اگه میخواید بدونید سینما در مورد سوءاستفاده چه آثاری داره، این فهرست از فیلمارو ببینید.
فیلم سلول، یک روان درمانگر به نام کاترین دین را دنبال میکند که در بخشی از یک روش درمانی جدید اجازه دارد به معنای واقعی کلمه وارد ذهن بیمارانش شود. یک مامور اف بی آی او را متقاعد می کند تا به ذهن یک قاتل سریالی که در کماست، وارد شود. آنها به تازگی یک قاتل زنجیره ای به نام کارل استارگر را ردیابی کرده بودند که کارش ربودن زن ها در یک زمان و قرار دادن آنها در یک منطقه مخفی بود. او زن ها را حدود چهل ساعت در آنجا نگه می داشت تا به آرامی غرق شوند. اما حالا قاتل به کمای برگشت ناپذیر رفته و نمی تواند اعتراف کند که آخرین قربانی خود را کجا برده است. در نتیجه کاترین باید با زمان بجنگد و ذهن پیچیده قاتل را برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیازش کشف کند.
فیلم سلول، یک روان درمانگر به نام کاترین دین را دنبال میکند که در بخشی از یک روش درمانی جدید اجازه دارد به معنای واقعی کلمه وارد ذهن بیمارانش شود. یک مامور اف بی آی او را متقاعد می کند تا به ذهن یک قاتل سریالی که در کماست، وارد شود. آنها به تازگی یک قاتل زنجیره ای به نام کارل استارگر را ردیابی کرده بودند که کارش ربودن زن ها در یک زمان و قرار دادن آنها در یک منطقه مخفی بود. او زن ها را حدود چهل ساعت در آنجا نگه می داشت تا به آرامی غرق شوند. اما حالا قاتل به کمای برگشت ناپذیر رفته و نمی تواند اعتراف کند که آخرین قربانی خود را کجا برده است. در نتیجه کاترین باید با زمان بجنگد و ذهن پیچیده قاتل را برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیازش کشف کند.
در داستان این فیلم، تارک فهد راننده تاکسی در حین خواندن یک آگهی روزنامه، دعوت نامه ای را برای شرکت در آزمایشی کشف می کند که در آن 4000 مارک آلمانی به شرکت کنندگانی که در شبیه سازی وضعیت زندان شرکت کنند، ارائه می شود. این آزمایش توسط پروفسور کلاوس تون و دستیارش دکتر جوتا گریم هدایت می شود. تارک به عنوان یک روزنامه نگار در حالی که یک عینک با یک مینی دوربین داخلی به چشم دارد، شرکت می کند. 20 داوطلب به عنوان نگهبان و زندانی، 12 زندانی و 8 نگهبان هستند و توسط تیمی از دانشمندان تحت نظر می باشند.
در داستان این فیلم، تارک فهد راننده تاکسی در حین خواندن یک آگهی روزنامه، دعوت نامه ای را برای شرکت در آزمایشی کشف می کند که در آن 4000 مارک آلمانی به شرکت کنندگانی که در شبیه سازی وضعیت زندان شرکت کنند، ارائه می شود. این آزمایش توسط پروفسور کلاوس تون و دستیارش دکتر جوتا گریم هدایت می شود. تارک به عنوان یک روزنامه نگار در حالی که یک عینک با یک مینی دوربین داخلی به چشم دارد، شرکت می کند. 20 داوطلب به عنوان نگهبان و زندانی، 12 زندانی و 8 نگهبان هستند و توسط تیمی از دانشمندان تحت نظر می باشند.
در یکی از ساکتترین گوشههای آمریکا، دختری سیزدهساله کشف میشود که هیچکس تا آن زمان صدایش را نشنیده. نه به این خاطر که نمیتواند، بلکه چون هیچکس به او یاد نداده حرف بزند. داستان فیلم مرغ مقلد آواز نخوان با نجات کیتی از سالها حبس در اتاقی تاریک آغاز میشود. او با دنیایی روبهروست که برایش ناآشنا و ترسناک است. گروهی از متخصصان، زبانشناسان و مددکاران تلاش میکنند به او معنای ارتباط را بیاموزند. اما چیزی فراتر از آموزش در میان است؛ کیتی باید بفهمد که کیست. داستان فیلم مرغ مقلد آواز نخوان روایتیست از زنی جوان که باید از نو زندگی را یاد بگیرد؛ دختری که در سکوت بزرگ شد و حالا میخواهد بفهمد چگونه صدای خودش را پیدا کند.
در یکی از ساکتترین گوشههای آمریکا، دختری سیزدهساله کشف میشود که هیچکس تا آن زمان صدایش را نشنیده. نه به این خاطر که نمیتواند، بلکه چون هیچکس به او یاد نداده حرف بزند. داستان فیلم مرغ مقلد آواز نخوان با نجات کیتی از سالها حبس در اتاقی تاریک آغاز میشود. او با دنیایی روبهروست که برایش ناآشنا و ترسناک است. گروهی از متخصصان، زبانشناسان و مددکاران تلاش میکنند به او معنای ارتباط را بیاموزند. اما چیزی فراتر از آموزش در میان است؛ کیتی باید بفهمد که کیست. داستان فیلم مرغ مقلد آواز نخوان روایتیست از زنی جوان که باید از نو زندگی را یاد بگیرد؛ دختری که در سکوت بزرگ شد و حالا میخواهد بفهمد چگونه صدای خودش را پیدا کند.
در فیلم بچههای کوچک، سارا پیرس با همسرش ریچارد و دخترش لوسی در حومه بوستون زندگی می کند. زمانی که او متوجه اعتیاد شوهرش به پورنوگرافی اینترنتی می شود، طلاق می گیرند. او یک روز با برد آدامسون، یک دانشجوی حقوق آشنا می شود که پسر چهار ساله اش آرون را به پارک می آورد و ازدواج ناموفقی دارد. برد و سارا با هم دوست می شوند. در این میان، رونی جی مک گوروی، مجرم جنسی که به تازگی از زندان آزاد شده، با مادرش "می" زندگی می کند که معتقد است اگر رونی با زنی هم سن و سال خود آشنا شود، بیماری پدوفیلی او درمان می شود. اما اتفاقاتی رخ می دهد که همه چیز را تغییر خواهد داد.
در فیلم بچههای کوچک، سارا پیرس با همسرش ریچارد و دخترش لوسی در حومه بوستون زندگی می کند. زمانی که او متوجه اعتیاد شوهرش به پورنوگرافی اینترنتی می شود، طلاق می گیرند. او یک روز با برد آدامسون، یک دانشجوی حقوق آشنا می شود که پسر چهار ساله اش آرون را به پارک می آورد و ازدواج ناموفقی دارد. برد و سارا با هم دوست می شوند. در این میان، رونی جی مک گوروی، مجرم جنسی که به تازگی از زندان آزاد شده، با مادرش "می" زندگی می کند که معتقد است اگر رونی با زنی هم سن و سال خود آشنا شود، بیماری پدوفیلی او درمان می شود. اما اتفاقاتی رخ می دهد که همه چیز را تغییر خواهد داد.
در فیلم "مرد نامرئی" سیسیلیا کاس، زنی که از دست شوهر فیزیکدان خود فرار کرده بود، با اخباری ناگوار از مرگ شوهرش مواجه میشود. حالا، او مبالغ زیادی از شوهرش به ارث میبرد و با ترسناکترین چالش زندگی خود روبرو میشود: یک انسان نامرئی که او را تعقیب میکند و زندگیاش را به وحشت میکشاند. آیا سیسیلیا میتواند از این وحشت خود را نجات بدهد و راز انسان نامرئی را حل کند؟
در فیلم "مرد نامرئی" سیسیلیا کاس، زنی که از دست شوهر فیزیکدان خود فرار کرده بود، با اخباری ناگوار از مرگ شوهرش مواجه میشود. حالا، او مبالغ زیادی از شوهرش به ارث میبرد و با ترسناکترین چالش زندگی خود روبرو میشود: یک انسان نامرئی که او را تعقیب میکند و زندگیاش را به وحشت میکشاند. آیا سیسیلیا میتواند از این وحشت خود را نجات بدهد و راز انسان نامرئی را حل کند؟
داستان فیلم "سیلی" درباره آمریتا ساندو و ویکرام سابهاروال است که زندگی خوبی دارند. آمریتا یک زن فوق العاده است که روزهایش را به مراقبت از ویکرام و خانه میگذراند. آنها یک مهمانی در خانه برگزار می کنند تا ارتقای ویکرام را جشن بگیرند که آنها را به لندن منتقل می کند. در طول مهمانی، به ویکرام اطلاع داده میشود که قرارداد ارتقای شغلی او بخاطر جوان بیتجربهای که از بستگان رئیسش است، به خطر افتاده است. او با عصبانیت با مافوق خود، وارد بحث می شود. وقتی آمریتا سعی می کند بحث را به هم بزند، ویکرام جلوی همه به او سیلی می زند.
داستان فیلم "سیلی" درباره آمریتا ساندو و ویکرام سابهاروال است که زندگی خوبی دارند. آمریتا یک زن فوق العاده است که روزهایش را به مراقبت از ویکرام و خانه میگذراند. آنها یک مهمانی در خانه برگزار می کنند تا ارتقای ویکرام را جشن بگیرند که آنها را به لندن منتقل می کند. در طول مهمانی، به ویکرام اطلاع داده میشود که قرارداد ارتقای شغلی او بخاطر جوان بیتجربهای که از بستگان رئیسش است، به خطر افتاده است. او با عصبانیت با مافوق خود، وارد بحث می شود. وقتی آمریتا سعی می کند بحث را به هم بزند، ویکرام جلوی همه به او سیلی می زند.
در فیلم "آلیس، عزیزم"، آلیس در یک رابطه زیر فشار روانی با دوست پسرش، سیمون، قرار دارد. پس از گذراندن یک تعطیلات با دوستانش، او تصمیم میگیرد تا رابطهاش با سیمون را مورد بررسی قرار دهد و سعی کند از وابستگی شدید خود به او خارج شود. سیمون به آلیس اجازه میدهد که شبی را بیرون و با دوستان صمیمیاش تس و سوفی بگذراند. زنان متوجه میشوند که آلیس مشغول و متمرکز به هر زنگی که از تلفنش میآید است و طول شب او به طور مداوم موهایش را لمس میکند. علیرغم ارتباط سیمون با تس، به نظر میرسد که او آلیس را از دوستانش دور میکند. سوفی پیشنهاد میدهد که آنها برای جشن تولد تس به خانه والدینش در شمال سفر کنند که آلیس به راحتی با آن موافقت میکند. به جای اینکه به سیمون حقیقت را بگوید، به او اطلاع میدهد که یک سفر کاری به منیآپولیس میرود.
در فیلم "آلیس، عزیزم"، آلیس در یک رابطه زیر فشار روانی با دوست پسرش، سیمون، قرار دارد. پس از گذراندن یک تعطیلات با دوستانش، او تصمیم میگیرد تا رابطهاش با سیمون را مورد بررسی قرار دهد و سعی کند از وابستگی شدید خود به او خارج شود. سیمون به آلیس اجازه میدهد که شبی را بیرون و با دوستان صمیمیاش تس و سوفی بگذراند. زنان متوجه میشوند که آلیس مشغول و متمرکز به هر زنگی که از تلفنش میآید است و طول شب او به طور مداوم موهایش را لمس میکند. علیرغم ارتباط سیمون با تس، به نظر میرسد که او آلیس را از دوستانش دور میکند. سوفی پیشنهاد میدهد که آنها برای جشن تولد تس به خانه والدینش در شمال سفر کنند که آلیس به راحتی با آن موافقت میکند. به جای اینکه به سیمون حقیقت را بگوید، به او اطلاع میدهد که یک سفر کاری به منیآپولیس میرود.
دکتر رابرت لدگارد، جراحی موفق و منزوی، سالهاست در خانهای دور از چشم دیگران، روی پروژهای محرمانه کار میکند. او در حال ساخت نوعی پوست مصنوعی است که بتواند بدن انسان را در برابر سوختگی، بریدگی و حتی نیش حشرات محافظت کند. اما آزمایشهایش تنها در آزمایشگاه انجام نمیشود. داستان فیلم پوستی که در آن زندگی میکنم با حضور زنی مرموز به نام ورا گره میخورد؛ زنی که در خانه زندانی است و گذشتهاش چیزی بیش از آن چیزیست که دیده میشود. در لایههای پیچیده این روایت، رازهایی پنهان شدهاند که به تدریج آشکار میشوند. داستان فیلم پوستی که در آن زندگی میکنم درباره هویت، انتقام و مرزهای اخلاق در علم است؛ جایی که زندگی و آزمایش، دیگر دو دنیای جدا از هم نیستند.
دکتر رابرت لدگارد، جراحی موفق و منزوی، سالهاست در خانهای دور از چشم دیگران، روی پروژهای محرمانه کار میکند. او در حال ساخت نوعی پوست مصنوعی است که بتواند بدن انسان را در برابر سوختگی، بریدگی و حتی نیش حشرات محافظت کند. اما آزمایشهایش تنها در آزمایشگاه انجام نمیشود. داستان فیلم پوستی که در آن زندگی میکنم با حضور زنی مرموز به نام ورا گره میخورد؛ زنی که در خانه زندانی است و گذشتهاش چیزی بیش از آن چیزیست که دیده میشود. در لایههای پیچیده این روایت، رازهایی پنهان شدهاند که به تدریج آشکار میشوند. داستان فیلم پوستی که در آن زندگی میکنم درباره هویت، انتقام و مرزهای اخلاق در علم است؛ جایی که زندگی و آزمایش، دیگر دو دنیای جدا از هم نیستند.
جوزف، مردی خشن و خسته از زندگی، در گوشهای از شهری خاکستری روزهایش را با عصبانیت فروخورده میگذراند. خشمی که ریشه در گذشته دارد، رابطههایش را ویران کرده و او را به انزوایی ناگزیر رسانده است. یک برخورد اتفاقی با زنی آرام و مؤمن به نام هانا، روزمرگیاش را تغییر میدهد. هانا با مهربانیاش به زندگی جوزف نفوذ میکند، اما خیلی زود روشن میشود که خودش نیز با تاریکیهای پنهان درگیر است. این آشنایی، برای هر دو فرصتی میسازد تا با دردهای خود روبهرو شوند و شاید معنای تازهای برای رهایی پیدا کنند. داستان فیلم تیراناسور درباره دو انسان زخمی است که در جهانی خشن، به دنبال چیزی واقعی میگردند، چیزی فراتر از نجات، چیزی نزدیک به فهمیدهشدن.
جوزف، مردی خشن و خسته از زندگی، در گوشهای از شهری خاکستری روزهایش را با عصبانیت فروخورده میگذراند. خشمی که ریشه در گذشته دارد، رابطههایش را ویران کرده و او را به انزوایی ناگزیر رسانده است. یک برخورد اتفاقی با زنی آرام و مؤمن به نام هانا، روزمرگیاش را تغییر میدهد. هانا با مهربانیاش به زندگی جوزف نفوذ میکند، اما خیلی زود روشن میشود که خودش نیز با تاریکیهای پنهان درگیر است. این آشنایی، برای هر دو فرصتی میسازد تا با دردهای خود روبهرو شوند و شاید معنای تازهای برای رهایی پیدا کنند. داستان فیلم تیراناسور درباره دو انسان زخمی است که در جهانی خشن، به دنبال چیزی واقعی میگردند، چیزی فراتر از نجات، چیزی نزدیک به فهمیدهشدن.
فیلم پناهگاه امن، درباره زن جوانی به نام ارین است که پس از کوتاه کردن و سفید کردن موهایش، با گذشته ای تاریک سوار اتوبوس می شود و فرار می کند. او در ساوتپورت، کارولینای شمالی، خود را به عنوان کتی معرفی می کند، به عنوان پیشخدمت شغلی پیدا کرده و خانه ای کوچک در حاشیه شهر اجاره می کند. او با همسایهاش جو دوست میشود و با الکس ویتلی بیوه که فروشگاه محلی را اداره میکند و دو فرزند خردسال دارد، ملاقات میکند. کتی به زودی با الکس رابطه برقرار می کند و تبدیل به مادری برای فرزندانش می شود. در همین حال، کارآگاه پلیس بوستون، کوین تیرنی، پوسترهای تحت تعقیب را برای ارین، زنی که متهم به قتل است، آماده می کند...
فیلم پناهگاه امن، درباره زن جوانی به نام ارین است که پس از کوتاه کردن و سفید کردن موهایش، با گذشته ای تاریک سوار اتوبوس می شود و فرار می کند. او در ساوتپورت، کارولینای شمالی، خود را به عنوان کتی معرفی می کند، به عنوان پیشخدمت شغلی پیدا کرده و خانه ای کوچک در حاشیه شهر اجاره می کند. او با همسایهاش جو دوست میشود و با الکس ویتلی بیوه که فروشگاه محلی را اداره میکند و دو فرزند خردسال دارد، ملاقات میکند. کتی به زودی با الکس رابطه برقرار می کند و تبدیل به مادری برای فرزندانش می شود. در همین حال، کارآگاه پلیس بوستون، کوین تیرنی، پوسترهای تحت تعقیب را برای ارین، زنی که متهم به قتل است، آماده می کند...
"13 دلیل برای اینکه" یک سریال دارای موضوعات سنگین و گاهاً جدی است، داستان نوجوانی به نام کلی جنسن را روایت میکند. کلی، پس از خودکشی هانا بیکر، همکلاسی و دوستش، یک جعبه مرموز با 13 نوار کاست میابد. هر نوار متعلق به یک دلیل است که هانا آن را به عنوان دلیلی برای خودکشی او ضبط کرده است. کلی در طول فصول این سریال، هر نوار را گوش میدهد و درک بهتری از اتفاقاتی که به خودکشی هانا منجر شده است، پیدا میکند. این سریال بر آسیبهای روحی، خشونت، انتقال اطلاعات از یک فرد به دیگری و اثرگذاری دلایل مختلف بر تصمیمات زندگی متمرکز است. همچنین پیرامون مسائلی چون افسردگی، اضطراب، خودکشی و دیگر موضوعات اجتماعی آموزنده است.
"13 دلیل برای اینکه" یک سریال دارای موضوعات سنگین و گاهاً جدی است، داستان نوجوانی به نام کلی جنسن را روایت میکند. کلی، پس از خودکشی هانا بیکر، همکلاسی و دوستش، یک جعبه مرموز با 13 نوار کاست میابد. هر نوار متعلق به یک دلیل است که هانا آن را به عنوان دلیلی برای خودکشی او ضبط کرده است. کلی در طول فصول این سریال، هر نوار را گوش میدهد و درک بهتری از اتفاقاتی که به خودکشی هانا منجر شده است، پیدا میکند. این سریال بر آسیبهای روحی، خشونت، انتقال اطلاعات از یک فرد به دیگری و اثرگذاری دلایل مختلف بر تصمیمات زندگی متمرکز است. همچنین پیرامون مسائلی چون افسردگی، اضطراب، خودکشی و دیگر موضوعات اجتماعی آموزنده است.
داستان فیلم من تونیا هستم درباره اسکیت بازی به نام تونیا هاردینگ است که در رقابت های اسکیت ایالات متحده شرکت میکند و موفق به کسب مقام می شود. اما ورود و دخالت نا به جای همسر سابقش آینده ورزشی او را به خطر می اندازد و...
داستان فیلم من تونیا هستم درباره اسکیت بازی به نام تونیا هاردینگ است که در رقابت های اسکیت ایالات متحده شرکت میکند و موفق به کسب مقام می شود. اما ورود و دخالت نا به جای همسر سابقش آینده ورزشی او را به خطر می اندازد و...
سریال گل های گمشده آلیس هارت در مورد آلیس هارت دختری جوان است که در سن کودکی والدینش را در یک حادثه آتشسوزی مشکوک از دست میدهد و بعد از آن مجبور میشود در کنار مادربزرگ بداخلاق خود زندگی کند. همین مسئله دوران کودکی سخت و خشنی را برای آلیس رقم می زند و در زندگی بزرگسالی اش تاثیر منفی می گذارد.
سریال گل های گمشده آلیس هارت در مورد آلیس هارت دختری جوان است که در سن کودکی والدینش را در یک حادثه آتشسوزی مشکوک از دست میدهد و بعد از آن مجبور میشود در کنار مادربزرگ بداخلاق خود زندگی کند. همین مسئله دوران کودکی سخت و خشنی را برای آلیس رقم می زند و در زندگی بزرگسالی اش تاثیر منفی می گذارد.