این سریال ها در مورد ماردین، قاضی آنتپ، وان و آدانا هستن.
داستان بیخانمانها روایت تلخ از یک خانوادهی آسیبدیده و دستخوش انتقام است. در برابر مشکلات طاقتفرسا، عشق و همبستگی خانواده به آزمون دشواری کشیده میشود.
داستان بیخانمانها روایت تلخ از یک خانوادهی آسیبدیده و دستخوش انتقام است. در برابر مشکلات طاقتفرسا، عشق و همبستگی خانواده به آزمون دشواری کشیده میشود.
سریال "شهر دور" داستان جدال عشق و انتقام را در قلب ماردین روایت میکند، جایی که سنت و مدرنیته به هم میآمیزند و سرنوشتها در سایه رازها شکل میگیرند. هر لحظه این درام عمیق، شما را به دنیای پیچیدهای از احساسات و روابط خانوادگی میبرد.
سریال "شهر دور" داستان جدال عشق و انتقام را در قلب ماردین روایت میکند، جایی که سنت و مدرنیته به هم میآمیزند و سرنوشتها در سایه رازها شکل میگیرند. هر لحظه این درام عمیق، شما را به دنیای پیچیدهای از احساسات و روابط خانوادگی میبرد.
داستان این سریال درباره ماراشلی، یک سرباز بازنشسته است که صاحب کتابفروشی شده است. برای ماراشلی، پس از تیراندازی دخترش، زندگی به شدت تغییر کرد. یک روز عکاسی به نام ماهور وارد کتابفروشی ماراشلی شده و در همان روز ناخواسته درگیر ماجرای مافیا می شود. ماراشلی جان او را نجات می دهد و از آن روز به بعد سرنوشت آنها به هم گره می خورد.
داستان این سریال درباره ماراشلی، یک سرباز بازنشسته است که صاحب کتابفروشی شده است. برای ماراشلی، پس از تیراندازی دخترش، زندگی به شدت تغییر کرد. یک روز عکاسی به نام ماهور وارد کتابفروشی ماراشلی شده و در همان روز ناخواسته درگیر ماجرای مافیا می شود. ماراشلی جان او را نجات می دهد و از آن روز به بعد سرنوشت آنها به هم گره می خورد.
گلپری، زنی جوان است که به دلیل فشار خانواده مجبور به ترک رویاهایش شده و برای یافتن خوشبختی، با مردی در یک شهر کوچک ازدواج میکند. اما مرگ ناگهانی و غمانگیز همسرش، او را در برابر خانواده شوهرش بیدفاع و تنها میگذارد. آنها نه تنها گلپری را مقصر میدانند، بلکه فرزندانش را نیز علیه او میشورانند و حضانتشان را از او میگیرند. او که در نبردی نابرابر برای بازپسگیری فرزندانش شکست خورده و حتی به زندان میافتد، ناچار به استانبول فرار میکند. در آنجا، به طور اتفاقی با قدیر، عشق دوران جوانیاش که اکنون یک وکیل موفق است، روبرو میشود. این دیدار امید را در دلش زنده میکند، اما مسیر دشوار او برای پس گرفتن فرزندان و ساختن یک زندگی دوباره تازه آغاز شده است.
گلپری، زنی جوان است که به دلیل فشار خانواده مجبور به ترک رویاهایش شده و برای یافتن خوشبختی، با مردی در یک شهر کوچک ازدواج میکند. اما مرگ ناگهانی و غمانگیز همسرش، او را در برابر خانواده شوهرش بیدفاع و تنها میگذارد. آنها نه تنها گلپری را مقصر میدانند، بلکه فرزندانش را نیز علیه او میشورانند و حضانتشان را از او میگیرند. او که در نبردی نابرابر برای بازپسگیری فرزندانش شکست خورده و حتی به زندان میافتد، ناچار به استانبول فرار میکند. در آنجا، به طور اتفاقی با قدیر، عشق دوران جوانیاش که اکنون یک وکیل موفق است، روبرو میشود. این دیدار امید را در دلش زنده میکند، اما مسیر دشوار او برای پس گرفتن فرزندان و ساختن یک زندگی دوباره تازه آغاز شده است.
لوئیس سلینجر، مامور اینترپل، و النور ویتمن، دستیار دادستان منطقه منهتن، در حال تحقیق دربارهی بانک بینالمللی تجارت و اعتبار (IBBC) هستند؛ بانکی قدرتمند مستقر در لوکزامبورگ که به نظر میرسد در فعالیتهای غیرقانونی گستردهای دست دارد. داستان بینالمللی این تحقیقات پرخطر را دنبال میکند که نشان میدهد IBBC در پولشویی، تجارت اسلحه، تامین مالی تروریسم و بیثبات کردن دولتها نقش دارد. تحقیقات سلینجر و ویتمن آنها را از برلین به میلان میکشاند، جایی که اومبرتو کالوینی، یک تولیدکنندهی بزرگ اسلحه و نامزد نخستوزیری ایتالیا که اطلاعاتی علیه بانک داشت، درست پس از صحبت با آنها توسط یک تکتیرانداز ترور میشود. سلینجر و ویتمن با دنبال کردن رد قاتل، به نیویورک و سپس استانبول میروند و بهتدریج به شبکهای پیچیده از توطئههای مالی و سیاسی پی میبرند.
لوئیس سلینجر، مامور اینترپل، و النور ویتمن، دستیار دادستان منطقه منهتن، در حال تحقیق دربارهی بانک بینالمللی تجارت و اعتبار (IBBC) هستند؛ بانکی قدرتمند مستقر در لوکزامبورگ که به نظر میرسد در فعالیتهای غیرقانونی گستردهای دست دارد. داستان بینالمللی این تحقیقات پرخطر را دنبال میکند که نشان میدهد IBBC در پولشویی، تجارت اسلحه، تامین مالی تروریسم و بیثبات کردن دولتها نقش دارد. تحقیقات سلینجر و ویتمن آنها را از برلین به میلان میکشاند، جایی که اومبرتو کالوینی، یک تولیدکنندهی بزرگ اسلحه و نامزد نخستوزیری ایتالیا که اطلاعاتی علیه بانک داشت، درست پس از صحبت با آنها توسط یک تکتیرانداز ترور میشود. سلینجر و ویتمن با دنبال کردن رد قاتل، به نیویورک و سپس استانبول میروند و بهتدریج به شبکهای پیچیده از توطئههای مالی و سیاسی پی میبرند.
داستان با یک برخورد تصادفی در یک پرواز به لندن آغاز میشود. یاغمور، دختری جوان و ساده، با مردی مرموز و جذاب به نام حشمت آشنا میشود. این آشنایی به یک رابطه عاشقانه و پرشور در خیابانهای لندن میانجامد، اما یاغمور نمیداند که معشوقش رازی بزرگ را پنهان میکند. حشمت، وارث یک خانواده قدرتمند در شرق ترکیه است که درگیر یک خصومت خونی قدیمی و بیرحمانه است. سرنوشت او از پیش نوشته شده و برای پایان دادن به این دشمنی، باید با دختر خانواده رقیب ازدواج کند. در حالی که مشاورانش او را برای انجام این وظیفه تحت فشار قرار میدهند، حشمت از این حقیقت بیخبر است که یاغمور فرزندی از او در شکم دارد. این فیلم، داستان تقابل عشق مدرن و سنتهای باستانی، و انتخاب دردناک میان وظیفه و خواسته قلبی است.
داستان با یک برخورد تصادفی در یک پرواز به لندن آغاز میشود. یاغمور، دختری جوان و ساده، با مردی مرموز و جذاب به نام حشمت آشنا میشود. این آشنایی به یک رابطه عاشقانه و پرشور در خیابانهای لندن میانجامد، اما یاغمور نمیداند که معشوقش رازی بزرگ را پنهان میکند. حشمت، وارث یک خانواده قدرتمند در شرق ترکیه است که درگیر یک خصومت خونی قدیمی و بیرحمانه است. سرنوشت او از پیش نوشته شده و برای پایان دادن به این دشمنی، باید با دختر خانواده رقیب ازدواج کند. در حالی که مشاورانش او را برای انجام این وظیفه تحت فشار قرار میدهند، حشمت از این حقیقت بیخبر است که یاغمور فرزندی از او در شکم دارد. این فیلم، داستان تقابل عشق مدرن و سنتهای باستانی، و انتخاب دردناک میان وظیفه و خواسته قلبی است.
سریال ترکی نفس نفس داستان روزمره دانش آموزان دبیرستانی است. نفس به نفس روایت جوانانی است که در زندگی پرفشار امروزی، در میان همهمه و سختی ها و تجربه های خوب و بد خود، میخواهند راهشان را پیدا کنند.
سریال ترکی نفس نفس داستان روزمره دانش آموزان دبیرستانی است. نفس به نفس روایت جوانانی است که در زندگی پرفشار امروزی، در میان همهمه و سختی ها و تجربه های خوب و بد خود، میخواهند راهشان را پیدا کنند.
داستان این سریال درباره بلا، دختر زیبای اسپانیایی که در مادرید و میلان بزرگ شد و هزار آقا است که زیر آفتاب سوزان چوکوروا بزرگ شد و در درون قبیله شکل گرفت. این زوج که نتوانستند جلوی عشق خود را بگیرند و با هم ازدواج کردند، با وجود اینکه از دو دنیای متفاوت، دو فرهنگ و سنت متفاوت هستند، راهی چوکوروا، قبیله بوزوک شدند. بلا اکنون عروس جدید قبیله بوزوک است. عروس جدید تنها دختر سفیر ترکیه و یک مادر از رده بالای جامعه است که در اسپانیا به دنیا آمده است. او علاوه بر دانش و خوش اخلاقی، بسیار مهربان، صمیمی و در عین حال دست و پا چلفتی است.
داستان این سریال درباره بلا، دختر زیبای اسپانیایی که در مادرید و میلان بزرگ شد و هزار آقا است که زیر آفتاب سوزان چوکوروا بزرگ شد و در درون قبیله شکل گرفت. این زوج که نتوانستند جلوی عشق خود را بگیرند و با هم ازدواج کردند، با وجود اینکه از دو دنیای متفاوت، دو فرهنگ و سنت متفاوت هستند، راهی چوکوروا، قبیله بوزوک شدند. بلا اکنون عروس جدید قبیله بوزوک است. عروس جدید تنها دختر سفیر ترکیه و یک مادر از رده بالای جامعه است که در اسپانیا به دنیا آمده است. او علاوه بر دانش و خوش اخلاقی، بسیار مهربان، صمیمی و در عین حال دست و پا چلفتی است.
داستان با یک کینه قدیمی و خونی میان دو خانواده قدرتمند آغاز میشود. پانزده سال پیش، بدیر با کشتن دوست نزدیکش احمد، آتش یک دشمنی تمامنشدنی را شعلهور کرد. اکنون که بدیر از زندان آزاد شده، پسر بزرگ احمد، کنان، مصمم است تا از وقوع یک حمام خون دیگر جلوگیری کند، اما برادر تندخوی او، عُکش، تنها به انتقام فکر میکند. در این میان، زلف، دختر بدیر، به عنوان بخشی از یک توطئه بیرحمانه توسط عُکش ربوده شده و در چاهی دورافتاده رها میشود تا بمیرد. کنان او را به شکل معجزهآسایی نجات میدهد، اما زلف با فهمیدن هویت ناجی خود، در شوک فرو میرود. برای پایان دادن به این دشمنی، بزرگان دو خانواده حکمی صادر میکنند: زلف باید به عقد کنان درآید. این ازدواج اجباری که در ابتدا برای هر دو عذابآور است، به تدریج جرقههای عشقی غیرمنتظره را روشن میکند.
داستان با یک کینه قدیمی و خونی میان دو خانواده قدرتمند آغاز میشود. پانزده سال پیش، بدیر با کشتن دوست نزدیکش احمد، آتش یک دشمنی تمامنشدنی را شعلهور کرد. اکنون که بدیر از زندان آزاد شده، پسر بزرگ احمد، کنان، مصمم است تا از وقوع یک حمام خون دیگر جلوگیری کند، اما برادر تندخوی او، عُکش، تنها به انتقام فکر میکند. در این میان، زلف، دختر بدیر، به عنوان بخشی از یک توطئه بیرحمانه توسط عُکش ربوده شده و در چاهی دورافتاده رها میشود تا بمیرد. کنان او را به شکل معجزهآسایی نجات میدهد، اما زلف با فهمیدن هویت ناجی خود، در شوک فرو میرود. برای پایان دادن به این دشمنی، بزرگان دو خانواده حکمی صادر میکنند: زلف باید به عقد کنان درآید. این ازدواج اجباری که در ابتدا برای هر دو عذابآور است، به تدریج جرقههای عشقی غیرمنتظره را روشن میکند.
فیلم تنفس داستانی از سربازان ترکی را روایت می کند که برای حفظ و نگهداری ایستگاهشان با گروهی جدایی طلب وارد جنگ و مبارزه می شوند و با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.
فیلم تنفس داستانی از سربازان ترکی را روایت می کند که برای حفظ و نگهداری ایستگاهشان با گروهی جدایی طلب وارد جنگ و مبارزه می شوند و با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.
در داستان سریال تردید، ریان نوه نصوح شادوغلو، پدرسالار خانواده برجسته شادوغلو در شهر میدیات است. با این حال، او هرگز به جز پدرش هزار، مادرش زهرا و خواهر کوچکترش گل، هیچ کس در خانواده اش را دوست نداشته است. یک روز صبح، ریان برای تماشای طلوع آفتاب سوار بر اسب می رود. در راه بازگشت، اسب او تقریبا با یک ماشین برخورد می کند. ریان می افتد و از هوش می رود. راننده ماشین که جوانی خوش تیپ به نام میران است بلافاصله جذب او می شود و به او پیشنهاد می کند تا به خانه برگردد. یارن، دختر برادر هزار، جهان، شیفته میران است.
در داستان سریال تردید، ریان نوه نصوح شادوغلو، پدرسالار خانواده برجسته شادوغلو در شهر میدیات است. با این حال، او هرگز به جز پدرش هزار، مادرش زهرا و خواهر کوچکترش گل، هیچ کس در خانواده اش را دوست نداشته است. یک روز صبح، ریان برای تماشای طلوع آفتاب سوار بر اسب می رود. در راه بازگشت، اسب او تقریبا با یک ماشین برخورد می کند. ریان می افتد و از هوش می رود. راننده ماشین که جوانی خوش تیپ به نام میران است بلافاصله جذب او می شود و به او پیشنهاد می کند تا به خانه برگردد. یارن، دختر برادر هزار، جهان، شیفته میران است.
داستان در دهه ۱۹۵۰ در شهر آدانا اتفاق میافتد و زندگی گلی، دختر جوانی را روایت میکند که در یک کارخانه کار میکند و از سوی پدر و برادر بزرگترش مورد بدرفتاری قرار میگیرد. او عاشق جوانی به نام کمال است، اما خانوادهاش با ازدواج آنها مخالفند و قصد دارند او را به ازدواج با رمضان، برادرزاده مالک ثروتمند کارخانه، مجبور کنند. مظفر بیگ، مالک کارخانه، با دیدن گلی شیفته او میشود و با کنار زدن برادرزادهاش، خودش با گلی ازدواج میکند. این اتفاق، گلی را از دنیای فقر به یک عمارت بزرگ و زندگی اشرافی وارد میکند، اما او در این دنیای جدید با چالشها، توطئهها و دشمنیهای فراوانی روبرو میشود و برای حفظ جایگاه و عشق خود باید مبارزه کند.
داستان در دهه ۱۹۵۰ در شهر آدانا اتفاق میافتد و زندگی گلی، دختر جوانی را روایت میکند که در یک کارخانه کار میکند و از سوی پدر و برادر بزرگترش مورد بدرفتاری قرار میگیرد. او عاشق جوانی به نام کمال است، اما خانوادهاش با ازدواج آنها مخالفند و قصد دارند او را به ازدواج با رمضان، برادرزاده مالک ثروتمند کارخانه، مجبور کنند. مظفر بیگ، مالک کارخانه، با دیدن گلی شیفته او میشود و با کنار زدن برادرزادهاش، خودش با گلی ازدواج میکند. این اتفاق، گلی را از دنیای فقر به یک عمارت بزرگ و زندگی اشرافی وارد میکند، اما او در این دنیای جدید با چالشها، توطئهها و دشمنیهای فراوانی روبرو میشود و برای حفظ جایگاه و عشق خود باید مبارزه کند.
در فیلم "ویزون تله"، شهردار یک روستای کوچک در جنوب شرقی ترکیه در سال 1974 به شدت با فعالیتهای فرصت طلب لطیف که نمایش فیلم در فضای باز برگزار میکند و میخواهد با معرفی اولین تلویزیون انحصار خود را بر سرگرمیهای روستا بشکند، مخالفت میکند. با این حال، تیم TRT برای تحویل تلویزیون با عجله روستا را ترک کرد و آنها را از نحوه تنظیم آن بی خبر گذاشت. شهردار یک برقکار غیرعادی به نام امین و تعدادی از کارکنان دفترش را استخدام می کند تا در راه اندازی فرستنده تلویزیونی به او کمک کنند...
در فیلم "ویزون تله"، شهردار یک روستای کوچک در جنوب شرقی ترکیه در سال 1974 به شدت با فعالیتهای فرصت طلب لطیف که نمایش فیلم در فضای باز برگزار میکند و میخواهد با معرفی اولین تلویزیون انحصار خود را بر سرگرمیهای روستا بشکند، مخالفت میکند. با این حال، تیم TRT برای تحویل تلویزیون با عجله روستا را ترک کرد و آنها را از نحوه تنظیم آن بی خبر گذاشت. شهردار یک برقکار غیرعادی به نام امین و تعدادی از کارکنان دفترش را استخدام می کند تا در راه اندازی فرستنده تلویزیونی به او کمک کنند...