به ناحق توسط دوستش متهم میشود و مورد تجاوز قرار میگیرد، اعتبارش در جامعه از بین رفته و برای گذران زندگی مجبور به تنفروشی میشود. تنها نقطهی روشن زندگیاش، دوستی با وُلُودیا، پسر بچهای که او نیز مورد آزار قرار میگیرد، است. در اوج ناامیدی، لیلیا با آندری آشنا میشود؛ مرد جوانی که به او عشق میورزد و پیشنهاد یک زندگی جدید با شغل و سرپناه در سوئد را میدهد.
لیلیا، دختری شانزده ساله، در فقر و ناامیدی در جمهوری شوروی سابق زندگی میکند. مادرش او را به بهانهی مهاجرت به آمریکا رها کرده و نزد عمهای بیتفاوت میسپارد که او را مجبور به زندگی در آپارتمانی محقر میکند. داستان لیلیا برای همیشه روایتگر تلاش لیلیا برای بقا در شرایطی طاقتفرساست. پس از آنکه به ناحق توسط دوستش متهم میشود و مورد تجاوز قرار میگیرد، اعتبارش در جامعه از بین رفته و برای گذران زندگی مجبور به تنفروشی میشود. تنها نقطهی روشن زندگیاش، دوستی با وُلُودیا، پسر بچهای که او نیز مورد آزار قرار میگیرد، است. در اوج ناامیدی، لیلیا با آندری آشنا میشود؛ مرد جوانی که به او عشق میورزد و پیشنهاد یک زندگی جدید با شغل و سرپناه در سوئد را میدهد.
در یک شب سال نو در توکیو، سه نفر بی خانمان، یک مرد میانسال به نام گین، دختر دبیرستانی به نام میوکو، و یک مخالف جنس پوش به نام هانا، در حال جستجو برای یافتن هدیهای به مناسبت سال نو برای خودشان در کیسهها و سطلهای زباله بزرگ بودند. ناگهان، صدای گریهی یک نوزاد توجه آنها را جلب کرد. هانا باور دارد که این نوزاد هدیهای از طرف خداست، در حالی که خود قادر به داشتن کودک نیست.
در یک شب سال نو در توکیو، سه نفر بی خانمان، یک مرد میانسال به نام گین، دختر دبیرستانی به نام میوکو، و یک مخالف جنس پوش به نام هانا، در حال جستجو برای یافتن هدیهای به مناسبت سال نو برای خودشان در کیسهها و سطلهای زباله بزرگ بودند. ناگهان، صدای گریهی یک نوزاد توجه آنها را جلب کرد. هانا باور دارد که این نوزاد هدیهای از طرف خداست، در حالی که خود قادر به داشتن کودک نیست.
این فیلم داستان واقعی و الهامبخش ویلیام کامکوامبا، نوجوانی در یک روستای فقیر در مالاوی را روایت میکند. در اوایل دههی ۲۰۰۰، روستای آنها با یک خشکسالی ویرانگر روبرو میشود که منجر به قحطی و ناآرامیهای اجتماعی میگردد. خانوادهی ویلیام، مانند دیگران، در آستانهی گرسنگی قرار میگیرند و او به دلیل ناتوانی خانواده در پرداخت شهریه، مجبور به ترک تحصیل میشود. اما ویلیام که کنجکاوی و علاقهی شدیدی به علم و الکترونیک دارد، تسلیم نمیشود. او با استفاده از کتابهای کتابخانهی کوچک مدرسه، به طور مخفیانه به مطالعه ادامه میدهد و ایدهای جسورانه در ذهنش شکل میگیرد: ساخت یک توربین بادی با استفاده از قطعات اوراقی، از جمله دوچرخهی پدرش، برای تولید برق و پمپاژ آب جهت آبیاری مزارع خشکیده. در حالی که همه، از جمله پدرش، او را دیوانه میپندارند، ویلیام با ارادهای پولادین و با کمک دوستانش، تلاش میکند تا با مهار کردن نیروی باد، امید را به روستای خود بازگرداند.
این فیلم داستان واقعی و الهامبخش ویلیام کامکوامبا، نوجوانی در یک روستای فقیر در مالاوی را روایت میکند. در اوایل دههی ۲۰۰۰، روستای آنها با یک خشکسالی ویرانگر روبرو میشود که منجر به قحطی و ناآرامیهای اجتماعی میگردد. خانوادهی ویلیام، مانند دیگران، در آستانهی گرسنگی قرار میگیرند و او به دلیل ناتوانی خانواده در پرداخت شهریه، مجبور به ترک تحصیل میشود. اما ویلیام که کنجکاوی و علاقهی شدیدی به علم و الکترونیک دارد، تسلیم نمیشود. او با استفاده از کتابهای کتابخانهی کوچک مدرسه، به طور مخفیانه به مطالعه ادامه میدهد و ایدهای جسورانه در ذهنش شکل میگیرد: ساخت یک توربین بادی با استفاده از قطعات اوراقی، از جمله دوچرخهی پدرش، برای تولید برق و پمپاژ آب جهت آبیاری مزارع خشکیده. در حالی که همه، از جمله پدرش، او را دیوانه میپندارند، ویلیام با ارادهای پولادین و با کمک دوستانش، تلاش میکند تا با مهار کردن نیروی باد، امید را به روستای خود بازگرداند.
داستان فیلم برهنه در مورد مردی به نام جانی است که پس از تجاوز به یک دختر، از منچستر به لندن فرار میکند تا از خشم انتقام خانواده آن دختر در امان باشد. او در لندن با دوستدختر قبلی خود ملاقات میکند و مدتی را به صورت بیخانمان سپری میکند. همین موضوع سبب میشود تا او وقت خود را با غریبههایی بگذارند که درگیر موضوعات مختلفی هستند؛ شخصیتهایی که بسیار شبیه به خود او هستند!
داستان فیلم برهنه در مورد مردی به نام جانی است که پس از تجاوز به یک دختر، از منچستر به لندن فرار میکند تا از خشم انتقام خانواده آن دختر در امان باشد. او در لندن با دوستدختر قبلی خود ملاقات میکند و مدتی را به صورت بیخانمان سپری میکند. همین موضوع سبب میشود تا او وقت خود را با غریبههایی بگذارند که درگیر موضوعات مختلفی هستند؛ شخصیتهایی که بسیار شبیه به خود او هستند!
فیلم چیزهای زیبای کثیف، درباره یک مهاجر غیرقانونی نیجریه ای به نام اوکی است که در کشور خود پزشک بود و پس از متهم شدن دروغین به قتل همسرش مجبور به فرار شد و حالا بدون مدرک و به صورت غیر قانونی در بریتانیا زندگی می کند. او شبانه به عنوان مسئول پذیرش هتل کار می کند و علاوه بر این باید دائما از دست افسران مهاجرت فرار کند. یک روز اوکی متوجه می شود که یک طرح غیرقانونی جراحی توسط رئیسش خوان در هتل هدایت می شود. خوان به اوکی پیشنهاد می دهد که اگر با انجام جراحیهای غیرقانونی موافقت کند، پول زیادی به دست میآورد و تابعیت قانونی در بریتانیا میگیرد. آیا اوکی در برابر این پیشنهاد وسوسهانگیز میتواند ارزشهای اخلاقی خود را حفظ کند؟
فیلم چیزهای زیبای کثیف، درباره یک مهاجر غیرقانونی نیجریه ای به نام اوکی است که در کشور خود پزشک بود و پس از متهم شدن دروغین به قتل همسرش مجبور به فرار شد و حالا بدون مدرک و به صورت غیر قانونی در بریتانیا زندگی می کند. او شبانه به عنوان مسئول پذیرش هتل کار می کند و علاوه بر این باید دائما از دست افسران مهاجرت فرار کند. یک روز اوکی متوجه می شود که یک طرح غیرقانونی جراحی توسط رئیسش خوان در هتل هدایت می شود. خوان به اوکی پیشنهاد می دهد که اگر با انجام جراحیهای غیرقانونی موافقت کند، پول زیادی به دست میآورد و تابعیت قانونی در بریتانیا میگیرد. آیا اوکی در برابر این پیشنهاد وسوسهانگیز میتواند ارزشهای اخلاقی خود را حفظ کند؟
داستان فیلم موشک قرمز یا راکت قرمز درباره مایکی سابر است که یک بازیگر فیلم های بزرگسالان است او به شهر کوچک خود در تگزاس باز می گردد،اما هیچکس منتظر او نیست و حضورش را نمیخواهد.
داستان فیلم موشک قرمز یا راکت قرمز درباره مایکی سابر است که یک بازیگر فیلم های بزرگسالان است او به شهر کوچک خود در تگزاس باز می گردد،اما هیچکس منتظر او نیست و حضورش را نمیخواهد.
داستان این سریال درباره گریس یک مهاجر ایرلندی در کانادا است که به قتل کارفرمایش محکوم شده است. با این حال، وقتی یک روانپزشک برای تجزیه و تحلیل وضعیت روانی او وارد می شود، همه چیز تغییر می کند. دکتر سایمون جردن برای ارزیابی روانپزشکی قاتل مشهور گریس مارکس استخدام می شود که حامیان امیدوارند در نتیجه گزارش جردن آزاد شود. گریس در 15 سال گذشته به دلیل قتل در زندان بوده است، در حالی که همدست او جیمز مک درموت به دار آویخته شده بود.
داستان این سریال درباره گریس یک مهاجر ایرلندی در کانادا است که به قتل کارفرمایش محکوم شده است. با این حال، وقتی یک روانپزشک برای تجزیه و تحلیل وضعیت روانی او وارد می شود، همه چیز تغییر می کند. دکتر سایمون جردن برای ارزیابی روانپزشکی قاتل مشهور گریس مارکس استخدام می شود که حامیان امیدوارند در نتیجه گزارش جردن آزاد شود. گریس در 15 سال گذشته به دلیل قتل در زندان بوده است، در حالی که همدست او جیمز مک درموت به دار آویخته شده بود.
داستان فیلم "پاتر پانچالی" فقر و زندگی دشوار خانوادهای در دهکدهای از بنگال را روایت میکند. پدر شاعر و کشیش خانواده ناتوان در فراهم کردن نیازهای روزمره است، در حالیکه دختر خانواده برای تأمین غذا از باغ همسایه سرقت میکند. زندگی روزمرهای که با مشکلات همیشگی میگذرد و از سوی دیگر درگیری با عمه خانواده، تصویری تلخ از واقعیت زندگی در این دهکده را نشان میدهد.
داستان فیلم "پاتر پانچالی" فقر و زندگی دشوار خانوادهای در دهکدهای از بنگال را روایت میکند. پدر شاعر و کشیش خانواده ناتوان در فراهم کردن نیازهای روزمره است، در حالیکه دختر خانواده برای تأمین غذا از باغ همسایه سرقت میکند. زندگی روزمرهای که با مشکلات همیشگی میگذرد و از سوی دیگر درگیری با عمه خانواده، تصویری تلخ از واقعیت زندگی در این دهکده را نشان میدهد.
فیلم 99 خانه داستان دنیس کارپنتر است که توسط یک مشاور املاک برای خرید خانهاشان تحت فشار قرار میگیرد. زمانی که او به عنوان کمک به مشاور ملحق میشود، با بزرگترین رازهای تبانی املاک روبرو میشود.
فیلم 99 خانه داستان دنیس کارپنتر است که توسط یک مشاور املاک برای خرید خانهاشان تحت فشار قرار میگیرد. زمانی که او به عنوان کمک به مشاور ملحق میشود، با بزرگترین رازهای تبانی املاک روبرو میشود.
در تاسمانی قرن نوزدهم، زنی ایرلندی که بهعنوان محکوم به این سرزمین تبعید شده، درگیر ماجرایی میشود که زندگیاش را از بنیاد دگرگون میکند. او برای پیدا کردن پاسخی به رنجی که تجربه کرده، راهی سفری پرخطر در دل طبیعتی خشن میشود. در این مسیر، با مردی بومی همراه میشود که خودش هم زخمی از گذشته دارد. همراهی این دو، آنها را وارد سرزمینی میکند که نهفقط از نظر جغرافیایی، بلکه از نظر انسانی نیز ناشناخته است. در طول این سفر، میان درختان خاموش و خاکی که حقیقت را پنهان کرده، صدای ایستادگی و خشم بلند میشود. داستان فیلم بلبل روایت زنی است که در سکوت و رنج، راهی برای بیان صدای خود پیدا میکند، حتی اگر جهان ترجیح دهد آن را نشنود.
در تاسمانی قرن نوزدهم، زنی ایرلندی که بهعنوان محکوم به این سرزمین تبعید شده، درگیر ماجرایی میشود که زندگیاش را از بنیاد دگرگون میکند. او برای پیدا کردن پاسخی به رنجی که تجربه کرده، راهی سفری پرخطر در دل طبیعتی خشن میشود. در این مسیر، با مردی بومی همراه میشود که خودش هم زخمی از گذشته دارد. همراهی این دو، آنها را وارد سرزمینی میکند که نهفقط از نظر جغرافیایی، بلکه از نظر انسانی نیز ناشناخته است. در طول این سفر، میان درختان خاموش و خاکی که حقیقت را پنهان کرده، صدای ایستادگی و خشم بلند میشود. داستان فیلم بلبل روایت زنی است که در سکوت و رنج، راهی برای بیان صدای خود پیدا میکند، حتی اگر جهان ترجیح دهد آن را نشنود.
فیلم ماریا سرشار از برکت، حول محور یک دختر هفده ساله کلمبیایی به نام ماریا آلوارز است که در یک مزرعه گل کار می کند و درآمد او صرف تامین مخارج خانواده اش می شود. اما پس از رفتار ناعادلانه رئیسش و علیرغم مخالفت شدید خانواده، کارش را رها میکند. در راه پیدا کردن شغل جدید، به او موقعیتی به عنوان انتقال دهنده مواد مخدر پیشنهاد می شود. ماریا این پیشنهاد مخاطره آمیز را می پذیرد و شصت و دو قرص مواد مخدر را می بلعد و به همراه دوستش بلانکا که او نیز به عنوان یک انتقال دهنده مواد مخدر استخدام شده، به نیویورک پرواز می کند. اما همه چیز به سرعت از کنترل او خارج می شود.
فیلم ماریا سرشار از برکت، حول محور یک دختر هفده ساله کلمبیایی به نام ماریا آلوارز است که در یک مزرعه گل کار می کند و درآمد او صرف تامین مخارج خانواده اش می شود. اما پس از رفتار ناعادلانه رئیسش و علیرغم مخالفت شدید خانواده، کارش را رها میکند. در راه پیدا کردن شغل جدید، به او موقعیتی به عنوان انتقال دهنده مواد مخدر پیشنهاد می شود. ماریا این پیشنهاد مخاطره آمیز را می پذیرد و شصت و دو قرص مواد مخدر را می بلعد و به همراه دوستش بلانکا که او نیز به عنوان یک انتقال دهنده مواد مخدر استخدام شده، به نیویورک پرواز می کند. اما همه چیز به سرعت از کنترل او خارج می شود.
داستان فیلم هیچکس نمیداند در مورد آکیرای 12 سالهای است که باید مسئولیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر خود را برعهده بگیرد! مادر مجرد و بیمسئولیت آکیرا خانه را ترک کرده است و هیچ نشانهای از بازگشت او وجود ندارد؛ تنها چیزی که از او برجای مانده است مقداری پول است! حالا آکیرا با سن کمش باید از عهده نگهداری برادر و خواهر کم سن و سالش بربیاید...
داستان فیلم هیچکس نمیداند در مورد آکیرای 12 سالهای است که باید مسئولیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر خود را برعهده بگیرد! مادر مجرد و بیمسئولیت آکیرا خانه را ترک کرده است و هیچ نشانهای از بازگشت او وجود ندارد؛ تنها چیزی که از او برجای مانده است مقداری پول است! حالا آکیرا با سن کمش باید از عهده نگهداری برادر و خواهر کم سن و سالش بربیاید...

این فیلم مهیج، دو مسیر پرخطر را به موازات هم دنبال میکند: سایرا، نوجوانی از هندوراس، به همراه پدر و عمویش، سوار بر سقف قطارهای باری، سفری طاقتفرسا را از مکزیک به سوی ایالات متحده آغاز میکند. همزمان، کسپر، عضو جوان یک باند تبهکار مارا سالواتروچا در مکزیک، پس از یک درگیری خشونتبار مرتبط با رهبر باند و نامزدش، وفاداریاش به گروه مورد آزمایش قرار میگیرد. هنگامی که کسپر، در حال فرار از انتقام باند خود، در همان قطار عازم شمال با سایرا روبرو میشود، سرنوشت این دو به هم گره میخورد. آنها باید از خطرات سفر، از جمله تعقیب اعضای باند و مقامات، جان سالم به در ببرند و با شرایط ناامیدکنندهی خود مقابله کنند، در حالی که پیوندی شکننده میانشان شکل میگیرد.
این فیلم مهیج، دو مسیر پرخطر را به موازات هم دنبال میکند: سایرا، نوجوانی از هندوراس، به همراه پدر و عمویش، سوار بر سقف قطارهای باری، سفری طاقتفرسا را از مکزیک به سوی ایالات متحده آغاز میکند. همزمان، کسپر، عضو جوان یک باند تبهکار مارا سالواتروچا در مکزیک، پس از یک درگیری خشونتبار مرتبط با رهبر باند و نامزدش، وفاداریاش به گروه مورد آزمایش قرار میگیرد. هنگامی که کسپر، در حال فرار از انتقام باند خود، در همان قطار عازم شمال با سایرا روبرو میشود، سرنوشت این دو به هم گره میخورد. آنها باید از خطرات سفر، از جمله تعقیب اعضای باند و مقامات، جان سالم به در ببرند و با شرایط ناامیدکنندهی خود مقابله کنند، در حالی که پیوندی شکننده میانشان شکل میگیرد.
فیلم بانویی در ون داستان واقعی زندگی آلن بنت و ارتباط وی با ون خودروی مسکونی و عجیب جوانی به نام مریام، را نشان میدهد. این فیلم کمدی و در عین حال درسآموز، بازی برجسته مگی اسمیت و داستان فوقالعاده طنز از همسایه ناخوانده را به تصویر میکشد.
فیلم بانویی در ون داستان واقعی زندگی آلن بنت و ارتباط وی با ون خودروی مسکونی و عجیب جوانی به نام مریام، را نشان میدهد. این فیلم کمدی و در عین حال درسآموز، بازی برجسته مگی اسمیت و داستان فوقالعاده طنز از همسایه ناخوانده را به تصویر میکشد.
فیلم تبهکار یا ساتسی، شش روز از زندگی خشونت آمیز رهبر جوان یک باند اراذل و اوباش خیابانی به نام تسوتی را به تصویر می کشد. تسوتسی در ژوهانسبورگ یک جنایتکار کوچک و بی احساس است که در زندگی سخت خود با ناملایمات بسیاری مواجه شده است. پس از یک سری حملات خشونت آمیز باند، تسوتی ماشینی را می دزدد. با این حال در حین رانندگی، او متوجه می شود که یک نوزاد روی صندلی عقب وجود دارد. او نوزاد را به خانه اش در محله ای فقیر نشین می آورد. پس از این ماجرا و طی شش روز آینده تغییری در او ایجاد می شود که هرگز قابل پیش بینی نبود و در پایان به یک پیوند عاطفی منجر می شود.
فیلم تبهکار یا ساتسی، شش روز از زندگی خشونت آمیز رهبر جوان یک باند اراذل و اوباش خیابانی به نام تسوتی را به تصویر می کشد. تسوتسی در ژوهانسبورگ یک جنایتکار کوچک و بی احساس است که در زندگی سخت خود با ناملایمات بسیاری مواجه شده است. پس از یک سری حملات خشونت آمیز باند، تسوتی ماشینی را می دزدد. با این حال در حین رانندگی، او متوجه می شود که یک نوزاد روی صندلی عقب وجود دارد. او نوزاد را به خانه اش در محله ای فقیر نشین می آورد. پس از این ماجرا و طی شش روز آینده تغییری در او ایجاد می شود که هرگز قابل پیش بینی نبود و در پایان به یک پیوند عاطفی منجر می شود.
داستان این فیلم درمورد استاد پیر بازنشستهای به نام اومبرتو است که از پس مخارج زندگیاش برنمیآید. با وجود تلاشهای مکرر برای کسب درآمد به جایی نمیرسد بنابراین، بعد از مدتی تصمیم به خودکشی میگیرد و ...
داستان این فیلم درمورد استاد پیر بازنشستهای به نام اومبرتو است که از پس مخارج زندگیاش برنمیآید. با وجود تلاشهای مکرر برای کسب درآمد به جایی نمیرسد بنابراین، بعد از مدتی تصمیم به خودکشی میگیرد و ...
فیلم مردی بدون گذشته، درباره مردی است که شبانه با قطار به هلسینکی می رسد و روی نیمکت پارک به خواب می رود. در آنجا، مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش قرار گیرد و پزشکان در بیمارستان اعلام می کنند که مرده است. اما او از کما بیدار می شود و با بانداژ بیمارستان را ترک می کند. خانواده نیمینن که در یک کانتینر حمل و نقل متروکه در بندر ساکن هستند، صبح او را در کنار دریا پیدا می کنند. آنها مرد را به خانه می برند و از او پرستاری می کنند تا بهبود یابد. اما او حافظه اش را از دست داده و حتی نام خود را به خاطر نمی آورد. او با کمک ساکنان حاشیهنشین بندر، دوباره شروع میکند و به آرامی زندگی خود را به مسیر اصلی باز می گرداند، اما گذشته ناگزیر به او می رسد.
فیلم مردی بدون گذشته، درباره مردی است که شبانه با قطار به هلسینکی می رسد و روی نیمکت پارک به خواب می رود. در آنجا، مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش قرار گیرد و پزشکان در بیمارستان اعلام می کنند که مرده است. اما او از کما بیدار می شود و با بانداژ بیمارستان را ترک می کند. خانواده نیمینن که در یک کانتینر حمل و نقل متروکه در بندر ساکن هستند، صبح او را در کنار دریا پیدا می کنند. آنها مرد را به خانه می برند و از او پرستاری می کنند تا بهبود یابد. اما او حافظه اش را از دست داده و حتی نام خود را به خاطر نمی آورد. او با کمک ساکنان حاشیهنشین بندر، دوباره شروع میکند و به آرامی زندگی خود را به مسیر اصلی باز می گرداند، اما گذشته ناگزیر به او می رسد.
فیلم خاکسترهای آنجلا، بر اساس زندگینامه فرانک مک کورت ساخته شده و تجربیات فرانکی جوان و خانوادهاش را دنبال میکند که در تلاش برای فرار از فقر در محلههای فقیرنشین قبل از جنگ لیمریک هستند. پدر کهنه کار نظامی فرانک با فقر، تعصب و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم کرده و خانواده شرایط سخت زاغه نشینی را تحمل می کنند. فرانک مک کورت و خانواده اش برای زندگی به آمریکا می روند و خواهرش مارگارت اندکی پس از تولد می میرد. پس از این ماجرا آنها به خانه برمی گردند، اما وضعیت آنجا حتی بدتر می شود. با وجود اینکه پدر ایرلندی شمالی فرانکی برای ارتش جنگیده بود، اما همچنان نگاه متعصبانه و تبعیض آمیز نسبت به او وجود داشت و همین مسئله جستجوی شغل را برایش سخت می کرد.
فیلم خاکسترهای آنجلا، بر اساس زندگینامه فرانک مک کورت ساخته شده و تجربیات فرانکی جوان و خانوادهاش را دنبال میکند که در تلاش برای فرار از فقر در محلههای فقیرنشین قبل از جنگ لیمریک هستند. پدر کهنه کار نظامی فرانک با فقر، تعصب و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم کرده و خانواده شرایط سخت زاغه نشینی را تحمل می کنند. فرانک مک کورت و خانواده اش برای زندگی به آمریکا می روند و خواهرش مارگارت اندکی پس از تولد می میرد. پس از این ماجرا آنها به خانه برمی گردند، اما وضعیت آنجا حتی بدتر می شود. با وجود اینکه پدر ایرلندی شمالی فرانکی برای ارتش جنگیده بود، اما همچنان نگاه متعصبانه و تبعیض آمیز نسبت به او وجود داشت و همین مسئله جستجوی شغل را برایش سخت می کرد.
فیلم به شادی لازارو یا لازاروی خوشحال درباره پسری روستایی و ساده دل به نام لازارو است که در مزرعه کشاورزی می کند و از این کار رضایت دارد. اما دوستی او با یک پسر نجیب زاده به نام تانکردی، دنیایش را تغییر می دهد.
فیلم به شادی لازارو یا لازاروی خوشحال درباره پسری روستایی و ساده دل به نام لازارو است که در مزرعه کشاورزی می کند و از این کار رضایت دارد. اما دوستی او با یک پسر نجیب زاده به نام تانکردی، دنیایش را تغییر می دهد.
"دوست نابغه من" یک سریال درام ایتالیایی-آمریکایی است که بر اساس مجموعهای از رمانهای النا فرانکا "ناپولیتان" تألیف شده است. این سریال تلویزیونی که در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، داستان دو دختر به نامهای النا و لیلا را دنبال میکند که در محیط فقیرانه ناپولیس، ایتالیا، در دهه ۱۹۵۰ بزرگ میشوند و روایت زندگی و دوستی آن دو را ارائه میدهد. سریال "دوست نابغه من" با دقت نقشآفرینی و پیچیدگیهای روابط اجتماعی، دوستی و رشد شخصیتی دو دختر را به تصویر کشیده است.
"دوست نابغه من" یک سریال درام ایتالیایی-آمریکایی است که بر اساس مجموعهای از رمانهای النا فرانکا "ناپولیتان" تألیف شده است. این سریال تلویزیونی که در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، داستان دو دختر به نامهای النا و لیلا را دنبال میکند که در محیط فقیرانه ناپولیس، ایتالیا، در دهه ۱۹۵۰ بزرگ میشوند و روایت زندگی و دوستی آن دو را ارائه میدهد. سریال "دوست نابغه من" با دقت نقشآفرینی و پیچیدگیهای روابط اجتماعی، دوستی و رشد شخصیتی دو دختر را به تصویر کشیده است.
در داستان این فیلم، دو ولگرد، مکس میلان، یک محکوم سابق خشن و فرانسیس لیونل «شیر» دلبوچی، یک ملوان سابق بی آلایش، در جادهای در کالیفرنیا با هم آشنا میشوند و پس از رسیدن به پیتسبورگ توافق میکنند که در یک کارواش ماشین شریک شوند. شیر به دیترویت سفر می کند تا فرزند خود را ببیند که هرگز او را ندیده است و با همسرش آنی که تمام پولی را که در دریا به دست آورده بود و برایش فرستاده، دیدار کند. مکس موافقت می کند که در مسیر خود به پیتسبورگ برود، بانکی که مکس تمام پول اولیه خود را به آن می فرستد، آنجاست.
در داستان این فیلم، دو ولگرد، مکس میلان، یک محکوم سابق خشن و فرانسیس لیونل «شیر» دلبوچی، یک ملوان سابق بی آلایش، در جادهای در کالیفرنیا با هم آشنا میشوند و پس از رسیدن به پیتسبورگ توافق میکنند که در یک کارواش ماشین شریک شوند. شیر به دیترویت سفر می کند تا فرزند خود را ببیند که هرگز او را ندیده است و با همسرش آنی که تمام پولی را که در دریا به دست آورده بود و برایش فرستاده، دیدار کند. مکس موافقت می کند که در مسیر خود به پیتسبورگ برود، بانکی که مکس تمام پول اولیه خود را به آن می فرستد، آنجاست.
داستان «بچه» حول محور برونو، جوان بیست سالهی بیمسئولیت و سونیا، دوستدختر هجده سالهاش، میچرخد که به تازگی صاحب نوزادی به نام جیمی شدهاند. آنها در فقر زندگی میکنند و منبع درآمدشان کمکهزینههای دولتی و دزدیهای کوچک برونو است. برونو که آمادگی پذیرش مسئولیت پدری را ندارد و تنها به فکر پول درآوردن از هر راهی است، بدون اطلاع سونیا، تصمیم تکاندهندهای میگیرد: او جیمی را در بازار سیاه میفروشد. این اقدام، سونیا را در شوک و بحران عمیقی فرو میبرد و رابطهشان را دستخوش چالشی بزرگ میکند. فیلم به شکلی واقعگرایانه، پیامدهای این تصمیم را دنبال میکند و تلاش برونو برای جبران اشتباهش و رویارویی با عواقب کارهایش را به تصویر میکشد.
داستان «بچه» حول محور برونو، جوان بیست سالهی بیمسئولیت و سونیا، دوستدختر هجده سالهاش، میچرخد که به تازگی صاحب نوزادی به نام جیمی شدهاند. آنها در فقر زندگی میکنند و منبع درآمدشان کمکهزینههای دولتی و دزدیهای کوچک برونو است. برونو که آمادگی پذیرش مسئولیت پدری را ندارد و تنها به فکر پول درآوردن از هر راهی است، بدون اطلاع سونیا، تصمیم تکاندهندهای میگیرد: او جیمی را در بازار سیاه میفروشد. این اقدام، سونیا را در شوک و بحران عمیقی فرو میبرد و رابطهشان را دستخوش چالشی بزرگ میکند. فیلم به شکلی واقعگرایانه، پیامدهای این تصمیم را دنبال میکند و تلاش برونو برای جبران اشتباهش و رویارویی با عواقب کارهایش را به تصویر میکشد.
داستان فیلم "تس" در دهه 1880 در انگلستان اتفاق می افتد. یک روحانی به نام پارسون ترینگهام با جان دوربیفیلد، یک کشاورز ساده گفتگو می کند. ترینگهام یک مورخ محلی است و در جریان تحقیقات خود کشف کرده است که " دوربیفیلد ها" از نسل d'Urbervilles، یک خانواده نجیب هستند که وقتی وارثان مرد مردند، خانواده زمین و اعتبار خود را از دست داد. دوربیفیلد به این فکر میافتد که از نسب نجیب خود برای بهبود ثروت خانوادهاش استفاده کند. او و همسرش با یافتن یک خانواده ثروتمند به نام d'Urberville که در آن نزدیکی زندگی می کنند، دخترشان تس را می فرستند تا آنجا کار کند.
داستان فیلم "تس" در دهه 1880 در انگلستان اتفاق می افتد. یک روحانی به نام پارسون ترینگهام با جان دوربیفیلد، یک کشاورز ساده گفتگو می کند. ترینگهام یک مورخ محلی است و در جریان تحقیقات خود کشف کرده است که " دوربیفیلد ها" از نسل d'Urbervilles، یک خانواده نجیب هستند که وقتی وارثان مرد مردند، خانواده زمین و اعتبار خود را از دست داد. دوربیفیلد به این فکر میافتد که از نسب نجیب خود برای بهبود ثروت خانوادهاش استفاده کند. او و همسرش با یافتن یک خانواده ثروتمند به نام d'Urberville که در آن نزدیکی زندگی می کنند، دخترشان تس را می فرستند تا آنجا کار کند.
محمد، پسری نابینا که دنیا را با گوشهایش میبیند و با دستانش لمس میکند، پس از پایان مدرسه به خانه برمیگردد. اما انگار چیزی تغییر کرده، فضایی غریبه در انتظار اوست. پدری که میان مسئولیت و آرزوهایش گرفتار شده، تصمیمی سخت در سر دارد. داستان فیلم رنگ خدا در دل جنگلهای مهآلود و رودخانههای خروشان شمال شکل میگیرد، جایی که سکوت بیشتر از کلمات حرف میزند. محمد، با معصومیت کودکانهاش، به دنبال جایی در این جهان است، اما آیا جایی برای او باقی مانده؟ این فیلم قصهی نور و تاریکی، عشق و دوراهیهای تلخ زندگی است، روایتی که در عین سادگی، عمیقترین احساسات انسانی را لمس میکند و نشان میدهد که گاهی بزرگترین بینایی، در دل نابینایی نهفته است.
محمد، پسری نابینا که دنیا را با گوشهایش میبیند و با دستانش لمس میکند، پس از پایان مدرسه به خانه برمیگردد. اما انگار چیزی تغییر کرده، فضایی غریبه در انتظار اوست. پدری که میان مسئولیت و آرزوهایش گرفتار شده، تصمیمی سخت در سر دارد. داستان فیلم رنگ خدا در دل جنگلهای مهآلود و رودخانههای خروشان شمال شکل میگیرد، جایی که سکوت بیشتر از کلمات حرف میزند. محمد، با معصومیت کودکانهاش، به دنبال جایی در این جهان است، اما آیا جایی برای او باقی مانده؟ این فیلم قصهی نور و تاریکی، عشق و دوراهیهای تلخ زندگی است، روایتی که در عین سادگی، عمیقترین احساسات انسانی را لمس میکند و نشان میدهد که گاهی بزرگترین بینایی، در دل نابینایی نهفته است.
در طول جنگ داخلی سریلانکا، دیپان، یک جنگجوی سریلانکایی، برای اینکه پناهندگی سیاسی به فرانسه بگیرد، با یک زن و یک دختر جوان در قالب خانواده اش به فرانسه فرار می کند تا زندگی را از نو آغاز نماید. با این حال، آنها با کارتل های مواد مخدر درگیر می شوند و دوباره زندگی آنها را به خطر می اندازند.
در طول جنگ داخلی سریلانکا، دیپان، یک جنگجوی سریلانکایی، برای اینکه پناهندگی سیاسی به فرانسه بگیرد، با یک زن و یک دختر جوان در قالب خانواده اش به فرانسه فرار می کند تا زندگی را از نو آغاز نماید. با این حال، آنها با کارتل های مواد مخدر درگیر می شوند و دوباره زندگی آنها را به خطر می اندازند.
فیلم من کاپیتان هستم سفر خاص و پر ماجرای دو مرد جوان اهل کشور سنگال به نام های سیدو و موسی را به تصویر می کشد که شهر داکار در سنگال را ترک می کنند تا به سمت تحقق رویاهای خود بروند و به اروپا برسند.
فیلم من کاپیتان هستم سفر خاص و پر ماجرای دو مرد جوان اهل کشور سنگال به نام های سیدو و موسی را به تصویر می کشد که شهر داکار در سنگال را ترک می کنند تا به سمت تحقق رویاهای خود بروند و به اروپا برسند.
فیلم یک زندگی بهتر درباره باغبانی به نام کارلوس است که در شرق لسآنجلس زندگی میکند و در تلاش است تا پسرش لوییس را از باندها و عوامل مهاجرت دور نگه دارد. کارلوس که به تنهایی پسرش را بزرگ میکند، سعی دارد فرصتهایی را برای او فراهم کند که خودش هرگز نداشته است. او برای لوییس آرزوی یک زندگی بهتر، بدون خطراتی که در خیابانهای شهر بزرگ و پرهیاهوی لسآنجلس وجود دارد را در سر میپروراند.
فیلم یک زندگی بهتر درباره باغبانی به نام کارلوس است که در شرق لسآنجلس زندگی میکند و در تلاش است تا پسرش لوییس را از باندها و عوامل مهاجرت دور نگه دارد. کارلوس که به تنهایی پسرش را بزرگ میکند، سعی دارد فرصتهایی را برای او فراهم کند که خودش هرگز نداشته است. او برای لوییس آرزوی یک زندگی بهتر، بدون خطراتی که در خیابانهای شهر بزرگ و پرهیاهوی لسآنجلس وجود دارد را در سر میپروراند.
فیلم نامه یک زن ناشناس، در اوایل قرن بیستم در وین می گذرد و درباره یک پیانیست ثروتمند به نام استفان برند است که شب ها بیرون می رود تا زنان را اغوا کند. استفان باید صبح روز بعد با یک دوئل روبرو شود، اما قصد دارد از شهر برود و از انجام آن اجتناب کند. عصر وقتی به خانه برمی گردد، نامه ای از فرستنده ناشناس پیدا می کند که زندگی اش را برای همیشه تغییر می دهد. زمانی که استفان پیانیست کنسرت بود، با لیزا برندل نوجوان که در همسایگی اش سکونت داشت، ملاقات کرد. برند در زندگی خود زنان زیادی داشت، اما لیزا واقعا عاشق او بود. حالا آنها دوباره با هم رو به رو می شوند، اما استفان فقط به طور مبهم به یاد می آورد که قبلا او را دیده است.
فیلم نامه یک زن ناشناس، در اوایل قرن بیستم در وین می گذرد و درباره یک پیانیست ثروتمند به نام استفان برند است که شب ها بیرون می رود تا زنان را اغوا کند. استفان باید صبح روز بعد با یک دوئل روبرو شود، اما قصد دارد از شهر برود و از انجام آن اجتناب کند. عصر وقتی به خانه برمی گردد، نامه ای از فرستنده ناشناس پیدا می کند که زندگی اش را برای همیشه تغییر می دهد. زمانی که استفان پیانیست کنسرت بود، با لیزا برندل نوجوان که در همسایگی اش سکونت داشت، ملاقات کرد. برند در زندگی خود زنان زیادی داشت، اما لیزا واقعا عاشق او بود. حالا آنها دوباره با هم رو به رو می شوند، اما استفان فقط به طور مبهم به یاد می آورد که قبلا او را دیده است.
فیلم آب، در هند می گذرد و درباره دختری به نام چویا است که شوهرش به طور ناگهانی می میرد. بر اساس سنت های بیوگی، ساری سفید پوشیده، سرش را تراشیده و او را در آشرام رها می کنند تا بقیه عمرش را در انزوا بگذراند. چهارده زن هستند که در این خانه مخروبه زندگی می کنند و به آنجا فرستاده شده اند تا کارمای بد را جبران کرده و همچنین خانواده های خود را از بار مالی و عاطفی مراقبت از بیوه ها رها کنند. آشرام توسط یک بانوی باشکوه هفتادساله به نام مادهوماتی اداره می شود و تنها دوست او، گولابی است. این دو همچنین یک تجارت جانبی دارند. گولابی یکی از زنان بیوه به نام کالیانی که می خواهد از وضعیت اسف بار خود فرار کند، را به خارج از آشرام می برد.
فیلم آب، در هند می گذرد و درباره دختری به نام چویا است که شوهرش به طور ناگهانی می میرد. بر اساس سنت های بیوگی، ساری سفید پوشیده، سرش را تراشیده و او را در آشرام رها می کنند تا بقیه عمرش را در انزوا بگذراند. چهارده زن هستند که در این خانه مخروبه زندگی می کنند و به آنجا فرستاده شده اند تا کارمای بد را جبران کرده و همچنین خانواده های خود را از بار مالی و عاطفی مراقبت از بیوه ها رها کنند. آشرام توسط یک بانوی باشکوه هفتادساله به نام مادهوماتی اداره می شود و تنها دوست او، گولابی است. این دو همچنین یک تجارت جانبی دارند. گولابی یکی از زنان بیوه به نام کالیانی که می خواهد از وضعیت اسف بار خود فرار کند، را به خارج از آشرام می برد.
کابرینی روایتگر ظهور یک زن جسور فقیر است که به یکی از کارآفرینان بزرگ قرن نوزدهم تبدیل شد؛ کسی که از طریق قدرت اراده، شجاعت و مهارت تجاری خود، بر جنسیت گرایی و تعصب خشونت آمیز ضد ایتالیایی در قرن نوزدهم نیویورک غلبه کرد.
کابرینی روایتگر ظهور یک زن جسور فقیر است که به یکی از کارآفرینان بزرگ قرن نوزدهم تبدیل شد؛ کسی که از طریق قدرت اراده، شجاعت و مهارت تجاری خود، بر جنسیت گرایی و تعصب خشونت آمیز ضد ایتالیایی در قرن نوزدهم نیویورک غلبه کرد.
فیلم قطار کودکان در سال 1946 می گذرد، جایی که آنتونیتا، یک مادر مجرد فقیر شرایطی را فراهم می کند تا پسرش آمریگو را از ناپل به شمال ایتالیا بفرسد تا در کنار خانواده های ثروتمند زندگی کند. این سیاست به عنوان بخشی از طرح treni della felicità (قطارهای خوشبختی) به شمار می رفت که توسط حزب کمونیست ایتالیا سازماندهی شده بود. بچه های ایتالیای جنوبی تا خانواده های شمالی که می توانستند در سال های پس از جنگ جهانی دوم از آنها حمایت کنند، امکان استفاده از این طرح را داشتند. در ابتدا آمریگو مخالف این رفتن بود، اما وقتی توسط دوست پسر آنتونیتا در حال تقلب در فروش موش های سفید رنگ شده برای خز گرفتار می شود، تسلیم رفتن خواهد شد...
فیلم قطار کودکان در سال 1946 می گذرد، جایی که آنتونیتا، یک مادر مجرد فقیر شرایطی را فراهم می کند تا پسرش آمریگو را از ناپل به شمال ایتالیا بفرسد تا در کنار خانواده های ثروتمند زندگی کند. این سیاست به عنوان بخشی از طرح treni della felicità (قطارهای خوشبختی) به شمار می رفت که توسط حزب کمونیست ایتالیا سازماندهی شده بود. بچه های ایتالیای جنوبی تا خانواده های شمالی که می توانستند در سال های پس از جنگ جهانی دوم از آنها حمایت کنند، امکان استفاده از این طرح را داشتند. در ابتدا آمریگو مخالف این رفتن بود، اما وقتی توسط دوست پسر آنتونیتا در حال تقلب در فروش موش های سفید رنگ شده برای خز گرفتار می شود، تسلیم رفتن خواهد شد...
فیلم «سکوت لورنا» داستان لورنا، زن جوان آلبانیایی ساکن بلژیک را روایت میکند که برای کسب تابعیت و تحقق رویای راهاندازی یک کافه اسنک با نامزدش، تن به ازدواج صوری با کلودی، مردی معتاد، داده است. اما این تصمیم، او را ناخواسته درگیر نقشهای جنایتکارانه میکند که توسط فابیو، یک تبهکار محلی، طراحی شده است. طبق این نقشه، لورنا باید پس از مرگ ساختگی کلودی، با مرد دیگری ازدواج کند. با این حال، با گذشت زمان و شکلگیری نوعی ارتباط انسانی میان لورنا و کلودی، و همچنین تحولات غیرمنتظره در زندگی شخصیاش، او خود را در یک دوراهی اخلاقی پیچیده مییابد. لورنا باید میان آرزوهایش و وجدان بیدار شدهاش، در سکوتی پر از راز و خطر، دست به انتخاب بزند.
فیلم «سکوت لورنا» داستان لورنا، زن جوان آلبانیایی ساکن بلژیک را روایت میکند که برای کسب تابعیت و تحقق رویای راهاندازی یک کافه اسنک با نامزدش، تن به ازدواج صوری با کلودی، مردی معتاد، داده است. اما این تصمیم، او را ناخواسته درگیر نقشهای جنایتکارانه میکند که توسط فابیو، یک تبهکار محلی، طراحی شده است. طبق این نقشه، لورنا باید پس از مرگ ساختگی کلودی، با مرد دیگری ازدواج کند. با این حال، با گذشت زمان و شکلگیری نوعی ارتباط انسانی میان لورنا و کلودی، و همچنین تحولات غیرمنتظره در زندگی شخصیاش، او خود را در یک دوراهی اخلاقی پیچیده مییابد. لورنا باید میان آرزوهایش و وجدان بیدار شدهاش، در سکوتی پر از راز و خطر، دست به انتخاب بزند.