در این فیلم ها حلقه یا همون لوپ هایی زمانی 24 ساعته یا کمتر و بیشتر وجود داره که واسه خودم خیلی هیجان انگیزه این موضوع.
داستان فیلم "روز گراندهاگ" درباره یک خبرنگار هواشناسی است که برخلاف تمایلات خود به شهر کوچکی فرستاده میشود تا درباره موش پیشبینیکننده هوا گزارش بدهد. اما این گزارش برای او تبدیل به یک حادثه تکراری میشود، زیرا هر روز به همان روز بازمیگردد. او ابتدا از این اتفاق به نفع خود استفاده میکند، اما سرانجام متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر کرده و باید با این وضعیت زندگی کند...
داستان فیلم "روز گراندهاگ" درباره یک خبرنگار هواشناسی است که برخلاف تمایلات خود به شهر کوچکی فرستاده میشود تا درباره موش پیشبینیکننده هوا گزارش بدهد. اما این گزارش برای او تبدیل به یک حادثه تکراری میشود، زیرا هر روز به همان روز بازمیگردد. او ابتدا از این اتفاق به نفع خود استفاده میکند، اما سرانجام متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر کرده و باید با این وضعیت زندگی کند...
«بدو لولا بدو» یک فیلم آلمانی به کارگردانی تام تیکور است که در سال ۱۹۹۸ اکران شد. داستان اصلی فیلم حول دختری به نام لولا است که در یک شب ، تماسی اضطراری از دوست پسرش، مانی، دریافت میکند. مانی پس از یک تلاش ناموفق در بازی های قمار، مبلغ زیادی پول را در قطار مترو از دست داده است و اکنون مبلغ بزرگی نیاز دارد تا بتواند از عواقب ناگوار جلوگیری کند. فیلم به صورت زمانبندی چندگانه نمایش داده میشود و هر نسخه از بیانگر این است که چگونه میتوانند رویدادهای مختلف با تغییرات کوچکی در تصمیمات لولا آغاز شوند و به پایان برسند. او دارای ۲۰ دقیقه فرصت است تا پول را پیدا کند و به دست مانی برساند تا جلوی خطراتی که به سراغشان آمدند، بگیرد. این فیلم با تنش بالا، موسیقی مهیج و سبک زمانی غیرخطی خود، به یکی از فیلمهای محبوب و مورد توجه دهه ۹۰ تبدیل شده است.
«بدو لولا بدو» یک فیلم آلمانی به کارگردانی تام تیکور است که در سال ۱۹۹۸ اکران شد. داستان اصلی فیلم حول دختری به نام لولا است که در یک شب ، تماسی اضطراری از دوست پسرش، مانی، دریافت میکند. مانی پس از یک تلاش ناموفق در بازی های قمار، مبلغ زیادی پول را در قطار مترو از دست داده است و اکنون مبلغ بزرگی نیاز دارد تا بتواند از عواقب ناگوار جلوگیری کند. فیلم به صورت زمانبندی چندگانه نمایش داده میشود و هر نسخه از بیانگر این است که چگونه میتوانند رویدادهای مختلف با تغییرات کوچکی در تصمیمات لولا آغاز شوند و به پایان برسند. او دارای ۲۰ دقیقه فرصت است تا پول را پیدا کند و به دست مانی برساند تا جلوی خطراتی که به سراغشان آمدند، بگیرد. این فیلم با تنش بالا، موسیقی مهیج و سبک زمانی غیرخطی خود، به یکی از فیلمهای محبوب و مورد توجه دهه ۹۰ تبدیل شده است.
داستان انیمه دختری که در زمان پرش میکرد در مورد دختر نوجوانی به نام موکوتو است که قدرتی شگفتانگیز در وجود خود دارد. موکوتو میتواند در زمان به گذتشه سفر کند و اتفاقات را طوری که خودش میخواهد تغییر دهد! موکوتو پس از کشف این قدرت از آن برای خوشگذرانی و انجام کارهایی که به نفعش است، استفاده میکند. اما طولی نمیکشد که او با عواقب این کارهای خود مواجه میشود و درک میکند که این قدرت به منظور دیگری در اختیار او قرار داده شده است...
داستان انیمه دختری که در زمان پرش میکرد در مورد دختر نوجوانی به نام موکوتو است که قدرتی شگفتانگیز در وجود خود دارد. موکوتو میتواند در زمان به گذتشه سفر کند و اتفاقات را طوری که خودش میخواهد تغییر دهد! موکوتو پس از کشف این قدرت از آن برای خوشگذرانی و انجام کارهایی که به نفعش است، استفاده میکند. اما طولی نمیکشد که او با عواقب این کارهای خود مواجه میشود و درک میکند که این قدرت به منظور دیگری در اختیار او قرار داده شده است...
فیلم کد منبع یا رمز منبع داستان ماموری است که با جا به جایی در بدن اشخاص و حرکت در زمان جلوی وقوع فجایع را می گیرد. اما اینار او باید یک بمب گذاری در قطار شهری را سریعا و در مدت زمان تنها 8 دقیقه متوقف کند. فیلم سورس کد پر از لحظات جذاب و هیجان انگیز بوده و در جشنواره های مختلف بین المللی خوش درخشیده است.
فیلم کد منبع یا رمز منبع داستان ماموری است که با جا به جایی در بدن اشخاص و حرکت در زمان جلوی وقوع فجایع را می گیرد. اما اینار او باید یک بمب گذاری در قطار شهری را سریعا و در مدت زمان تنها 8 دقیقه متوقف کند. فیلم سورس کد پر از لحظات جذاب و هیجان انگیز بوده و در جشنواره های مختلف بین المللی خوش درخشیده است.
فیلم "نقشه چیزهای کوچک عالی" روایتی دراماتیک و جذاب است که داستان دو نوجوان، مارک و مگی را نشان میدهد. آنها در یک روز خاص در یک چرخه زمانی مکرر به دام افتادند و تصمیم میگیرند تا از این وضعیت استثنایی نهایت استفاده را ببرند. در جستجوی لحظههای کوچک و زیبایی که زندگی را تشکیل میدهند، آنها به رشد شخصی و تجربههای عمیق دست مییابند. این فیلم به زیبایی مفهوم زمان، عشق و ارزش لحظههای تکرارشونده اشاره و تماشاگران را به تفکر و تأمل در معنای واقعی زندگی ترغیب میکند.
فیلم "نقشه چیزهای کوچک عالی" روایتی دراماتیک و جذاب است که داستان دو نوجوان، مارک و مگی را نشان میدهد. آنها در یک روز خاص در یک چرخه زمانی مکرر به دام افتادند و تصمیم میگیرند تا از این وضعیت استثنایی نهایت استفاده را ببرند. در جستجوی لحظههای کوچک و زیبایی که زندگی را تشکیل میدهند، آنها به رشد شخصی و تجربههای عمیق دست مییابند. این فیلم به زیبایی مفهوم زمان، عشق و ارزش لحظههای تکرارشونده اشاره و تماشاگران را به تفکر و تأمل در معنای واقعی زندگی ترغیب میکند.
همهچیز با یک سفر سادهی دریایی آغاز میشود. گروهی از دوستان سوار قایقی تفریحی میشوند، اما وقتی طوفانی ناگهانی آنها را به دریا پرتاب میکند، سرگردان و درمانده در میان امواج باقی میمانند. در این میان، کشتیای عظیم از دل مه بیرون میآید؛ متروکه، مرموز و بیش از حد ساکت. وقتی پایشان را روی عرشه میگذارند، بهزودی درمییابند که چیزی اینجا درست نیست. داستان فیلم مثلث (Triangle 2009) به یک معمای ذهنی بدل میشود؛ تکرار هایی که به نظر میرسد پایانی ندارند، ردپاهایی که انگار از گذشتهای فراموششده میآیند و ترسی که با هر لحظه عمیقتر میشود. وقتی زمان خودش را حلقهوار میبندد، تنها یک سوال باقی میماند: آیا راهی برای خروج از این چرخهی کابوسوار وجود دارد؟
همهچیز با یک سفر سادهی دریایی آغاز میشود. گروهی از دوستان سوار قایقی تفریحی میشوند، اما وقتی طوفانی ناگهانی آنها را به دریا پرتاب میکند، سرگردان و درمانده در میان امواج باقی میمانند. در این میان، کشتیای عظیم از دل مه بیرون میآید؛ متروکه، مرموز و بیش از حد ساکت. وقتی پایشان را روی عرشه میگذارند، بهزودی درمییابند که چیزی اینجا درست نیست. داستان فیلم مثلث (Triangle 2009) به یک معمای ذهنی بدل میشود؛ تکرار هایی که به نظر میرسد پایانی ندارند، ردپاهایی که انگار از گذشتهای فراموششده میآیند و ترسی که با هر لحظه عمیقتر میشود. وقتی زمان خودش را حلقهوار میبندد، تنها یک سوال باقی میماند: آیا راهی برای خروج از این چرخهی کابوسوار وجود دارد؟
داستان فیلم لبه فردا در مورد یک حمله بیگانگان به زمین است که توسط هیچ نیروی نظامی در جهان نمیتواند متوقف شود. سرگرد ویلیام کیج، یک افسر نظامی، به طور معجزهآسا در یک حلقه زمانی گیر افتاده و بارها و بارها باید در یک نبرد وحشیانه شرکت کند تا به مرگ انجام دهد و مرموزترین نیروی این حمله بیگانگان را شناسایی کند.
داستان فیلم لبه فردا در مورد یک حمله بیگانگان به زمین است که توسط هیچ نیروی نظامی در جهان نمیتواند متوقف شود. سرگرد ویلیام کیج، یک افسر نظامی، به طور معجزهآسا در یک حلقه زمانی گیر افتاده و بارها و بارها باید در یک نبرد وحشیانه شرکت کند تا به مرگ انجام دهد و مرموزترین نیروی این حمله بیگانگان را شناسایی کند.
داستان فیلم قبل از سقوط در مورد شخصی به نام سامانتا کینگزتون است که زندگی آرام و زیبایی دارد. اما یک شب او تصادفی را تجربه میکند که زندگیش را به کلی تغییر میدهد! تصادفی ناخواسته و ناگهانی اما مشکوک است. پس از اینکه سامانتا از خواب بیدار میشود، به دنبال حقیقتهایی درباره شب تصادف میگردد. اما چیزی که او با آن روبهرو میشود، باورکردنی نیست...
داستان فیلم قبل از سقوط در مورد شخصی به نام سامانتا کینگزتون است که زندگی آرام و زیبایی دارد. اما یک شب او تصادفی را تجربه میکند که زندگیش را به کلی تغییر میدهد! تصادفی ناخواسته و ناگهانی اما مشکوک است. پس از اینکه سامانتا از خواب بیدار میشود، به دنبال حقیقتهایی درباره شب تصادف میگردد. اما چیزی که او با آن روبهرو میشود، باورکردنی نیست...
پسر جوانی به نام جیک خانه ای پر از کودکان با قدرت های ماوراء طبیعی را کشف می کند که توسط خانم پرگرین اداره می شود. به زودی، او باید از خانه آنها در برابر دشمنان وحشتناکی به نام "تو خالی ها"محافظت کند.
پسر جوانی به نام جیک خانه ای پر از کودکان با قدرت های ماوراء طبیعی را کشف می کند که توسط خانم پرگرین اداره می شود. به زودی، او باید از خانه آنها در برابر دشمنان وحشتناکی به نام "تو خالی ها"محافظت کند.
گاهی اوقات، حقیقت در تاریکیهایی پنهان است که جرات روبرو شدن با آن را نداریم. در داستان فیلم تا سپیده دم (Until Dawn 2025)، گروهی از دوستان تصمیم میگیرند شبی را در یک مکان دورافتاده سپری کنند تا پرده از رازی که مدتهاست ذهنشان را مشغول کرده، بردارند. اما چیزی که قرار بود یک ماجراجویی ساده باشد، به کابوسی بیپایان تبدیل میشود. هر تصمیمی که میگیرند، عواقبی دارد که مسیر شب را تغییر میدهد و هیچ چیزی آنطور که به نظر میرسد نیست. آنها خیلی زود متوجه میشوند که این مکان، بیشتر از آنچه فکرش را میکردند اسرار پنهان دارد و هر لحظه انتخابهایشان آنها را به جایی دورتر از واقعیت میبرد. آنتیل داون، با ترکیب تعلیق و وحشت، بیننده را به سفری هیجانانگیز میبرد که در آن، بقا به معنای عبور از تاریکترین زوایای وجود است.
گاهی اوقات، حقیقت در تاریکیهایی پنهان است که جرات روبرو شدن با آن را نداریم. در داستان فیلم تا سپیده دم (Until Dawn 2025)، گروهی از دوستان تصمیم میگیرند شبی را در یک مکان دورافتاده سپری کنند تا پرده از رازی که مدتهاست ذهنشان را مشغول کرده، بردارند. اما چیزی که قرار بود یک ماجراجویی ساده باشد، به کابوسی بیپایان تبدیل میشود. هر تصمیمی که میگیرند، عواقبی دارد که مسیر شب را تغییر میدهد و هیچ چیزی آنطور که به نظر میرسد نیست. آنها خیلی زود متوجه میشوند که این مکان، بیشتر از آنچه فکرش را میکردند اسرار پنهان دارد و هر لحظه انتخابهایشان آنها را به جایی دورتر از واقعیت میبرد. آنتیل داون، با ترکیب تعلیق و وحشت، بیننده را به سفری هیجانانگیز میبرد که در آن، بقا به معنای عبور از تاریکترین زوایای وجود است.
تری گلبمن، دانشجوی جوان و خودمحور، در روز تولدش به قتل میرسد، اما بلافاصله پس از مرگ، دوباره در همان روز از خواب بیدار میشود. او در یک چرخه زمانی بیپایان گرفتار شده و مجبور است روز مرگش را بارها و بارها زندگی کند. تری در ابتدا از این وضعیت گیج و سردرگم است، اما بهزودی متوجه میشود که این تکرار، فرصتی است تا قاتل خود را شناسایی کند. او با هر بار مرگ، اطلاعات بیشتری درباره اطرافیان و دشمنان پنهان خود به دست میآورد و تلاش میکند با استفاده از این دانش، از وقوع قتل جلوگیری کرده و این حلقه زمانی وحشتناک را بشکند. در این مسیر پرخطر، او نهتنها برای نجات جانش میجنگد، بلکه به درک جدیدی از شخصیت خود و روابطش با دیگران میرسد.
تری گلبمن، دانشجوی جوان و خودمحور، در روز تولدش به قتل میرسد، اما بلافاصله پس از مرگ، دوباره در همان روز از خواب بیدار میشود. او در یک چرخه زمانی بیپایان گرفتار شده و مجبور است روز مرگش را بارها و بارها زندگی کند. تری در ابتدا از این وضعیت گیج و سردرگم است، اما بهزودی متوجه میشود که این تکرار، فرصتی است تا قاتل خود را شناسایی کند. او با هر بار مرگ، اطلاعات بیشتری درباره اطرافیان و دشمنان پنهان خود به دست میآورد و تلاش میکند با استفاده از این دانش، از وقوع قتل جلوگیری کرده و این حلقه زمانی وحشتناک را بشکند. در این مسیر پرخطر، او نهتنها برای نجات جانش میجنگد، بلکه به درک جدیدی از شخصیت خود و روابطش با دیگران میرسد.
روی پالور، کاپیتان سابق نیروهای ویژه، در یک حلقه زمانی بیپایان گیر افتاده است. هر روز صبح، او با گروهی از قاتلان حرفهای روبهرو میشود که قصد جانش را دارند. از حملات مسلحانه در خیابان گرفته تا هلیکوپتری که او را تعقیب میکند، روی بارها کشته میشود و دوباره به ابتدای روز بازمیگردد. با هر بار تکرار، او مهارتهایش را بهبود میبخشد و به دنبال راهی برای شکستن این چرخه بیپایان میگردد. روی سرانجام متوجه میشود که این حلقه زمانی با یک پروژه محرمانه به نام اسپندل اوزیریس مرتبط است؛ پروژهای که همسر سابقش، جما، روی آن کار میکرده است. داستان رتبه رئیس روایتگر تلاش روی برای خروج از این چرخه مرگبار و نجات خانوادهاش است؛ چالشی که او را به رویارویی با گذشته و مواجهه با دشمنی مرموز سوق میدهد.
روی پالور، کاپیتان سابق نیروهای ویژه، در یک حلقه زمانی بیپایان گیر افتاده است. هر روز صبح، او با گروهی از قاتلان حرفهای روبهرو میشود که قصد جانش را دارند. از حملات مسلحانه در خیابان گرفته تا هلیکوپتری که او را تعقیب میکند، روی بارها کشته میشود و دوباره به ابتدای روز بازمیگردد. با هر بار تکرار، او مهارتهایش را بهبود میبخشد و به دنبال راهی برای شکستن این چرخه بیپایان میگردد. روی سرانجام متوجه میشود که این حلقه زمانی با یک پروژه محرمانه به نام اسپندل اوزیریس مرتبط است؛ پروژهای که همسر سابقش، جما، روی آن کار میکرده است. داستان رتبه رئیس روایتگر تلاش روی برای خروج از این چرخه مرگبار و نجات خانوادهاش است؛ چالشی که او را به رویارویی با گذشته و مواجهه با دشمنی مرموز سوق میدهد.
ریکی، دانشمند جوان لندنی، به ایتالیا سفر میکند تا در پروژههای علمی پدرش در یک دهکده کوچک شرکت کند. آنها در تلاش برای کشف نظریه اتر تسلا، به طور ناخواسته دستگاهی میسازند که امکان سفر در زمان را فراهم میکند. با فعال شدن دستگاه، رویدادهای عجیبی رخ میدهد: از سرقت یک وسپا گرفته تا ملاقات با دانشمندی فرانسوی و حتی حضور یک خوک کوچک. ریکی کمکم متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر افتاده است؛ چرخهای که هر بار با تصمیمات متفاوت، پیامدهای جدیدی را به همراه دارد. او باید راهی برای شکستن این چرخه بیپایان پیدا کند و از گرفتار شدن در تکرار وقایع فرار کند. داستان حلقه زمانی درباره تلاش برای فرار از تکرار است؛ جایی که علم و سرنوشت در هم تنیده میشوند.
ریکی، دانشمند جوان لندنی، به ایتالیا سفر میکند تا در پروژههای علمی پدرش در یک دهکده کوچک شرکت کند. آنها در تلاش برای کشف نظریه اتر تسلا، به طور ناخواسته دستگاهی میسازند که امکان سفر در زمان را فراهم میکند. با فعال شدن دستگاه، رویدادهای عجیبی رخ میدهد: از سرقت یک وسپا گرفته تا ملاقات با دانشمندی فرانسوی و حتی حضور یک خوک کوچک. ریکی کمکم متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر افتاده است؛ چرخهای که هر بار با تصمیمات متفاوت، پیامدهای جدیدی را به همراه دارد. او باید راهی برای شکستن این چرخه بیپایان پیدا کند و از گرفتار شدن در تکرار وقایع فرار کند. داستان حلقه زمانی درباره تلاش برای فرار از تکرار است؛ جایی که علم و سرنوشت در هم تنیده میشوند.
شخصی به نام نایلز در یک عروسی در پالم اسپرینگز به سارا برخورد میکند. سارا، او را از یک حادثه نجات میدهد و این اتفاق باعث میشود که نایلز به پوچگرایی و بیاعتقادی گرایش پیدا کند. آنها تصمیم میگیرند که همچنان به تعداد زیادی موضوع فلسفی بپردازند و بکوشند تا ثابت کنند واقعیتها در تصورات و ایدهها پدیدار میشوند.
شخصی به نام نایلز در یک عروسی در پالم اسپرینگز به سارا برخورد میکند. سارا، او را از یک حادثه نجات میدهد و این اتفاق باعث میشود که نایلز به پوچگرایی و بیاعتقادی گرایش پیدا کند. آنها تصمیم میگیرند که همچنان به تعداد زیادی موضوع فلسفی بپردازند و بکوشند تا ثابت کنند واقعیتها در تصورات و ایدهها پدیدار میشوند.