اگه طرفدار فیلم های ومپایر یا همون خون آشامی هستید یه نگاهی به فیلمهای این لیست بندازید. از کمدی تا ترسناک توی این لیست هست.
در داستان فیلم "نوسفراتو" در سال 1838، در شهر ویسبورگ آلمان، توماس هاتر توسط کارفرمای خود، نماینده املاک، هر ناک، به ترانسیلوانیا فرستاده می شود تا از مشتری جدید، کنت اورلوک، که قصد خرید خانه ای در مقابل خانه خود هاتر را دارد، دیدن کند. هاتر در حالی که سفر خود را آغاز می کند، در مسافرخانه ای متوقف میشود که در آن مردم محلی تنها با ذکر نام اورلوک می ترسند. هاتر سوار بر کالسکه به قلعه ای می رود که کنت اورلوک از او استقبال می کند. وقتی هاتر در حال خوردن شام انگشت شست خود را برید، اورلوک سعی می کند خون را بمکد و همین شروع اتفاقات غیرطبیعی است...
در داستان فیلم "نوسفراتو" در سال 1838، در شهر ویسبورگ آلمان، توماس هاتر توسط کارفرمای خود، نماینده املاک، هر ناک، به ترانسیلوانیا فرستاده می شود تا از مشتری جدید، کنت اورلوک، که قصد خرید خانه ای در مقابل خانه خود هاتر را دارد، دیدن کند. هاتر در حالی که سفر خود را آغاز می کند، در مسافرخانه ای متوقف میشود که در آن مردم محلی تنها با ذکر نام اورلوک می ترسند. هاتر سوار بر کالسکه به قلعه ای می رود که کنت اورلوک از او استقبال می کند. وقتی هاتر در حال خوردن شام انگشت شست خود را برید، اورلوک سعی می کند خون را بمکد و همین شروع اتفاقات غیرطبیعی است...
رنفیلد، یک کارگزار املاک، به قلعهای دورافتاده در ترانسیلوانیا سفر میکند تا معاملهای را با کنت دراکولا نهایی کند. با وجود هشدارهای اهالی روستا درباره خطرات آنجا، او به مسیر خود ادامه میدهد و به زودی اسیر قدرت هیپنوتیزمی و شیطانی کنت میشود. دراکولا به همراه رنفیلد که اکنون برده وفادار اوست، به لندن سفر میکند تا قلمرو وحشت خود را گسترش دهد. او به سرعت مجذوب مینا، دختر دکتر سوارد، میشود و قصد دارد او را به یکی از موجودات نامیرای شب تبدیل کند. در همین حال، دکتر ون هلسینگ، یک متخصص امور فراطبیعی، به ماهیت واقعی کنت پی میبرد. او تنها کسی است که میتواند با دانش و شجاعت خود در برابر این هیولای باستانی بایستد و برای نجات روح مینا مبارزه کند.
رنفیلد، یک کارگزار املاک، به قلعهای دورافتاده در ترانسیلوانیا سفر میکند تا معاملهای را با کنت دراکولا نهایی کند. با وجود هشدارهای اهالی روستا درباره خطرات آنجا، او به مسیر خود ادامه میدهد و به زودی اسیر قدرت هیپنوتیزمی و شیطانی کنت میشود. دراکولا به همراه رنفیلد که اکنون برده وفادار اوست، به لندن سفر میکند تا قلمرو وحشت خود را گسترش دهد. او به سرعت مجذوب مینا، دختر دکتر سوارد، میشود و قصد دارد او را به یکی از موجودات نامیرای شب تبدیل کند. در همین حال، دکتر ون هلسینگ، یک متخصص امور فراطبیعی، به ماهیت واقعی کنت پی میبرد. او تنها کسی است که میتواند با دانش و شجاعت خود در برابر این هیولای باستانی بایستد و برای نجات روح مینا مبارزه کند.
آلن گری، جوانی رویا پرداز و علاقهمند به مسائل فراطبیعی، در سفرهایش به یک مسافرخانه دورافتاده در روستایی به نام کور تمپیر میرسد. فضا به شکلی غریب، مهآلود و وهمانگیز است و به نظر میرسد سایههایی مرموز بر آنجا حکمرانی میکنند. آلن با دریافت کتابی عجیب درباره خونآشامها، متوجه میشود که این روستا تحت نفرین یک خونآشام قدرتمند قرار دارد. او در مسیر تحقیقاتش با ارباب یک عمارت و دو دخترش، ژیزل و لئونه، آشنا میشود. لئونه به بیماری مرموزی مبتلا شده که او را ضعیف کرده است. آلن درمییابد که یک پیرزن محلی، خونآشامی است که از انرژی حیاتی قربانیان خود تغذیه میکند. او باید پیش از آنکه دیر شود، راهی برای شکستن این نفرین و نجات جان اهالی روستا پیدا کند.
آلن گری، جوانی رویا پرداز و علاقهمند به مسائل فراطبیعی، در سفرهایش به یک مسافرخانه دورافتاده در روستایی به نام کور تمپیر میرسد. فضا به شکلی غریب، مهآلود و وهمانگیز است و به نظر میرسد سایههایی مرموز بر آنجا حکمرانی میکنند. آلن با دریافت کتابی عجیب درباره خونآشامها، متوجه میشود که این روستا تحت نفرین یک خونآشام قدرتمند قرار دارد. او در مسیر تحقیقاتش با ارباب یک عمارت و دو دخترش، ژیزل و لئونه، آشنا میشود. لئونه به بیماری مرموزی مبتلا شده که او را ضعیف کرده است. آلن درمییابد که یک پیرزن محلی، خونآشامی است که از انرژی حیاتی قربانیان خود تغذیه میکند. او باید پیش از آنکه دیر شود، راهی برای شکستن این نفرین و نجات جان اهالی روستا پیدا کند.
فیلم خون و گل رز داستان حسادت و عواقب آن است. کارمیلا به ازدواج دوستش جورجیا با پسر عمویش لئوپولدو حسادت می کند و از این اتفاق آزرده می شود. اما در حین آتش بازی مراسم عروسی، مهمات باقی مانده از جنگ جهانی دوم در این مکان منفجر می شود و یک مقبره خانوادگی و قدیمی از دل خاک بیورن می آید. پس از این اتفاق روح یکی از اجداد افسانه ای و خون آشام کارمیلا در او حلول کرده و او را به یک خون آشام تبدیل می کند. حالا کارمیلای خون آشام همه را مورد آزار و وحشت قرار خواهد داد.
فیلم خون و گل رز داستان حسادت و عواقب آن است. کارمیلا به ازدواج دوستش جورجیا با پسر عمویش لئوپولدو حسادت می کند و از این اتفاق آزرده می شود. اما در حین آتش بازی مراسم عروسی، مهمات باقی مانده از جنگ جهانی دوم در این مکان منفجر می شود و یک مقبره خانوادگی و قدیمی از دل خاک بیورن می آید. پس از این اتفاق روح یکی از اجداد افسانه ای و خون آشام کارمیلا در او حلول کرده و او را به یک خون آشام تبدیل می کند. حالا کارمیلای خون آشام همه را مورد آزار و وحشت قرار خواهد داد.
همه سفرهای ماهعسل آرام و عاشقانه نیستند، بعضی از آنها در مسیری تاریک و غیرمنتظره گم میشوند. فیلم دختران تاریکی (Daughters of Darkness 1971) داستان یک زوج جوان را روایت میکند که در هتلی دورافتاده اقامت میکنند، بیخبر از اینکه این مکان قرار است زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد. وقتی زنی اسرارآمیز به نام کنتس الیزابت باتوری به همراه دستیار مرموزش وارد ماجرا میشود، بازی تازهای آغاز میشود. او جذاب، فریبنده و بیش از حد علاقهمند به زوج جوان است. اما پشت لبخندهای آرام و نگاههای نافذ، رازی پنهان است که هر لحظه پرده از چهره واقعیاش برمیدارد. در این دنیای سایهها و اغواگری، اعتماد شکنندهتر از آن است که به نظر میرسد و عشق همیشه همان چیزی نیست که انتظارش را داری.
همه سفرهای ماهعسل آرام و عاشقانه نیستند، بعضی از آنها در مسیری تاریک و غیرمنتظره گم میشوند. فیلم دختران تاریکی (Daughters of Darkness 1971) داستان یک زوج جوان را روایت میکند که در هتلی دورافتاده اقامت میکنند، بیخبر از اینکه این مکان قرار است زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد. وقتی زنی اسرارآمیز به نام کنتس الیزابت باتوری به همراه دستیار مرموزش وارد ماجرا میشود، بازی تازهای آغاز میشود. او جذاب، فریبنده و بیش از حد علاقهمند به زوج جوان است. اما پشت لبخندهای آرام و نگاههای نافذ، رازی پنهان است که هر لحظه پرده از چهره واقعیاش برمیدارد. در این دنیای سایهها و اغواگری، اعتماد شکنندهتر از آن است که به نظر میرسد و عشق همیشه همان چیزی نیست که انتظارش را داری.
فیلم بلاکولا داستان مردی آفریقایی است که توسط یک دراکولا به خون آشام تبدیل می شود. به او لقب بلاکولا را می دهند و در قلعه دراکولا دفنش می کنند. حالا او با انتقال تابوتش به لس آنجلس، بیدار می شود و حسابی تشنه است. چه اتفاقاتی از پس این بیداری رخ می دهد؟
فیلم بلاکولا داستان مردی آفریقایی است که توسط یک دراکولا به خون آشام تبدیل می شود. به او لقب بلاکولا را می دهند و در قلعه دراکولا دفنش می کنند. حالا او با انتقال تابوتش به لس آنجلس، بیدار می شود و حسابی تشنه است. چه اتفاقاتی از پس این بیداری رخ می دهد؟
بعضی شهرها گذشتهای دارند که هرگز فراموش نمیشود، هرچند ساکنانش سعی کنند آن را نادیده بگیرند. داستان سریال سیلمز لات (Salem's Lot 1979) از جایی آغاز میشود که بن میرز، نویسندهای که به دنبال الهام است، به زادگاهش بازمیگردد. هدفش نوشتن درباره خانهای متروکه و مرموز است که سالهاست سایهای سنگین بر شهر انداخته. اما به محض ورود او، اتفاقات عجیب شروع میشود. مردم ناپدید میشوند، شایعاتی در شهر میپیچد و هوا، حتی در روشنترین روزها، حس ناخوشایندی دارد. چیزی در تاریکی سیلمز لات کمین کرده، چیزی که بیشتر از خاطرات کهنه در این شهر زنده است. آیا بن تنها یک داستان ترسناک پیدا کرده یا خودش به بخشی از آن تبدیل شده؟
بعضی شهرها گذشتهای دارند که هرگز فراموش نمیشود، هرچند ساکنانش سعی کنند آن را نادیده بگیرند. داستان سریال سیلمز لات (Salem's Lot 1979) از جایی آغاز میشود که بن میرز، نویسندهای که به دنبال الهام است، به زادگاهش بازمیگردد. هدفش نوشتن درباره خانهای متروکه و مرموز است که سالهاست سایهای سنگین بر شهر انداخته. اما به محض ورود او، اتفاقات عجیب شروع میشود. مردم ناپدید میشوند، شایعاتی در شهر میپیچد و هوا، حتی در روشنترین روزها، حس ناخوشایندی دارد. چیزی در تاریکی سیلمز لات کمین کرده، چیزی که بیشتر از خاطرات کهنه در این شهر زنده است. آیا بن تنها یک داستان ترسناک پیدا کرده یا خودش به بخشی از آن تبدیل شده؟
فیلم گرسنگی 1983 داستان عشق بین میریام و جان، دو خون آشام است که آدم ها را میکشند تا از خون آنها تغذیه کنند و زنده بمانند. اما با این وجود، جان در حال پیر شدن است. او نزد دکتر رابرتس میرود که در حال تحقیق بر روی عمر زیاد است. میریام که میبیند جان به سرعت در حال پیر شدن و از بین رفتن است، دکتر رابرتس را به خانه میآورد و هر دو از خون هم می خورند. به این ترتیب دکتر رابرتس هم حالا یک خون آشام است و یک مثلث عشقی بین این 3 نفر شکل می گیرد.
فیلم گرسنگی 1983 داستان عشق بین میریام و جان، دو خون آشام است که آدم ها را میکشند تا از خون آنها تغذیه کنند و زنده بمانند. اما با این وجود، جان در حال پیر شدن است. او نزد دکتر رابرتس میرود که در حال تحقیق بر روی عمر زیاد است. میریام که میبیند جان به سرعت در حال پیر شدن و از بین رفتن است، دکتر رابرتس را به خانه میآورد و هر دو از خون هم می خورند. به این ترتیب دکتر رابرتس هم حالا یک خون آشام است و یک مثلث عشقی بین این 3 نفر شکل می گیرد.
فیلم خون آشامی شب وحشت درباره مردی است که متوجه می شود در همسایگی او دو خون آشام ساکن شده اند. حالا مرد برای نجات جان خود و اهالی دنبال راهی برای نابود کردن آنها می گردد.
فیلم خون آشامی شب وحشت درباره مردی است که متوجه می شود در همسایگی او دو خون آشام ساکن شده اند. حالا مرد برای نجات جان خود و اهالی دنبال راهی برای نابود کردن آنها می گردد.
داستان این فیلم در مورد دو برادر به نام مایکل و سام است که بعد از نقل مکان کردن به یک شهر ساحلی در ایالات کالیفرنیا، متوجه میشوند گروهی عجیب از خونآشامها در این شهر زندگی میکنند. در این میان راهی برای خروج از این شهر ندارند و درگیر حوادث غیرمنتظره و خطرناکی میشوند که در این فیلم خواهید دید.
داستان این فیلم در مورد دو برادر به نام مایکل و سام است که بعد از نقل مکان کردن به یک شهر ساحلی در ایالات کالیفرنیا، متوجه میشوند گروهی عجیب از خونآشامها در این شهر زندگی میکنند. در این میان راهی برای خروج از این شهر ندارند و درگیر حوادث غیرمنتظره و خطرناکی میشوند که در این فیلم خواهید دید.
فیلم لانه کرم سفید داستان یک موجود و فرقه عجیب است. یک باستان شناس در هنگام حفاری در صومعه ای، یک جمجمه عجیب پیدا می کند. پس از پیدا کردن آن جمجمه و ناپدید شدنش، افراد دهکده نیز کم کم ناپدید میشوند. چه ارتباطی بین گم شدن اهالی و این جمجمه وجود دارد؟
فیلم لانه کرم سفید داستان یک موجود و فرقه عجیب است. یک باستان شناس در هنگام حفاری در صومعه ای، یک جمجمه عجیب پیدا می کند. پس از پیدا کردن آن جمجمه و ناپدید شدنش، افراد دهکده نیز کم کم ناپدید میشوند. چه ارتباطی بین گم شدن اهالی و این جمجمه وجود دارد؟
داستان فیلم دراکولای برام استوکر، درباره خون آشامی به اسم دراکولا (اولدمن) است که بعد از برگشتن از جنگ با سپاه ترک، متوجه می شود همسرش خودکشی کرده است؛ چراکه شنیده بود دراکولا در جنگ کشته شده است. دراکولا که با شنیدن این خبر ایمانش را از دست می دهد، تبدیل به خون آشام می شود. در ادامه او عاشق مینا موری (رایدر)، نامزد وکیلش جاناتان هارکر (ریوز) خواهد شد. هنگامی که دراکولا دوستان مینا را می ترساند، پروفسور آبراهام ون هلسینگ (هاپکینز)، متخصص خون آشام، احضار می شود تا به سلطنت مخوف خود پایان دهد.
داستان فیلم دراکولای برام استوکر، درباره خون آشامی به اسم دراکولا (اولدمن) است که بعد از برگشتن از جنگ با سپاه ترک، متوجه می شود همسرش خودکشی کرده است؛ چراکه شنیده بود دراکولا در جنگ کشته شده است. دراکولا که با شنیدن این خبر ایمانش را از دست می دهد، تبدیل به خون آشام می شود. در ادامه او عاشق مینا موری (رایدر)، نامزد وکیلش جاناتان هارکر (ریوز) خواهد شد. هنگامی که دراکولا دوستان مینا را می ترساند، پروفسور آبراهام ون هلسینگ (هاپکینز)، متخصص خون آشام، احضار می شود تا به سلطنت مخوف خود پایان دهد.
فیلم مصاحبه با خونآشام بر روی لستات (تام کروز) و لوئیس (برد پیت) تمرکز میکند که با تبدیل لوئیس به خونآشام توسط لستات در سال 1791 آغاز میشود. این فیلم دوران با هم بودن آنها و تبدیل شدنشان از کلودیا (کرستن دانست) جوان به یک خونآشام را روایت میکند. فیلم با یک مصاحبه امروزی شروع می شود که در آن لوئیس داستان خود را برای یک خبرنگار سانفرانسیسکو (کریستین اسلیتر) تعریف می کند...
فیلم مصاحبه با خونآشام بر روی لستات (تام کروز) و لوئیس (برد پیت) تمرکز میکند که با تبدیل لوئیس به خونآشام توسط لستات در سال 1791 آغاز میشود. این فیلم دوران با هم بودن آنها و تبدیل شدنشان از کلودیا (کرستن دانست) جوان به یک خونآشام را روایت میکند. فیلم با یک مصاحبه امروزی شروع می شود که در آن لوئیس داستان خود را برای یک خبرنگار سانفرانسیسکو (کریستین اسلیتر) تعریف می کند...
سام یک بوهمی نیویورکی خود ویرانگر و بسیار مبهم است که به تازگی پدر و دوست دختر دیرینه خود را از دست داده است. او در یک مهمانی هالووین با زنی مرموز و زیبایی به نام آنا (مردیت اسنایدر) آشنا می شود. این دو کم کم به هم نزدیک شده و رابطه صمیمانه ای برقرار میکنند. اما به زودی سام از یک بیماری مرموز رنج می برد و در نهایت به این باور می رسد که آنا یک خون آشام است.
سام یک بوهمی نیویورکی خود ویرانگر و بسیار مبهم است که به تازگی پدر و دوست دختر دیرینه خود را از دست داده است. او در یک مهمانی هالووین با زنی مرموز و زیبایی به نام آنا (مردیت اسنایدر) آشنا می شود. این دو کم کم به هم نزدیک شده و رابطه صمیمانه ای برقرار میکنند. اما به زودی سام از یک بیماری مرموز رنج می برد و در نهایت به این باور می رسد که آنا یک خون آشام است.
خبرنگاران همیشه به دنبال داستانهای عجیب و پرفروشاند، اما بعضی قصهها بهتر است برای همیشه در تاریکی باقی بمانند. در داستان فیلم پرواز شب (The Night Flier 1997) ریچارد دیس، یک روزنامهنگار سرسخت، سرنخهایی از مجموعه قتلهایی پیدا میکند که همه به یک قاتل نامرئی ختم میشوند؛ مردی که با یک هواپیمای سیاه به فرودگاههای دورافتاده سفر میکند و ردی از اجساد خونآلود به جا میگذارد. دیس، که به هیچچیز جز حقایق قابل لمس باور ندارد، تصمیم میگیرد او را تعقیب کند، اما هرچه بیشتر پیش میرود، کمتر میتواند توضیحی منطقی برای آنچه میبیند پیدا کند. هواپیمایی که انگار از دل تاریکی آمده، قتلهایی که بویی از انسانیت ندارند و حس وهمآوری که مدام سنگینتر میشود—شاید بعضی رازها ارزش کشف شدن نداشته باشند...
خبرنگاران همیشه به دنبال داستانهای عجیب و پرفروشاند، اما بعضی قصهها بهتر است برای همیشه در تاریکی باقی بمانند. در داستان فیلم پرواز شب (The Night Flier 1997) ریچارد دیس، یک روزنامهنگار سرسخت، سرنخهایی از مجموعه قتلهایی پیدا میکند که همه به یک قاتل نامرئی ختم میشوند؛ مردی که با یک هواپیمای سیاه به فرودگاههای دورافتاده سفر میکند و ردی از اجساد خونآلود به جا میگذارد. دیس، که به هیچچیز جز حقایق قابل لمس باور ندارد، تصمیم میگیرد او را تعقیب کند، اما هرچه بیشتر پیش میرود، کمتر میتواند توضیحی منطقی برای آنچه میبیند پیدا کند. هواپیمایی که انگار از دل تاریکی آمده، قتلهایی که بویی از انسانیت ندارند و حس وهمآوری که مدام سنگینتر میشود—شاید بعضی رازها ارزش کشف شدن نداشته باشند...
فیلم سایه یک خون آشام داستان ساخت یک فیلم ترسناک است. فیلم نوسفراتو-سمفونی وحشت نام یک فیلم است که در سال 1922 ساخته شد ولی عجایب زیادی در رابطه با آن رقم خورد. خیلی از دست اندر کاران این فیلم به طرز عجیب و مرموزی ناپدید و یا کشته شدند.
فیلم سایه یک خون آشام داستان ساخت یک فیلم ترسناک است. فیلم نوسفراتو-سمفونی وحشت نام یک فیلم است که در سال 1922 ساخته شد ولی عجایب زیادی در رابطه با آن رقم خورد. خیلی از دست اندر کاران این فیلم به طرز عجیب و مرموزی ناپدید و یا کشته شدند.
در دل اروپا، جایی میان افسانه و تاریکی، مردی به نام گابریل ون هلسینگ ماموریتی میپذیرد که نهتنها درباره مرگ و زندگی، بلکه درباره هویت و گذشتهاش است. او به سرزمین ترانسیلوانیا فرستاده میشود تا با موجودی روبهرو شود که نامش در سایهها نجوا میشود: کنت دراکولا. در این سفر خطرناک، زنی شجاع از خاندان والریوس در کنارش قرار میگیرد و با هم به نبردی میروند که مرز بین انسان و هیولا را محو میکند. داستان ون هلسینگ ماجرای شکارچیای است که در دل شب، با گرگینهها، هیولای فرانکشتاین و نیرویی فراتر از تصور بشر مواجه میشود. در جهانی که نور با تاریکی همخانه است، هر تصمیم میتواند آخرین باشد، و هر دشمن، بازتابی از درون خود انسان.
در دل اروپا، جایی میان افسانه و تاریکی، مردی به نام گابریل ون هلسینگ ماموریتی میپذیرد که نهتنها درباره مرگ و زندگی، بلکه درباره هویت و گذشتهاش است. او به سرزمین ترانسیلوانیا فرستاده میشود تا با موجودی روبهرو شود که نامش در سایهها نجوا میشود: کنت دراکولا. در این سفر خطرناک، زنی شجاع از خاندان والریوس در کنارش قرار میگیرد و با هم به نبردی میروند که مرز بین انسان و هیولا را محو میکند. داستان ون هلسینگ ماجرای شکارچیای است که در دل شب، با گرگینهها، هیولای فرانکشتاین و نیرویی فراتر از تصور بشر مواجه میشود. در جهانی که نور با تاریکی همخانه است، هر تصمیم میتواند آخرین باشد، و هر دشمن، بازتابی از درون خود انسان.
داستان فیلم شکنندگان روز در دنیای آینده رخ میدهد، جایی که خونآشامها جمعیت حاکم بر کره زمین شدهاند و نسل بشر تنها 5 درصد از جمعیت زمین را تشکیل میدهند. با این وجود ذخایر تغذیهای خونآشامها که خون طبیعی است، بسیار کاهش یافته است. در این میان یک شرکت مشغول تحقیقات گستردهای میشود که جایگزین مناسبی برای خون طبیعی پیدا کند تا با اینکار زندگی انسانهای باقیمانده را نجات دهد. از سوی دیگر کمبود خون باعث میشود خونآشامها به موجودات خطرناک و درندهای تبدیل شوند...
داستان فیلم شکنندگان روز در دنیای آینده رخ میدهد، جایی که خونآشامها جمعیت حاکم بر کره زمین شدهاند و نسل بشر تنها 5 درصد از جمعیت زمین را تشکیل میدهند. با این وجود ذخایر تغذیهای خونآشامها که خون طبیعی است، بسیار کاهش یافته است. در این میان یک شرکت مشغول تحقیقات گستردهای میشود که جایگزین مناسبی برای خون طبیعی پیدا کند تا با اینکار زندگی انسانهای باقیمانده را نجات دهد. از سوی دیگر کمبود خون باعث میشود خونآشامها به موجودات خطرناک و درندهای تبدیل شوند...
فیلم من یک افسانه ام که بسیار هیجانانگیز و البته پسا-آخرالزمانی است، داستان رابرت نویل، دانشمند ویروسشناسی که در میان خرابههای نیویورک تنها بازمانده انسانی است، را به تصویر میکشد. ویروسی که برای درمان سرطان طراحی شده بود، به طرز فاجعهباری انسانها را به موجودات شبزی و خطرناک تبدیل میکند. نویل که به طرز معجزهآسایی در برابر این ویروس مصون است، هر روز با ارسال پیامهای رادیویی به دنبال یافتن بازماندگان دیگر میگردد و در عین حال بر روی یافتن درمانی برای این ویروس کار میکند. اما موجودات آلوده در سایهها او را نظاره میکنند و منتظر کوچکترین اشتباه از او هستند. تنها همراه نویل در داستان فیلم من افسانه هستم، سگ وفادارش سم است که در یکی از صحنههای احساسی فیلم، نویل را پس از آلودگی به ویروس ترک میکند. بعد از این اتفاق، نویل باید به تنهایی و تا پای جان با موجودات آلوده روبرو شود. در این مسیر او تقریبا جان خود را از دست میدهد، اما او به طور غیرمنتظرهای با دو بازمانده دیگر که پیامهای رادیویی او را شنیدهاند، مواجه میشود. این دو نفر به نویل از وجود یک اردوگاه بازماندگان در ورمانت خبر میدهند، اما نویل در ابتدا به وجود چنین اردوگاهی شک دارد. داستان فیلم من افسانه ام به نقطهای میرسد که نویل با کمک این بازماندگان به تحقیق بر روی درمان ویروس ادامه میدهد. این تلاشها به نقطه اوج خود میرسند و نویل نقش مهمی در پیدا کردن راهحلی برای مقابله با ویروس ایفا میکند که در نهایت باعث میشود نقش او در نجات بشریت به یک افسانه تبدیل شود.
فیلم من یک افسانه ام که بسیار هیجانانگیز و البته پسا-آخرالزمانی است، داستان رابرت نویل، دانشمند ویروسشناسی که در میان خرابههای نیویورک تنها بازمانده انسانی است، را به تصویر میکشد. ویروسی که برای درمان سرطان طراحی شده بود، به طرز فاجعهباری انسانها را به موجودات شبزی و خطرناک تبدیل میکند. نویل که به طرز معجزهآسایی در برابر این ویروس مصون است، هر روز با ارسال پیامهای رادیویی به دنبال یافتن بازماندگان دیگر میگردد و در عین حال بر روی یافتن درمانی برای این ویروس کار میکند. اما موجودات آلوده در سایهها او را نظاره میکنند و منتظر کوچکترین اشتباه از او هستند. تنها همراه نویل در داستان فیلم من افسانه هستم، سگ وفادارش سم است که در یکی از صحنههای احساسی فیلم، نویل را پس از آلودگی به ویروس ترک میکند. بعد از این اتفاق، نویل باید به تنهایی و تا پای جان با موجودات آلوده روبرو شود. در این مسیر او تقریبا جان خود را از دست میدهد، اما او به طور غیرمنتظرهای با دو بازمانده دیگر که پیامهای رادیویی او را شنیدهاند، مواجه میشود. این دو نفر به نویل از وجود یک اردوگاه بازماندگان در ورمانت خبر میدهند، اما نویل در ابتدا به وجود چنین اردوگاهی شک دارد. داستان فیلم من افسانه ام به نقطهای میرسد که نویل با کمک این بازماندگان به تحقیق بر روی درمان ویروس ادامه میدهد. این تلاشها به نقطه اوج خود میرسند و نویل نقش مهمی در پیدا کردن راهحلی برای مقابله با ویروس ایفا میکند که در نهایت باعث میشود نقش او در نجات بشریت به یک افسانه تبدیل شود.
در جهانی که تاریکی در سایهها پنهان شده، جنگی مخفیانه میان شکارچی و شکار در جریان است. داستان خون: آخرین خون آشام (Blood: The Last Vampire 2009) ماجرای دختری به نام سایا است که نیمی انسان و نیمی خونآشام است. او تنها سلاحی است که میتواند تعادل را میان دنیای انسانها و هیولاهایی که در میانشان زندگی میکنند، حفظ کند. با ماموریتی تازه، سایا به یک پایگاه نظامی آمریکایی در ژاپن فرستاده میشود، جایی که موجودات تاریکی در لباس انسانها پنهان شدهاند. اما شکار در محیطی ناآشنا، همیشه آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود. در این میان، او با دختری به نام آلیس آشنا میشود که ناخواسته وارد این جنگ خونین میشود. داستان خون: آخرین خونآشام نشان میدهد که گذشته همیشه دست از سر آدم برنمیدارد، بهخصوص وقتی ریشههایش در خون باشد.
در جهانی که تاریکی در سایهها پنهان شده، جنگی مخفیانه میان شکارچی و شکار در جریان است. داستان خون: آخرین خون آشام (Blood: The Last Vampire 2009) ماجرای دختری به نام سایا است که نیمی انسان و نیمی خونآشام است. او تنها سلاحی است که میتواند تعادل را میان دنیای انسانها و هیولاهایی که در میانشان زندگی میکنند، حفظ کند. با ماموریتی تازه، سایا به یک پایگاه نظامی آمریکایی در ژاپن فرستاده میشود، جایی که موجودات تاریکی در لباس انسانها پنهان شدهاند. اما شکار در محیطی ناآشنا، همیشه آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود. در این میان، او با دختری به نام آلیس آشنا میشود که ناخواسته وارد این جنگ خونین میشود. داستان خون: آخرین خونآشام نشان میدهد که گذشته همیشه دست از سر آدم برنمیدارد، بهخصوص وقتی ریشههایش در خون باشد.
فیلم ناگفته های دراکولا یا دراکولا داستان ناگفته، در قرن پانزدهم اتفاق می افتد که ولاد شاهزاده والاچیا و ترانسیلوانیا است. در کودکی، او یک نگهبان سلطنتی در کاخ سلطان امپراتوری عثمانی بود و برای سربازی در سپاه سلطان آموزش دیده بود. او در آنجا به مخوف ترین جنگجوی آنها تبدیل شد و نام "ولاد شمشیر، پسر اژدها " را به دست آورد، اما از اعمال خود بیمار شد و گذشته اش را رها کرد. حالا لرد جوان ولاد و خانواده اش زندگی مسالمت آمیزی در قلمرو کوچک خود دارند. اما ناگهان یک جنگ سالار ترک از ولاد و پسرش می خواهد تا ارتشی ایجاد کنند و پادشاهی او توسط ترک ها تهدید می شود. حالا ولاد برای اینکه قدرت زیادی به دست بیاورد و از خانواده و پادشاهی اش در برابر نیروهای مهاجم ترک محافظت کند، خود را به یک خون آشام تبدیل می کند.
فیلم ناگفته های دراکولا یا دراکولا داستان ناگفته، در قرن پانزدهم اتفاق می افتد که ولاد شاهزاده والاچیا و ترانسیلوانیا است. در کودکی، او یک نگهبان سلطنتی در کاخ سلطان امپراتوری عثمانی بود و برای سربازی در سپاه سلطان آموزش دیده بود. او در آنجا به مخوف ترین جنگجوی آنها تبدیل شد و نام "ولاد شمشیر، پسر اژدها " را به دست آورد، اما از اعمال خود بیمار شد و گذشته اش را رها کرد. حالا لرد جوان ولاد و خانواده اش زندگی مسالمت آمیزی در قلمرو کوچک خود دارند. اما ناگهان یک جنگ سالار ترک از ولاد و پسرش می خواهد تا ارتشی ایجاد کنند و پادشاهی او توسط ترک ها تهدید می شود. حالا ولاد برای اینکه قدرت زیادی به دست بیاورد و از خانواده و پادشاهی اش در برابر نیروهای مهاجم ترک محافظت کند، خود را به یک خون آشام تبدیل می کند.
در انیمیشن "هتل ترانسیلوانیا" در سال 1895، کنت دراکولا پس از کشته شدن همسرش مارتا توسط یک گروه خشمگین انسانی، ماموریت می یابد و در ترانسیلوانیا، هتلی عظیم فقط برای هیولاها میسازد و در آن دختر خردسالش، ماویس را بزرگ میکند. این هتل همچنین به عنوان پناهگاهی امن برای هیولاهای جهان از ترس آزار و اذیت انسان عمل می کند. هیولاها و دوستان مشهور دراکولا مانند فرانکنشتاین و همسرش یونیس، وین و واندا گرگینه و خانواده بزرگ آنها، گریفین مرد نامرئی، و موری مومیایی اغلب به هتل می آیند. زمانی که انسانی به نام جانی وارد هتل می شود، دراکولا سعی می کند ماویس به او علاقمند نشود...
در انیمیشن "هتل ترانسیلوانیا" در سال 1895، کنت دراکولا پس از کشته شدن همسرش مارتا توسط یک گروه خشمگین انسانی، ماموریت می یابد و در ترانسیلوانیا، هتلی عظیم فقط برای هیولاها میسازد و در آن دختر خردسالش، ماویس را بزرگ میکند. این هتل همچنین به عنوان پناهگاهی امن برای هیولاهای جهان از ترس آزار و اذیت انسان عمل می کند. هیولاها و دوستان مشهور دراکولا مانند فرانکنشتاین و همسرش یونیس، وین و واندا گرگینه و خانواده بزرگ آنها، گریفین مرد نامرئی، و موری مومیایی اغلب به هتل می آیند. زمانی که انسانی به نام جانی وارد هتل می شود، دراکولا سعی می کند ماویس به او علاقمند نشود...
داستان فیلم درباره بلا سوان هفده ساله است که فینیکس، آریزونا را ترک می کند و به فورکز، شهر کوچکی در شبه جزیره المپیک ایالت واشنگتن می رود تا با پدرش، چارلی، رئیس پلیس شهر زندگی کند. بلا با جیکوب بلک، یک نوجوان بومی آمریکایی که با پدرش در منطقه رزرواسیون سرخپوستان کویلوت نزدیک فورکز زندگی می کند، آشنا می شود. او در دبیرستان جدیدش دوستانی پیدا میکند، اما خواهر و برادر مرموز و منزوی کالن را بسیار جذاب میبیند. بلا در اولین روز خود در کنار ادوارد کالن در کلاس زیست شناسی نشسته است، اما نمی داند که او خون آشام است...
داستان فیلم درباره بلا سوان هفده ساله است که فینیکس، آریزونا را ترک می کند و به فورکز، شهر کوچکی در شبه جزیره المپیک ایالت واشنگتن می رود تا با پدرش، چارلی، رئیس پلیس شهر زندگی کند. بلا با جیکوب بلک، یک نوجوان بومی آمریکایی که با پدرش در منطقه رزرواسیون سرخپوستان کویلوت نزدیک فورکز زندگی می کند، آشنا می شود. او در دبیرستان جدیدش دوستانی پیدا میکند، اما خواهر و برادر مرموز و منزوی کالن را بسیار جذاب میبیند. بلا در اولین روز خود در کنار ادوارد کالن در کلاس زیست شناسی نشسته است، اما نمی داند که او خون آشام است...
داستان فیلم "نفر درست را راه بده" در مورد پسر جوانی به نام اسکار است که در زندگی خود بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. آزار و اذیتی که در نهایت اسکار را به فکر انتقام گرفتن میاندازد! اما اسکار پسری سادهلوح است و ترس بسیار زیادی از انتقامگیری خود دارد. سرانجام او با دختری به نام الی آشنا میشود؛ دختری که از خوردن غذا و دیدن نور خورشید خودداری میکند! الی شجاعت انتقام گرفتن را به اسکار میدهد اما اسکار متوجه نیست که در مقابل این شجاعت و عشقی که از الی دریافت کرده است، چه هزینهای را باید پرداخت کند.
داستان فیلم "نفر درست را راه بده" در مورد پسر جوانی به نام اسکار است که در زندگی خود بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. آزار و اذیتی که در نهایت اسکار را به فکر انتقام گرفتن میاندازد! اما اسکار پسری سادهلوح است و ترس بسیار زیادی از انتقامگیری خود دارد. سرانجام او با دختری به نام الی آشنا میشود؛ دختری که از خوردن غذا و دیدن نور خورشید خودداری میکند! الی شجاعت انتقام گرفتن را به اسکار میدهد اما اسکار متوجه نیست که در مقابل این شجاعت و عشقی که از الی دریافت کرده است، چه هزینهای را باید پرداخت کند.
فیلم مرا راه بده یا بگذار وارد شوم داستان دوستی انسان و خون آشام است. اوون یک پسر بچه 12 ساله است که دوستی ندارد و در زندگی خانوادگی خود نیز مشکلات زیادی دارد، با دختری به نام ابی دوست می شود. آنها به هم علاقمند می شوند ولی هر کدام رازهای مربوط به خودشان را دارند.
فیلم مرا راه بده یا بگذار وارد شوم داستان دوستی انسان و خون آشام است. اوون یک پسر بچه 12 ساله است که دوستی ندارد و در زندگی خانوادگی خود نیز مشکلات زیادی دارد، با دختری به نام ابی دوست می شود. آنها به هم علاقمند می شوند ولی هر کدام رازهای مربوط به خودشان را دارند.
«گرگ و میش: ماه نو»، فیلمی است که بر اساس سری رمانهای «گرگ و میش» اثر استفانی مایر ساخته و در سال ۲۰۰۹ اکران شد. داستان این فیلم پس از وقایع فیلم اول، «گرگ و میش: ماه کامل» ادامه مییابد. در این قسمت، بلا اسوان درگیر یک سری تغییرات و ماجراهای جدید میشود. پس از جدایی ادوارد، عشقش، او با احساسات ناامیدی روبرو میشود و سعی دارد با این دوران سختیاش مقابله کند. در این مدت، او به تدریج با جیکوب بلک، یک دوست قدیمی، نزدیکتر میشود که رازهای جدیدی در مورد وجود گرگینهها را برایش فاش میکند. این فیلم به بررسی روابط بلا با جیکوب، نگرش او نسبت به عشق و رابطهی پیچیدهای که با ادوارد داشته میپردازد و در کنار آن داستان شورشیان خونآشام را به تصویر میکشد.
«گرگ و میش: ماه نو»، فیلمی است که بر اساس سری رمانهای «گرگ و میش» اثر استفانی مایر ساخته و در سال ۲۰۰۹ اکران شد. داستان این فیلم پس از وقایع فیلم اول، «گرگ و میش: ماه کامل» ادامه مییابد. در این قسمت، بلا اسوان درگیر یک سری تغییرات و ماجراهای جدید میشود. پس از جدایی ادوارد، عشقش، او با احساسات ناامیدی روبرو میشود و سعی دارد با این دوران سختیاش مقابله کند. در این مدت، او به تدریج با جیکوب بلک، یک دوست قدیمی، نزدیکتر میشود که رازهای جدیدی در مورد وجود گرگینهها را برایش فاش میکند. این فیلم به بررسی روابط بلا با جیکوب، نگرش او نسبت به عشق و رابطهی پیچیدهای که با ادوارد داشته میپردازد و در کنار آن داستان شورشیان خونآشام را به تصویر میکشد.
«گرگ و میش: سپیده دم – قسمت اول» داستان ادامه ماجراهای عاشقانه بلا اسوان و ادوارد کالن را دنبال میکند. فیلم با مراسم عروسی آنها آغاز میشود که نشاندهنده اتحاد بلا، انسان و ادوارد، خونآشام است. در این مراسم، جیکاب بلک، دوست کودکی بلا و گرگینه، پس از ترک شهر به دلیل دعوت به عروسی، به شهر بازمیگردد. این بازگشت برای بلا خوشایند است و او با جیکاب در جنگل میرقصد و اعلام میکند که قصد دارد ازدواج خود با ادوارد را تا زمانی که او هنوز انسان است، کامل کنند. بلا و ادوارد به سفر ماه عسل خود به جزیره اسمه میروند پس از دو هفته، بلا پس از بیدار شدن استفراغ میکند و متوجه میشود که قاعدگی اش به تاخیر داشته است. او فکر میکند باردار است. ادوارد نیز به شدت ناراحت است، زیرا احتمال کمی دارد که یک انسان توانایی بقا در زایمان فرزند یک خونآشام را داشته باشد.
«گرگ و میش: سپیده دم – قسمت اول» داستان ادامه ماجراهای عاشقانه بلا اسوان و ادوارد کالن را دنبال میکند. فیلم با مراسم عروسی آنها آغاز میشود که نشاندهنده اتحاد بلا، انسان و ادوارد، خونآشام است. در این مراسم، جیکاب بلک، دوست کودکی بلا و گرگینه، پس از ترک شهر به دلیل دعوت به عروسی، به شهر بازمیگردد. این بازگشت برای بلا خوشایند است و او با جیکاب در جنگل میرقصد و اعلام میکند که قصد دارد ازدواج خود با ادوارد را تا زمانی که او هنوز انسان است، کامل کنند. بلا و ادوارد به سفر ماه عسل خود به جزیره اسمه میروند پس از دو هفته، بلا پس از بیدار شدن استفراغ میکند و متوجه میشود که قاعدگی اش به تاخیر داشته است. او فکر میکند باردار است. ادوارد نیز به شدت ناراحت است، زیرا احتمال کمی دارد که یک انسان توانایی بقا در زایمان فرزند یک خونآشام را داشته باشد.
«گرگ و میش: خسوف»، سومین فیلم از سری فیلمهای گرگ و میش است که در سال ۲۰۱۰ اکران شد. داستان این فیلم ادامهای از روابط پیچیده و ماجراجوییهای شخصیتهای اصلی، بلا و ادوارد است. در این قسمت، بلا اسوان بین ادوارد کالن و جیکوب بلک، دو عشق اصلیاش، در یک وضعیت پیچیده قرار میگیرد. او با تصمیم گیری بین عشق و امانت، تصمیم سختی را در مورد آیندهاش انتخاب میکند. همچنین در این قسمت، خطری جدید با نام ویکتوریا، یک خونآشام رقیب، به سمت آنها نزدیک میشود و نیروهای خود را برای مبارزه و مقابله با این تهدید تدارک میبیند. داستان این فیلم علاوه بر تبارشناسی و مبارزه با خطرات خونآشامی، به بررسی روابط انسانی و عاطفی شخصیتهای اصلی میپردازد.
«گرگ و میش: خسوف»، سومین فیلم از سری فیلمهای گرگ و میش است که در سال ۲۰۱۰ اکران شد. داستان این فیلم ادامهای از روابط پیچیده و ماجراجوییهای شخصیتهای اصلی، بلا و ادوارد است. در این قسمت، بلا اسوان بین ادوارد کالن و جیکوب بلک، دو عشق اصلیاش، در یک وضعیت پیچیده قرار میگیرد. او با تصمیم گیری بین عشق و امانت، تصمیم سختی را در مورد آیندهاش انتخاب میکند. همچنین در این قسمت، خطری جدید با نام ویکتوریا، یک خونآشام رقیب، به سمت آنها نزدیک میشود و نیروهای خود را برای مبارزه و مقابله با این تهدید تدارک میبیند. داستان این فیلم علاوه بر تبارشناسی و مبارزه با خطرات خونآشامی، به بررسی روابط انسانی و عاطفی شخصیتهای اصلی میپردازد.
فیلم بیزانیوم درباره دو زن مرموز است که به یک مهمانخانه متروکه در یک ساحل پناه می برند. آن ها با صاحب مسافرخانه دوست می شوند و راز مرموز و تاریک خود را به او می گویند. اینکه آن ها انسان های معمولی نیستند، بلکه افرادی هستند که 200 سال سن دارند و با خون انسان ها زنده می مانند.
فیلم بیزانیوم درباره دو زن مرموز است که به یک مهمانخانه متروکه در یک ساحل پناه می برند. آن ها با صاحب مسافرخانه دوست می شوند و راز مرموز و تاریک خود را به او می گویند. اینکه آن ها انسان های معمولی نیستند، بلکه افرادی هستند که 200 سال سن دارند و با خون انسان ها زنده می مانند.
فیلم پرسه یا پرسه زدن، با ژانر ترسناک به کارگردانی پاتریک سیورسن در سال 2010 ساخته و اکران شد. در این فیلم داستان نوجوانی به نام آمبر را میبینیم که در فامفیلد، زندگی میکند ولی حس آواره شدن دارد و رویای رفتن به شیکاگو را در سر میپروراند. او وقتی می فهمد که دختر خوانده مادرش است، تصمیم می گیرد به شهر بزرگ نقل مکان کند. امبر برنامه کوتاهی برای پرداخت اجاره آپارتمان در شیکاگو دارد و دوستانش را متقاعد می کند تا با او به شهر بادخیز سفر کنند، اما اتفاقات و ماجراهای جالبی برای آنها رقم میخورد.
فیلم پرسه یا پرسه زدن، با ژانر ترسناک به کارگردانی پاتریک سیورسن در سال 2010 ساخته و اکران شد. در این فیلم داستان نوجوانی به نام آمبر را میبینیم که در فامفیلد، زندگی میکند ولی حس آواره شدن دارد و رویای رفتن به شیکاگو را در سر میپروراند. او وقتی می فهمد که دختر خوانده مادرش است، تصمیم می گیرد به شهر بزرگ نقل مکان کند. امبر برنامه کوتاهی برای پرداخت اجاره آپارتمان در شیکاگو دارد و دوستانش را متقاعد می کند تا با او به شهر بادخیز سفر کنند، اما اتفاقات و ماجراهای جالبی برای آنها رقم میخورد.
در فیلم "گرگ و میش: سپیده دم – قسمت دوم"، داستان از جایی که فیلم قبلی پایان گرفته است ادامه مییابد. بلا، که به تازگی نوزادش را به دنیا آورده، از فرایند تبدیل انسان به خونآشام خود به هوش میآید. پس از اینکه ادوارد به او کمک میکند تشنگی اولیهاش را رفع کند، بلا با دخترش رنسمی آشنا میشود. در این بین، خانواده کالن به تلاش میپردازند تا به ادراک بلا از قدرتها و قابلیتهای جدیدش بیشتر کمک کنند. آنها به وی آموزش میدهند که چگونه قدرتهایش را کنترل کند. با این حال، با ظهور یک موتانت جدید و تهدیداتی که برای خانواده کالن به وجود میآید، وی و ادوارد باید با نیروهای شیطانی و خطرات جدیدی که پیش رویشان قرار میگیرد، مقابله کنند. این فیلم انتهایی پر از جذابیت و تنش را برای شخصیتها و دنیای خون آشامها به نمایش میگذارد.
در فیلم "گرگ و میش: سپیده دم – قسمت دوم"، داستان از جایی که فیلم قبلی پایان گرفته است ادامه مییابد. بلا، که به تازگی نوزادش را به دنیا آورده، از فرایند تبدیل انسان به خونآشام خود به هوش میآید. پس از اینکه ادوارد به او کمک میکند تشنگی اولیهاش را رفع کند، بلا با دخترش رنسمی آشنا میشود. در این بین، خانواده کالن به تلاش میپردازند تا به ادراک بلا از قدرتها و قابلیتهای جدیدش بیشتر کمک کنند. آنها به وی آموزش میدهند که چگونه قدرتهایش را کنترل کند. با این حال، با ظهور یک موتانت جدید و تهدیداتی که برای خانواده کالن به وجود میآید، وی و ادوارد باید با نیروهای شیطانی و خطرات جدیدی که پیش رویشان قرار میگیرد، مقابله کنند. این فیلم انتهایی پر از جذابیت و تنش را برای شخصیتها و دنیای خون آشامها به نمایش میگذارد.
فیلم ما شب هستیم داستان گروهی متشکل از چند زن خون آشام به نام های شارلوت، لوئیز و نورا است. پس از مدتی دختری به نام لنا که به دلیل دزدی هایش تخت تعقیب یک افسر پلیس به نام تام قرار دارد، هم به این گروه خون آشام می پیوندد. در این بین تام دلباخته لنا می شود، ولی این یک عشق ممنوعه است و لوئیز رهبر گروه اجازه این کار را به آنها نخواهد داد.
فیلم ما شب هستیم داستان گروهی متشکل از چند زن خون آشام به نام های شارلوت، لوئیز و نورا است. پس از مدتی دختری به نام لنا که به دلیل دزدی هایش تخت تعقیب یک افسر پلیس به نام تام قرار دارد، هم به این گروه خون آشام می پیوندد. در این بین تام دلباخته لنا می شود، ولی این یک عشق ممنوعه است و لوئیز رهبر گروه اجازه این کار را به آنها نخواهد داد.
قرنها زندگی کردن آسان نیست، بهخصوص وقتی که دنیا دیگر معنای خودش را از دست داده باشد. فیلم تنها عاشقان زنده ماندند (Only Lovers Left Alive 2013) داستان زوجی جاودانه را روایت میکند که برخلاف دیگر همنوعانشان، هنوز درگیر ظرافتهای عشق و هنر هستند. آدام، یک موسیقیدان گوشهگیر، در تاریکی دیترویت غرق شده و روزبهروز بیشتر از زوال انسانها ناامید میشود. ایو، همسرش، که در تانگیر زندگی میکند، با روحیهای آرامتر، هنوز از لذتهای کوچک زندگی بهره میبرد. وقتی حال آدام وخیم میشود، ایو به دیدارش میآید، اما حضور ناگهانی خواهرش، تعادل این دنیای شکننده را بر هم میزند. در شهری که شبهایش از روزهایش طولانیترند، تنها چیزی که برای زنده ماندن اهمیت دارد، چیزی است که برای همیشه دوام بیاورد.
قرنها زندگی کردن آسان نیست، بهخصوص وقتی که دنیا دیگر معنای خودش را از دست داده باشد. فیلم تنها عاشقان زنده ماندند (Only Lovers Left Alive 2013) داستان زوجی جاودانه را روایت میکند که برخلاف دیگر همنوعانشان، هنوز درگیر ظرافتهای عشق و هنر هستند. آدام، یک موسیقیدان گوشهگیر، در تاریکی دیترویت غرق شده و روزبهروز بیشتر از زوال انسانها ناامید میشود. ایو، همسرش، که در تانگیر زندگی میکند، با روحیهای آرامتر، هنوز از لذتهای کوچک زندگی بهره میبرد. وقتی حال آدام وخیم میشود، ایو به دیدارش میآید، اما حضور ناگهانی خواهرش، تعادل این دنیای شکننده را بر هم میزند. در شهری که شبهایش از روزهایش طولانیترند، تنها چیزی که برای زنده ماندن اهمیت دارد، چیزی است که برای همیشه دوام بیاورد.
داستان فیلم در حومه شهر نیویورک اتفاق می افتد و در مورد دختری جوان، زیبا و البته خون آشام به نام جونا است. او به دور از مردم در خانه یکی از دوستانش به تنهایی زندگی میکند. در این میان روزی هنگام خرید، با پائولو که یک نمایشنامه نویس است، آشنا میشود. کم کم آنها به هم علاقمند شدند اما پائولو نمی خواهد قبول کند که جونا یک خون آشام است تا اینکه دختر به او ثابت میکند...
داستان فیلم در حومه شهر نیویورک اتفاق می افتد و در مورد دختری جوان، زیبا و البته خون آشام به نام جونا است. او به دور از مردم در خانه یکی از دوستانش به تنهایی زندگی میکند. در این میان روزی هنگام خرید، با پائولو که یک نمایشنامه نویس است، آشنا میشود. کم کم آنها به هم علاقمند شدند اما پائولو نمی خواهد قبول کند که جونا یک خون آشام است تا اینکه دختر به او ثابت میکند...
داستان فیلم دختری شب تنها به خانه می رود، در یک شهر خیالی در ایران موسوم به شهر بد می گذرد. مکانی که بوی مرگ و تنهایی می دهد و مردم شهر خبر ندارند که یک خون آشام در تعقیب آنهاست. این خون آشام به دنبال شکار مردانی است که به زنان بی احترامی می کنند. فیلم داستان زندگی یک جوان سخت کوش ایرانی به نام آرش را به تصویر می کشد که با پدر معتادش زندگی و از او مراقبت می کند. پدر آرش به یک دلال و قاچاقچی بی رحم مواد مخدر به نام سعید بدهکار است و او در ازای بدهی خود، ماشین آرش را تصاحب می کند. اما پس از این اتفاق سعید با زنی عجیب برخورد می کند و اتفاقات عجیب و ترسناکی برایش رخ می دهد.
داستان فیلم دختری شب تنها به خانه می رود، در یک شهر خیالی در ایران موسوم به شهر بد می گذرد. مکانی که بوی مرگ و تنهایی می دهد و مردم شهر خبر ندارند که یک خون آشام در تعقیب آنهاست. این خون آشام به دنبال شکار مردانی است که به زنان بی احترامی می کنند. فیلم داستان زندگی یک جوان سخت کوش ایرانی به نام آرش را به تصویر می کشد که با پدر معتادش زندگی و از او مراقبت می کند. پدر آرش به یک دلال و قاچاقچی بی رحم مواد مخدر به نام سعید بدهکار است و او در ازای بدهی خود، ماشین آرش را تصاحب می کند. اما پس از این اتفاق سعید با زنی عجیب برخورد می کند و اتفاقات عجیب و ترسناکی برایش رخ می دهد.
داستان فیلم "آنچه در سایهها انجام میدهیم" در واقع زندگی روزمره سه خونآشام جاودانه به نامهای دیکن، ویاگو و ولادیسلاورا را به تصویر میکشد. خونآشامهایی که باید مخفیانه از خون انسان تغذیه کنند تا به زندگی خود ادامه دهند. اما آنها متوجه موضوعی خاص و عجیبی میشوند؛ جامعه مدرن آنها را مجبور کرده است که به بسیاری از کارهای روزمره انسانها مانند پرداخت اجارهبها و... تن دهند! حالا شاهد رویارویی این سه خونآشام با مشکلات و گرفتاریهای روزمره هستیم...
داستان فیلم "آنچه در سایهها انجام میدهیم" در واقع زندگی روزمره سه خونآشام جاودانه به نامهای دیکن، ویاگو و ولادیسلاورا را به تصویر میکشد. خونآشامهایی که باید مخفیانه از خون انسان تغذیه کنند تا به زندگی خود ادامه دهند. اما آنها متوجه موضوعی خاص و عجیبی میشوند؛ جامعه مدرن آنها را مجبور کرده است که به بسیاری از کارهای روزمره انسانها مانند پرداخت اجارهبها و... تن دهند! حالا شاهد رویارویی این سه خونآشام با مشکلات و گرفتاریهای روزمره هستیم...
محیط کار همیشه میتواند خستهکننده باشد، اما در برخی شرکتها، مشکل از رئیس و اضافهکاری فراتر میرود. داستان حرامزاده های خونخوار (Bloodsucking Bastards 2015) درباره ایوان، یک کارمند بیانگیزه در شرکتی کسالتبار است که ناگهان متوجه تغییرات عجیبی در همکارانش میشود. وقتی مدیر جدیدی به نام مکس روی کار میآید، فضا از همیشه ترسناکتر میشود. همکاران یکییکی ناپدید میشوند و وقتی برمیگردند، بیشازحد پرانرژی و عجیب به نظر میرسند. چیزی در این شرکت در حال رخ دادن است که نمیتوان آن را فقط به قهوهی قوی نسبت داد. حالا ایوان باید بفهمد که این تغییرات چه معنایی دارد، قبل از اینکه خودش بخشی از آن شود. در داستان حرامزادههای خونخوار، بعضی محیطهای کاری واقعاً جان آدم را میگیرند... گاهی هم چیزی بیشتر از جان.
محیط کار همیشه میتواند خستهکننده باشد، اما در برخی شرکتها، مشکل از رئیس و اضافهکاری فراتر میرود. داستان حرامزاده های خونخوار (Bloodsucking Bastards 2015) درباره ایوان، یک کارمند بیانگیزه در شرکتی کسالتبار است که ناگهان متوجه تغییرات عجیبی در همکارانش میشود. وقتی مدیر جدیدی به نام مکس روی کار میآید، فضا از همیشه ترسناکتر میشود. همکاران یکییکی ناپدید میشوند و وقتی برمیگردند، بیشازحد پرانرژی و عجیب به نظر میرسند. چیزی در این شرکت در حال رخ دادن است که نمیتوان آن را فقط به قهوهی قوی نسبت داد. حالا ایوان باید بفهمد که این تغییرات چه معنایی دارد، قبل از اینکه خودش بخشی از آن شود. در داستان حرامزادههای خونخوار، بعضی محیطهای کاری واقعاً جان آدم را میگیرند... گاهی هم چیزی بیشتر از جان.