کلینت ایستوود علاوه بر فیلم هایی که بازی کرده کارگردان خیلی خوبیه. اینجا بهترین فیلم هایی که ساخته رو لیست میکنم. بعضیاشون رو دیدم و بقیه شون رو هم در آینده خواهم دید.
فیلم ولگرد دشتهای مرتفع، درباره یک غریبه مرموز و ناشناس است که از صحرا به شهر معدنی خاک آلود لاگو می رود. مردم این شهر در سایه رازی تاریک زندگی می کنند. پس از یک تیراندازی که باعث کشته شدن محافظان شهر می شود، مقامات شهر از غریبه درخواست می کنند که بماند و از آنها در برابر سه قانون شکن بی رحم که به زودی از زندان آزاد می شوند، محافظت کند. این سه نفر در نظر دارند که به لاگو برگردند تا همه جا را ویران کنند و کارهای ناتمام خود را به پایان برسانند. قانون شکنان راه خود به لاگو را باز میکنند و متوجه میشوند که شهر دقیقا مانند قبل نیست...
فیلم ولگرد دشتهای مرتفع، درباره یک غریبه مرموز و ناشناس است که از صحرا به شهر معدنی خاک آلود لاگو می رود. مردم این شهر در سایه رازی تاریک زندگی می کنند. پس از یک تیراندازی که باعث کشته شدن محافظان شهر می شود، مقامات شهر از غریبه درخواست می کنند که بماند و از آنها در برابر سه قانون شکن بی رحم که به زودی از زندان آزاد می شوند، محافظت کند. این سه نفر در نظر دارند که به لاگو برگردند تا همه جا را ویران کنند و کارهای ناتمام خود را به پایان برسانند. قانون شکنان راه خود به لاگو را باز میکنند و متوجه میشوند که شهر دقیقا مانند قبل نیست...
"جوسی ولز یاغی" یا "The Outlaw Josey Wales" فیلمی وسترن به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد. داستان فیلم دربارهی جوزی ولز است که یک کشاورز میسوری است. زندگی آرام او توسط حمله سربازان اتحادیه که خانوادهاش را به قتل میرسانند، مختل میشود. وقتی خانوادهی جوزی توسط سربازان اتحادیه کشته میشوند، او تبدیل به یک چریکی (یاغی) شده و از دست این سربازان فرار میکند. جوزی ولز در این مسیر به یک مبارز حرفهای تبدیل میشود و دنبال انتقام برای کشته شدن خانوادهاش میگردد. او با دستآوردهایش به عنوان یک چریک معروف شناخته میشود و در این مسیر دوستان جدیدی هم پیدا میکند که به او در مبارزه با دشمنانش کمک میکنند.
"جوسی ولز یاغی" یا "The Outlaw Josey Wales" فیلمی وسترن به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد. داستان فیلم دربارهی جوزی ولز است که یک کشاورز میسوری است. زندگی آرام او توسط حمله سربازان اتحادیه که خانوادهاش را به قتل میرسانند، مختل میشود. وقتی خانوادهی جوزی توسط سربازان اتحادیه کشته میشوند، او تبدیل به یک چریکی (یاغی) شده و از دست این سربازان فرار میکند. جوزی ولز در این مسیر به یک مبارز حرفهای تبدیل میشود و دنبال انتقام برای کشته شدن خانوادهاش میگردد. او با دستآوردهایش به عنوان یک چریک معروف شناخته میشود و در این مسیر دوستان جدیدی هم پیدا میکند که به او در مبارزه با دشمنانش کمک میکنند.
داستان فیلم سوارکار رنگ پریده درمورد یک مرد مرموز از اهالی یک روستای دورافتاده است که در آن معادن طلای بسیاری وجود دارد. بخاطر وجود این معادن مردم زیادی بطور غیرقانونی وارد روستا شده و مقدار زیادی از طلاها را به غارت میبرند. به همین دلیل این مرد تصمیم میگیرد که از روستا در مقابل این افراد محافظت کرده و مانع ورود آنها به روستا شود.
داستان فیلم سوارکار رنگ پریده درمورد یک مرد مرموز از اهالی یک روستای دورافتاده است که در آن معادن طلای بسیاری وجود دارد. بخاطر وجود این معادن مردم زیادی بطور غیرقانونی وارد روستا شده و مقدار زیادی از طلاها را به غارت میبرند. به همین دلیل این مرد تصمیم میگیرد که از روستا در مقابل این افراد محافظت کرده و مانع ورود آنها به روستا شود.
"نابخشوده" یک فیلم وسترن به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود است که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. داستان فیلم در دههی ۱۸۸۰ در غرب امریکا اتفاق میافتد و در مورد ویلیام مانی، یک تفنگچی قدیمی و بازنشستهی جنایاتی است که به زندگی معمولی خود بازگشته است. ویلیام مانی (بازی شده توسط کلینت ایستوود) توسط یک کارآگاه به نام "لیتل بیل داگتری" (بازی شده توسط جین هکمن) مجبور میشود که به همراه یک جوانان با نام "بچه شوفیلد"، مردی که ضربهای به زندگی یک زن وحشی زده است را پیدا کند و انتقام بگیرد.
"نابخشوده" یک فیلم وسترن به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود است که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. داستان فیلم در دههی ۱۸۸۰ در غرب امریکا اتفاق میافتد و در مورد ویلیام مانی، یک تفنگچی قدیمی و بازنشستهی جنایاتی است که به زندگی معمولی خود بازگشته است. ویلیام مانی (بازی شده توسط کلینت ایستوود) توسط یک کارآگاه به نام "لیتل بیل داگتری" (بازی شده توسط جین هکمن) مجبور میشود که به همراه یک جوانان با نام "بچه شوفیلد"، مردی که ضربهای به زندگی یک زن وحشی زده است را پیدا کند و انتقام بگیرد.
"پل های مدیسون کانتی" یک فیلم درام و عاشقانه است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. داستان این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اثر رابرت جیمز والر است. فیلم داستان زندگی فرانچسکا جانسون، زنی خانه دار و مادر سه فرزند است که در یک مزرعه در مدیسون کانتی، آیووا زندگی میکند. آرمانهایش و تصمیماتش اغلب بر اساس نیازهای خانوادگی و اجتماعی او و فرزندانش است. اما زندگی او تغییر پیدا میکند زمانی که یک فتنهی ناگهانی در جادهای کنار مزرعه اتفاق میافتد و یک عکاس مسافر به نام رابرت کینکید، وارد زندگی او میشود. آنها در طول چند روز تجربهی عاطفی شگفتانگیزی را با هم دارند، ولی تصمیمی باید گرفته شود که تأثیر عمیقی بر زندگی هر دوی آنها دارد. این فیلم به طور ویژه بر روی روابط انسانی و تداخل بین عشق و وفاداری تمرکز دارد و مسیری پر از انتخابات و تصمیمات زندگی را نشان میدهد.
"پل های مدیسون کانتی" یک فیلم درام و عاشقانه است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. داستان این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اثر رابرت جیمز والر است. فیلم داستان زندگی فرانچسکا جانسون، زنی خانه دار و مادر سه فرزند است که در یک مزرعه در مدیسون کانتی، آیووا زندگی میکند. آرمانهایش و تصمیماتش اغلب بر اساس نیازهای خانوادگی و اجتماعی او و فرزندانش است. اما زندگی او تغییر پیدا میکند زمانی که یک فتنهی ناگهانی در جادهای کنار مزرعه اتفاق میافتد و یک عکاس مسافر به نام رابرت کینکید، وارد زندگی او میشود. آنها در طول چند روز تجربهی عاطفی شگفتانگیزی را با هم دارند، ولی تصمیمی باید گرفته شود که تأثیر عمیقی بر زندگی هر دوی آنها دارد. این فیلم به طور ویژه بر روی روابط انسانی و تداخل بین عشق و وفاداری تمرکز دارد و مسیری پر از انتخابات و تصمیمات زندگی را نشان میدهد.
در فیلم کابوی های فضایی یا گاوچرانهای فضا، یک ماهواره روسی که به دور زمین می چرخد، از مسیر خود منحرف می شود و به نظر می رسد که سیستم هدایت ماهواره منشا آمریکایی دارد. باب گرسون رهبر ناسا سعی می کند بفهمد چه کسی آن را طراحی کرده است. او متوجه می شود یک خلبان نیروی هوایی به نام فرانک کوروین پشت ماجراست که چهل سال پیش بخشی از تیم اعزامی به فضا بود، اما پس از تشکیل ناسا کنار گذاشته شد. باب از فرانک کمک می خواهد، اما او همچنان کینه دارد و تنها در صورتی موافقت می کند که به همراه تیمش بتوانند به آنجا بروند تا آن را حل کند. باب با اکراه موافقت می کند و فرانک هم تیمی های سابقش را فرا می خواند تا به او بپیوندند. اما آنها متوجه می شوند که تمام حقیقت به آنها گفته نشده است.
در فیلم کابوی های فضایی یا گاوچرانهای فضا، یک ماهواره روسی که به دور زمین می چرخد، از مسیر خود منحرف می شود و به نظر می رسد که سیستم هدایت ماهواره منشا آمریکایی دارد. باب گرسون رهبر ناسا سعی می کند بفهمد چه کسی آن را طراحی کرده است. او متوجه می شود یک خلبان نیروی هوایی به نام فرانک کوروین پشت ماجراست که چهل سال پیش بخشی از تیم اعزامی به فضا بود، اما پس از تشکیل ناسا کنار گذاشته شد. باب از فرانک کمک می خواهد، اما او همچنان کینه دارد و تنها در صورتی موافقت می کند که به همراه تیمش بتوانند به آنجا بروند تا آن را حل کند. باب با اکراه موافقت می کند و فرانک هم تیمی های سابقش را فرا می خواند تا به او بپیوندند. اما آنها متوجه می شوند که تمام حقیقت به آنها گفته نشده است.
داستان فیلم "رودخانه مرموز" درباره دوستان ایرلندی-آمریکایی دوران کودکی، جیمی مارکوم، شان دیوین و دیو بویل در چارلستاون بوستون است که بیست و پنج سال بعد، جیمی یک محکوم سابق و صاحب فروشگاه رفاه محله است. شان یک کارآگاه پلیس ایالتی ماساچوست و دیو یک کارگر یقه آبی است. جیمی و دیو از طریق ازدواج نسبت فامیلی دارند، سلست همسر دیو و آنابث همسر دوم جیمی دختر عمو هستند. حال پس از کشته شدن دختر جیمی آنها دوباره به هم می پیوندند و شان افسر پلیسی است که برای این پرونده منصوب می شود. با این حال، جیمی مظنون است که دیو پشت این قتل است!
داستان فیلم "رودخانه مرموز" درباره دوستان ایرلندی-آمریکایی دوران کودکی، جیمی مارکوم، شان دیوین و دیو بویل در چارلستاون بوستون است که بیست و پنج سال بعد، جیمی یک محکوم سابق و صاحب فروشگاه رفاه محله است. شان یک کارآگاه پلیس ایالتی ماساچوست و دیو یک کارگر یقه آبی است. جیمی و دیو از طریق ازدواج نسبت فامیلی دارند، سلست همسر دیو و آنابث همسر دوم جیمی دختر عمو هستند. حال پس از کشته شدن دختر جیمی آنها دوباره به هم می پیوندند و شان افسر پلیسی است که برای این پرونده منصوب می شود. با این حال، جیمی مظنون است که دیو پشت این قتل است!
داستان فیلم "محبوب میلیون دلاری" درباره ی دختری است که مشتاق یادگیری بوکس از یکی از بهترین مربی ها است اما مربی حاضر نیست به او آموزش دهد. دختر به مربی ثابت میکند بوکسوری قابل است که همیشه آرزوی داشتن همچین شاگردی را میکرده و صمیمیت و دوستی ای بین این دو شکل میگیرد که باعث میشود خلاءهای زندگی مربی پر شود.
داستان فیلم "محبوب میلیون دلاری" درباره ی دختری است که مشتاق یادگیری بوکس از یکی از بهترین مربی ها است اما مربی حاضر نیست به او آموزش دهد. دختر به مربی ثابت میکند بوکسوری قابل است که همیشه آرزوی داشتن همچین شاگردی را میکرده و صمیمیت و دوستی ای بین این دو شکل میگیرد که باعث میشود خلاءهای زندگی مربی پر شود.
فیلم پرچمهای پدران ما، در سال 1945 و در جریان جنگ جهانی دوم می گذرد که تفنگداران دریایی در یک نبرد بسیار خشن به دوازده هزار ژاپنی که از بیست کیلومتر مربع جزیره مقدس ایوو جیما محافظت می کردند، حملهور شدند. وقتی به کوه سوریباچی میرسند و سه تفنگدار نیروی دریایی پرچم ایالات متحده را بر فراز آن برافراشتند، این تصویر به نمادی از رکود بزرگ آمریکا تبدیل میشود. دولت این سه بازمانده را به آمریکا میآورد تا برای جنگ کمک مالی جمعآوری کنند و سه مرد را قهرمان جنگ اعلام نمایند. با این حال، سه نفر آسیب دیده در برخورد با تصویری که توسط مافوق آنها ساخته شده و این قهرمانی را با همسران خود به اشتراک می گذارند، مشکل دارند...
فیلم پرچمهای پدران ما، در سال 1945 و در جریان جنگ جهانی دوم می گذرد که تفنگداران دریایی در یک نبرد بسیار خشن به دوازده هزار ژاپنی که از بیست کیلومتر مربع جزیره مقدس ایوو جیما محافظت می کردند، حملهور شدند. وقتی به کوه سوریباچی میرسند و سه تفنگدار نیروی دریایی پرچم ایالات متحده را بر فراز آن برافراشتند، این تصویر به نمادی از رکود بزرگ آمریکا تبدیل میشود. دولت این سه بازمانده را به آمریکا میآورد تا برای جنگ کمک مالی جمعآوری کنند و سه مرد را قهرمان جنگ اعلام نمایند. با این حال، سه نفر آسیب دیده در برخورد با تصویری که توسط مافوق آنها ساخته شده و این قهرمانی را با همسران خود به اشتراک می گذارند، مشکل دارند...
داستان فیلم "نامههایی از ایووجیما" در واقع مربوطه به نبردی به همین نام است که در خلال جنگ جهانی دوم بین نیروهای ایالات متحده و ژاپن به وقوع پیوست. در این فیلم با دو رفیق از ارتش ژاپن همراه میشویم که خاطرات خود در مورد کشتار بیرحمانه همرزمانشان را بیان میکنند و توضیح میدهند که چگونه افراد بسیاری به خاک و خون کشیده شدهاند اما هیچ کاری از دست آنها برنمیآمد...
داستان فیلم "نامههایی از ایووجیما" در واقع مربوطه به نبردی به همین نام است که در خلال جنگ جهانی دوم بین نیروهای ایالات متحده و ژاپن به وقوع پیوست. در این فیلم با دو رفیق از ارتش ژاپن همراه میشویم که خاطرات خود در مورد کشتار بیرحمانه همرزمانشان را بیان میکنند و توضیح میدهند که چگونه افراد بسیاری به خاک و خون کشیده شدهاند اما هیچ کاری از دست آنها برنمیآمد...
داستان فیلم "بچه جایگزین" در سال 1928 در لس آنجلس روی می دهد. مادر مجرد کریستین کالینز به خانه برمی گردد و متوجه می شود که پسر 9 ساله اش، والتر، گم شده است. کشیش گوستاو بریگلب وضعیت کریستین را به اطلاع عموم میرساند و از اداره پلیس لسآنجلس (LAPD) به دلیل بیکفایتی، فساد و مجازات غیرقانونی، انتقاد میکند. چندین ماه پس از ناپدید شدن والتر، LAPD به کریستین می گوید که پسر زنده پیدا شده است. اگرچه "والتر" ادعا می کند که پسر کریستین است، اما کریستین می گوید که نیست. کاپیتان جی.جی. جونز، کریستین را تحت فشار قرار میدهد تا او را "به صورت آزمایشی" به خانه ببرد.
داستان فیلم "بچه جایگزین" در سال 1928 در لس آنجلس روی می دهد. مادر مجرد کریستین کالینز به خانه برمی گردد و متوجه می شود که پسر 9 ساله اش، والتر، گم شده است. کشیش گوستاو بریگلب وضعیت کریستین را به اطلاع عموم میرساند و از اداره پلیس لسآنجلس (LAPD) به دلیل بیکفایتی، فساد و مجازات غیرقانونی، انتقاد میکند. چندین ماه پس از ناپدید شدن والتر، LAPD به کریستین می گوید که پسر زنده پیدا شده است. اگرچه "والتر" ادعا می کند که پسر کریستین است، اما کریستین می گوید که نیست. کاپیتان جی.جی. جونز، کریستین را تحت فشار قرار میدهد تا او را "به صورت آزمایشی" به خانه ببرد.
داستان فیلم شکست ناپذیر در سال 1994 و پس از انتخاب نلسون ماندلا به عنوان اولین رئیسجمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی آغاز میشود. ماندلا با آگاهی از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشورش، به دنبال راهی برای متحد کردن ملت و کاهش تنشها بین گروههای مختلف است. او متوجه میشود که تیم ملی راگبی، که به عنوان نماد فرهنگ سفیدپوستان شناخته میشود، میتواند به یک ابزار قدرتمند برای ایجاد همبستگی در میان مردم تبدیل شود. ماندلا تصمیم میگیرد که از تیم ملی راگبی حمایت کرده و آنها را در مسیر رقابت برای کسب جام جهانی راگبی 1995 تشویق کند. او با کاپیتان تیم، ارتباط برقرار کرده و حمایت خود را از تیم اعلام میکند. این اقدام نه تنها به تیم انگیزه میدهد، بلکه به مردم کشور نیز امید و وحدت میبخشد.
داستان فیلم شکست ناپذیر در سال 1994 و پس از انتخاب نلسون ماندلا به عنوان اولین رئیسجمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی آغاز میشود. ماندلا با آگاهی از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشورش، به دنبال راهی برای متحد کردن ملت و کاهش تنشها بین گروههای مختلف است. او متوجه میشود که تیم ملی راگبی، که به عنوان نماد فرهنگ سفیدپوستان شناخته میشود، میتواند به یک ابزار قدرتمند برای ایجاد همبستگی در میان مردم تبدیل شود. ماندلا تصمیم میگیرد که از تیم ملی راگبی حمایت کرده و آنها را در مسیر رقابت برای کسب جام جهانی راگبی 1995 تشویق کند. او با کاپیتان تیم، ارتباط برقرار کرده و حمایت خود را از تیم اعلام میکند. این اقدام نه تنها به تیم انگیزه میدهد، بلکه به مردم کشور نیز امید و وحدت میبخشد.
در "گرن تورینو"، والت کوالسکی، سرباز بازنشسته و ناراضی از زندگی پس از سالها خدمت در جنگ کره، درگیر ماجرایی جدید میشود. او تصمیم به اصلاح همسایهاش، یک نوجوان آسیایی، میگیرد. این نوجوان با نام جین، به دنبال دزدیدن یک دارایی با ارزش از "کوالسکی" است. اما والت، با گذشتهای پر از تجربیات جنگی و نگرش منفی به کره، به زودی متوجه میشود که زندگی جین پیچیدهتر از آنچه تصور میکرده، است.
در "گرن تورینو"، والت کوالسکی، سرباز بازنشسته و ناراضی از زندگی پس از سالها خدمت در جنگ کره، درگیر ماجرایی جدید میشود. او تصمیم به اصلاح همسایهاش، یک نوجوان آسیایی، میگیرد. این نوجوان با نام جین، به دنبال دزدیدن یک دارایی با ارزش از "کوالسکی" است. اما والت، با گذشتهای پر از تجربیات جنگی و نگرش منفی به کره، به زودی متوجه میشود که زندگی جین پیچیدهتر از آنچه تصور میکرده، است.
فیلم آخرت یا سفر به دیگر سو (Hereafter) به کارگردانی کلینت ایستوود، داستان سه شخصیت اصلی را روایت میکند که هر یک به نوعی با موضوع مرگ و زندگی پس از آن مواجه میشوند. یک کارگر کارخانه در ایالات متحده که توانایی خاصی در ارتباط با مردگان دارد، تلاش میکند تا با این قدرت خود کنار بیاید و زندگی عادیاش را ادامه دهد. یک روزنامهنگار فرانسوی که پس از تجربه یک حادثه نزدیک به مرگ، به جستجوی معنای زندگی و مرگ میپردازد. و یک پسر نوجوان در لندن که پس از مرگ برادرش، با احساس تنهایی و سردرگمی مواجه میشود. این سه شخصیت در طول فیلم به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و تجربیاتشان درباره مرگ و زندگی، آنها را به سفری معنوی و خودشناسی سوق میدهد. فیلمِ پس از این، به موضوعاتی چون عشق، از دست دادن و جستجوی معنا در زندگی پرداخته و نشان میدهد که چگونه مرگ میتواند بر زندگی افراد تأثیر بگذارد و آنها را به سمت درک عمیقتری از وجود خود هدایت کند.
فیلم آخرت یا سفر به دیگر سو (Hereafter) به کارگردانی کلینت ایستوود، داستان سه شخصیت اصلی را روایت میکند که هر یک به نوعی با موضوع مرگ و زندگی پس از آن مواجه میشوند. یک کارگر کارخانه در ایالات متحده که توانایی خاصی در ارتباط با مردگان دارد، تلاش میکند تا با این قدرت خود کنار بیاید و زندگی عادیاش را ادامه دهد. یک روزنامهنگار فرانسوی که پس از تجربه یک حادثه نزدیک به مرگ، به جستجوی معنای زندگی و مرگ میپردازد. و یک پسر نوجوان در لندن که پس از مرگ برادرش، با احساس تنهایی و سردرگمی مواجه میشود. این سه شخصیت در طول فیلم به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و تجربیاتشان درباره مرگ و زندگی، آنها را به سفری معنوی و خودشناسی سوق میدهد. فیلمِ پس از این، به موضوعاتی چون عشق، از دست دادن و جستجوی معنا در زندگی پرداخته و نشان میدهد که چگونه مرگ میتواند بر زندگی افراد تأثیر بگذارد و آنها را به سمت درک عمیقتری از وجود خود هدایت کند.
"جی. ادگار" یک فیلم زندگینامهای درام است که در سال ۲۰۱۱ اکران شد. فیلم به بررسی زندگی جی. ادگار هوور، بنیانگذار و مدیر اولیهی FBI (اداره فدرال اطلاعات) در طول دوران کاری و فعالیتهای او میپردازد. لئوناردو دیکاپریو در نقش جی. ادگار هوور بازی کرده و این فیلم به تمرکز بر روی کارآگاهیها، فعالیتهای تحقیقاتی و سیاستهای متنوعی که او در طول دوران فعالیت در FBI انجام داد، میپردازد. همچنین این فیلم به زندگی شخصی او، ارتباطاتش با مادرش و احساساتش در مورد مسائلی همچون جنسیتی و قدرت تمرکز دارد.
"جی. ادگار" یک فیلم زندگینامهای درام است که در سال ۲۰۱۱ اکران شد. فیلم به بررسی زندگی جی. ادگار هوور، بنیانگذار و مدیر اولیهی FBI (اداره فدرال اطلاعات) در طول دوران کاری و فعالیتهای او میپردازد. لئوناردو دیکاپریو در نقش جی. ادگار هوور بازی کرده و این فیلم به تمرکز بر روی کارآگاهیها، فعالیتهای تحقیقاتی و سیاستهای متنوعی که او در طول دوران فعالیت در FBI انجام داد، میپردازد. همچنین این فیلم به زندگی شخصی او، ارتباطاتش با مادرش و احساساتش در مورد مسائلی همچون جنسیتی و قدرت تمرکز دارد.
در خیابانهای زبر و زمخت نیوجرسی، چند جوان با گذشتههایی متفاوت اما رویایی مشترک گرد هم میآیند. آنها با تشکیل گروهی کوچک، قدم در مسیر پرریسک دنیای موسیقی میگذارند. صدای خاص فرانکی والی، ترانههای گیرای باب گادیو، و جاهطلبی تامی دویتو به آنها فرصتی میدهد تا از کوچههای پایینشهر به صحنههای پرنور برسند. اما شهرت همیشه بهایی دارد. با بالا رفتن نامشان، تنشها هم بیشتر میشود و وفاداریها زیر سوال میرود. هر کدام با صدای خود، بخشی از داستان را روایت میکند. در دل آهنگهای فراموشنشدنی و پشت صحنهای از چالشهای شخصی، داستان پسران نیوجرسی شکل میگیرد؛ روایتی از چهار نفر که از دل تاریکی آمدند و آهنگهایی ساختند که هنوز در حافظه جمعی طنین دارند.
در خیابانهای زبر و زمخت نیوجرسی، چند جوان با گذشتههایی متفاوت اما رویایی مشترک گرد هم میآیند. آنها با تشکیل گروهی کوچک، قدم در مسیر پرریسک دنیای موسیقی میگذارند. صدای خاص فرانکی والی، ترانههای گیرای باب گادیو، و جاهطلبی تامی دویتو به آنها فرصتی میدهد تا از کوچههای پایینشهر به صحنههای پرنور برسند. اما شهرت همیشه بهایی دارد. با بالا رفتن نامشان، تنشها هم بیشتر میشود و وفاداریها زیر سوال میرود. هر کدام با صدای خود، بخشی از داستان را روایت میکند. در دل آهنگهای فراموشنشدنی و پشت صحنهای از چالشهای شخصی، داستان پسران نیوجرسی شکل میگیرد؛ روایتی از چهار نفر که از دل تاریکی آمدند و آهنگهایی ساختند که هنوز در حافظه جمعی طنین دارند.
فیلم "گریه کن ماچو" داستان یک مربی سابق اسب سواری به نام مایکل سالیناس را روایت میکند که توسط دوستش به یک ماموریت خطرناک در مکزیک فرستاده میشود. وی باید پسر دوستش را از مادرش که او را از طریق ناعادلانه از پدرش جدا کرده، نجات دهد و به آمریکا برگرداند. در طول ماموریت، "مایکل" با مواجهه با مشکلات و چالشهای مختلف در مکزیک، با پسر دوستش ارتباط نزدیکی برقرار میکند.
فیلم "گریه کن ماچو" داستان یک مربی سابق اسب سواری به نام مایکل سالیناس را روایت میکند که توسط دوستش به یک ماموریت خطرناک در مکزیک فرستاده میشود. وی باید پسر دوستش را از مادرش که او را از طریق ناعادلانه از پدرش جدا کرده، نجات دهد و به آمریکا برگرداند. در طول ماموریت، "مایکل" با مواجهه با مشکلات و چالشهای مختلف در مکزیک، با پسر دوستش ارتباط نزدیکی برقرار میکند.
داستان فیلم تک تیرانداز آمریکایی در مورد شخصی به نام کریس کایل است که به عنوان یک تک تیرانداز ماهر در واحدهای کماندویی نیروی دریای آمریکا خدمت میکند. کریس کایل به عنوان تک تیرانداز در چهار دوره جنگ در کشور عراق حضور داشته است. از سویی دیگر او در آمریکا صاحب همسر و فرزندانی است که انتظار دارند کریس را بیشتر پیش خود داشته باشند. اما کریس اکثراً ترجیح میدهد تا به عراق و به دل نبرد فرستاده شود. سرانجام او متوجه میشود که...
داستان فیلم تک تیرانداز آمریکایی در مورد شخصی به نام کریس کایل است که به عنوان یک تک تیرانداز ماهر در واحدهای کماندویی نیروی دریای آمریکا خدمت میکند. کریس کایل به عنوان تک تیرانداز در چهار دوره جنگ در کشور عراق حضور داشته است. از سویی دیگر او در آمریکا صاحب همسر و فرزندانی است که انتظار دارند کریس را بیشتر پیش خود داشته باشند. اما کریس اکثراً ترجیح میدهد تا به عراق و به دل نبرد فرستاده شود. سرانجام او متوجه میشود که...
در فیلم هیئت منصفه شماره ۲، جاستین کمپ، که یک روزنامه نگار و الکلی در حال بهبودی است، برای رسیدگی به پرونده مرگ کندال کارتر برای انجام وظیفه در هیئت منصفه فراخوانده میشود. کندال یک سال قبل با دوست پسرش، جیمز سایث، در یک بار محلی دعوا کرده بود و بعد جسد او در زیر یک کافه پیدا شد. پل سایث به قتل او متهم میشود. شاهدان تایید میکنند که سایث در شب مورد بحث مست بوده و پس از یورش کندال به دنبال او رفته است و یک شاهد عینی ادعا می کند که آنها سایث را در نقطه ای که جسد کندال از آنجا پرتاب شده است، دیده اند. به دنبال یک سری ماجرا، کمپ خود را درگیر یک معضل اخلاقی جدی میبیند که میتواند بر حکم تاثیر بگذارد و فرد متهم به قتل را محکوم یا آزاد کند.
در فیلم هیئت منصفه شماره ۲، جاستین کمپ، که یک روزنامه نگار و الکلی در حال بهبودی است، برای رسیدگی به پرونده مرگ کندال کارتر برای انجام وظیفه در هیئت منصفه فراخوانده میشود. کندال یک سال قبل با دوست پسرش، جیمز سایث، در یک بار محلی دعوا کرده بود و بعد جسد او در زیر یک کافه پیدا شد. پل سایث به قتل او متهم میشود. شاهدان تایید میکنند که سایث در شب مورد بحث مست بوده و پس از یورش کندال به دنبال او رفته است و یک شاهد عینی ادعا می کند که آنها سایث را در نقطه ای که جسد کندال از آنجا پرتاب شده است، دیده اند. به دنبال یک سری ماجرا، کمپ خود را درگیر یک معضل اخلاقی جدی میبیند که میتواند بر حکم تاثیر بگذارد و فرد متهم به قتل را محکوم یا آزاد کند.
داستان فیلم سالی زمانی شروع میشود که خلبان چسلی یا همان سالی سولنبرگر هواپیمای آسیب دیده خود را برای نجات مسافران و خدمه پرواز، روی رودخانه هادسون فرود می آورد. اتفاقی که سبب خواهد شد برخی او را برای این عملیات نجات بزرگ تحسین و برخی برای این جسارت بیش از اندازه او را تخریب کنند.
داستان فیلم سالی زمانی شروع میشود که خلبان چسلی یا همان سالی سولنبرگر هواپیمای آسیب دیده خود را برای نجات مسافران و خدمه پرواز، روی رودخانه هادسون فرود می آورد. اتفاقی که سبب خواهد شد برخی او را برای این عملیات نجات بزرگ تحسین و برخی برای این جسارت بیش از اندازه او را تخریب کنند.
"ریچارد جول" یک فیلم درام و بر اساس واقعیت است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این فیلم به داستان واقعی "ریچارد جول"، یک ایالتی که به اشتباه به عنوان مظنون اصلی در حادثه انفجار در المپیک ۱۹۹۶ در آتلانتا شناخته شد، میپردازد. در ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۶، در المپیک آتلانتا، یک بمبگذاری در پارک سنتنیال در شهر آتلانتا رخ داد. پس از این انفجار، ریچارد جول، که یک مامور امنیتی محلی بود، به دلیل پیدا کردن و اطلاعرسانی مردم درباره بمب به عنوان یک قهرمان محلی شناخته شد. اما بر اثر یک سری ادعاهای نادرست، رسانهها و مقامات انفجار را به عهده ریچارد جول گذاشتند و او به عنوان مظنون اصلی تحت فشار گذاشته شد.
"ریچارد جول" یک فیلم درام و بر اساس واقعیت است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این فیلم به داستان واقعی "ریچارد جول"، یک ایالتی که به اشتباه به عنوان مظنون اصلی در حادثه انفجار در المپیک ۱۹۹۶ در آتلانتا شناخته شد، میپردازد. در ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۶، در المپیک آتلانتا، یک بمبگذاری در پارک سنتنیال در شهر آتلانتا رخ داد. پس از این انفجار، ریچارد جول، که یک مامور امنیتی محلی بود، به دلیل پیدا کردن و اطلاعرسانی مردم درباره بمب به عنوان یک قهرمان محلی شناخته شد. اما بر اثر یک سری ادعاهای نادرست، رسانهها و مقامات انفجار را به عهده ریچارد جول گذاشتند و او به عنوان مظنون اصلی تحت فشار گذاشته شد.