گاهی وقتها فیلمسازهای هالیوود وسط تمام شلوغیها و هیاهوهاشون با خودشون فکر میکنن: «میدونی، این میتونه موضوع فوقالعادهای برای یه فیلم باشه.» و بعضی وقتها همین طعنه و تناقض باعث میشه چند تا جواهر واقعی سینمایی ساخته بشه.
دیکسون استیل، یک فیلمنامهنویس بااستعداد، باید یک فیلمنامه جدید بنویسد. او به دنبال یافتن سوژه الهام بخش برای داستانش است. اما همه چیز در یک شب تاریک و پرمعنا تغییر میکند. او با ملدر، یک دختر جوان، ملاقات میکند و از او خواسته میشود داستان زندگیاش را برای فیلمنامهای که استیل قصد دارد بنویسد، تعریف کند. اما همان شب، ملدر به شدت زخمی شده و به طور غیرمنتظرهای کشته میشود. استیل، به عنوان مظنون اصلی در این قتل، درگیر شک و تردیدهای بیشتری میشود زیرا تاریخچهای از رفتارهای پرخاشگرانه در گذشتهاش وجود دارد.
دیکسون استیل، یک فیلمنامهنویس بااستعداد، باید یک فیلمنامه جدید بنویسد. او به دنبال یافتن سوژه الهام بخش برای داستانش است. اما همه چیز در یک شب تاریک و پرمعنا تغییر میکند. او با ملدر، یک دختر جوان، ملاقات میکند و از او خواسته میشود داستان زندگیاش را برای فیلمنامهای که استیل قصد دارد بنویسد، تعریف کند. اما همان شب، ملدر به شدت زخمی شده و به طور غیرمنتظرهای کشته میشود. استیل، به عنوان مظنون اصلی در این قتل، درگیر شک و تردیدهای بیشتری میشود زیرا تاریخچهای از رفتارهای پرخاشگرانه در گذشتهاش وجود دارد.
"جو گیلس"، که دنبال بازگشت پیروزمندانه به دنیای سینما است، به طور اتفاقی با "نورما دیزموند" آشنا میشود. این ستارهٔ فراموش و محو شده، به "جو" پیشنهاد میدهد که برای او یک فیلمنامه بنویسد تا به دنیای ستارگان بازگردد. اما این رابطه که در آغاز به نظر میآید که فرصتی برای "جو" است، به سرعت به یک روابط پیچیده و خطرناک تبدیل میشود. "سانست بلوار" یک نگاه تاریک و غمانگیز به دنیای سینما و روابط انسانی در آن دوره دارد.
"جو گیلس"، که دنبال بازگشت پیروزمندانه به دنیای سینما است، به طور اتفاقی با "نورما دیزموند" آشنا میشود. این ستارهٔ فراموش و محو شده، به "جو" پیشنهاد میدهد که برای او یک فیلمنامه بنویسد تا به دنیای ستارگان بازگردد. اما این رابطه که در آغاز به نظر میآید که فرصتی برای "جو" است، به سرعت به یک روابط پیچیده و خطرناک تبدیل میشود. "سانست بلوار" یک نگاه تاریک و غمانگیز به دنیای سینما و روابط انسانی در آن دوره دارد.
داستان فیلم "آواز در باران" در دهه ۱۹۲۷ در هالیوود اتفاق میافتد، حول محور زوج ستارهای به نامهای دان لاکوود و لینا لامونت. زمانی که لینا در احساسات عشق دچار گمراهی میشود، دان به همراه دوست قدیمیاش کاسمو که همواره برای رسیدن به موقعیت فعلی خود تلاش کرده است، دست به تغییرات میزنند. دان آهنگهای زیبا را در فیلم جدید خود اجرا میکند، اما در عین حال لینا توسط یک صداپیشه جدید جایگزین میشود. با ورود بازیگر بلندپرواز کتی سلدن به عرصه سینما روابط و احساسات پیچیده دان به مشکلاتی برمیخورد.
داستان فیلم "آواز در باران" در دهه ۱۹۲۷ در هالیوود اتفاق میافتد، حول محور زوج ستارهای به نامهای دان لاکوود و لینا لامونت. زمانی که لینا در احساسات عشق دچار گمراهی میشود، دان به همراه دوست قدیمیاش کاسمو که همواره برای رسیدن به موقعیت فعلی خود تلاش کرده است، دست به تغییرات میزنند. دان آهنگهای زیبا را در فیلم جدید خود اجرا میکند، اما در عین حال لینا توسط یک صداپیشه جدید جایگزین میشود. با ورود بازیگر بلندپرواز کتی سلدن به عرصه سینما روابط و احساسات پیچیده دان به مشکلاتی برمیخورد.
انیمیشن چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟، داستان جهانی است که در آن کارتونها و انسانها با هم زندگی میکنند. دلمونت، یک کارآگاه خصوصی، با کمک یک خرگوش کارتونی به نام راجر رابیت، به دنبال حل یک پرونده قتل و رمز و رازهای تاریک هالیوود میرود.
انیمیشن چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟، داستان جهانی است که در آن کارتونها و انسانها با هم زندگی میکنند. دلمونت، یک کارآگاه خصوصی، با کمک یک خرگوش کارتونی به نام راجر رابیت، به دنبال حل یک پرونده قتل و رمز و رازهای تاریک هالیوود میرود.
داستان فیلم بارتون فینک دربارهی یک نمایشنامه نویس مشهور نیویورکی است که برای نوشتن یک فیلمنامهی خاص آمادهی سفر به کالیفرنیا میشود و در این حین حقیقت جهنمی هالیوود را کشف می کند.
داستان فیلم بارتون فینک دربارهی یک نمایشنامه نویس مشهور نیویورکی است که برای نوشتن یک فیلمنامهی خاص آمادهی سفر به کالیفرنیا میشود و در این حین حقیقت جهنمی هالیوود را کشف می کند.
در فیلم چاپلین، چارلی چاپلین سالخورده در خلال گفتگو با ویراستار زندگی نامه خود یعنی جورج هایدن، خاطراتش را مرور کرده و سفر شگفت انگیز خود از دوران کودکی فقیرانه تا رسیدن به موفقیت جهانی پس از ابداع مبتکرانه ولگرد کوچک را بازگو می کند. این فیلم سالهای شکلگیری چارلی چاپلین در انگلیس تا بالاترین موفقیتهایش در آمریکا، زندگی، کار و عشق او را دنبال میکند. در سال 1972، چاپلین پس از دو دهه انزوا، برای دریافت جایزه افتخاری ویژه آکادمی به آمریکا دعوت شد. او مطمئن بود که هیچ کس حتی او را به یاد نخواهد آورد، اما وقتی تماشاگران طولانی ترین تشویق ایستاده جوایز اسکار تا کنون را به چاپلین تقدیم کردند، اشک هایش سرازیر شد.
در فیلم چاپلین، چارلی چاپلین سالخورده در خلال گفتگو با ویراستار زندگی نامه خود یعنی جورج هایدن، خاطراتش را مرور کرده و سفر شگفت انگیز خود از دوران کودکی فقیرانه تا رسیدن به موفقیت جهانی پس از ابداع مبتکرانه ولگرد کوچک را بازگو می کند. این فیلم سالهای شکلگیری چارلی چاپلین در انگلیس تا بالاترین موفقیتهایش در آمریکا، زندگی، کار و عشق او را دنبال میکند. در سال 1972، چاپلین پس از دو دهه انزوا، برای دریافت جایزه افتخاری ویژه آکادمی به آمریکا دعوت شد. او مطمئن بود که هیچ کس حتی او را به یاد نخواهد آورد، اما وقتی تماشاگران طولانی ترین تشویق ایستاده جوایز اسکار تا کنون را به چاپلین تقدیم کردند، اشک هایش سرازیر شد.
فیلم بازیگر داستان یک مدیر استودیوی فیلمسازی هالیوود است که فیلمنامه نویس مشتاقی را به قتل می رساند که معتقد است او را تهدید به مرگ می کند. تیم رابینز نقش گریفین میل، مدیر اجرایی استودیو را بازی میکند که وقتی نام لری لویس (پیتر گالاگر) مبتدی به موضوع داغ تبدیل میشود، کم کم از شغلش می ترسد. گریفین پس از دریافت کارت پستالهای تهدیدآمیز از نویسندهای ناشناس، دیوید کاهان (وینسنت دونوفریو) را که به نظر او مقصر است، دنبال میکند. این دو با هم بحث می کنند و نتایج فاجعه باری به همراه دارد...
فیلم بازیگر داستان یک مدیر استودیوی فیلمسازی هالیوود است که فیلمنامه نویس مشتاقی را به قتل می رساند که معتقد است او را تهدید به مرگ می کند. تیم رابینز نقش گریفین میل، مدیر اجرایی استودیو را بازی میکند که وقتی نام لری لویس (پیتر گالاگر) مبتدی به موضوع داغ تبدیل میشود، کم کم از شغلش می ترسد. گریفین پس از دریافت کارت پستالهای تهدیدآمیز از نویسندهای ناشناس، دیوید کاهان (وینسنت دونوفریو) را که به نظر او مقصر است، دنبال میکند. این دو با هم بحث می کنند و نتایج فاجعه باری به همراه دارد...
داستان فیلم "اد وود" در سال 1952 روی می دهد و درباره فردی به همین نام است که در حال تلاش برای ورود به صنعت فیلم می باشد. اد با دیدن آگهی در مجله ورایتی مبنی بر اینکه جورج وایس تهیه کننده تلاش می کند داستان زندگی کریستین یورگنسن را بخرد، با ویس ملاقات می کند تا فیلمی تخیلی با عنوان "جنسیت را تغییر دادم" کارگردانی کند، اما استخدام نمی شود. اد، ویس را متقاعد می کند که به او اجازه دهد فیلم را کارگردانی کند. اد با رویکردی غیرعادی به تولید فیلم میپردازد...
داستان فیلم "اد وود" در سال 1952 روی می دهد و درباره فردی به همین نام است که در حال تلاش برای ورود به صنعت فیلم می باشد. اد با دیدن آگهی در مجله ورایتی مبنی بر اینکه جورج وایس تهیه کننده تلاش می کند داستان زندگی کریستین یورگنسن را بخرد، با ویس ملاقات می کند تا فیلمی تخیلی با عنوان "جنسیت را تغییر دادم" کارگردانی کند، اما استخدام نمی شود. اد، ویس را متقاعد می کند که به او اجازه دهد فیلم را کارگردانی کند. اد با رویکردی غیرعادی به تولید فیلم میپردازد...
داستان فیلم "محرمانه لسآنجلس" در مورد سه پلیس به نامهای جک وینسنز، وندل باد وایت و ادموند اکسلی است که در دهه 1950 لسآنجلس، یعنی زمانی که شهر درگیر فساد بیرویه شده است، مامور انجام یک ماموریت خاص میشوند. آنها باید تحقیقاتی در مورد یک سری قتل انجام دهند اما داستان از جایی جالب میشود که این سه پلیس تصمیم میگیرند تا عدالت را به شیوهی خودشان اجرا کنند! سرانجام سرنخها این سه پلیس را به دنیای زیرزمینی جنایتکاران میرساند...
داستان فیلم "محرمانه لسآنجلس" در مورد سه پلیس به نامهای جک وینسنز، وندل باد وایت و ادموند اکسلی است که در دهه 1950 لسآنجلس، یعنی زمانی که شهر درگیر فساد بیرویه شده است، مامور انجام یک ماموریت خاص میشوند. آنها باید تحقیقاتی در مورد یک سری قتل انجام دهند اما داستان از جایی جالب میشود که این سه پلیس تصمیم میگیرند تا عدالت را به شیوهی خودشان اجرا کنند! سرانجام سرنخها این سه پلیس را به دنیای زیرزمینی جنایتکاران میرساند...
فیلم خدایان و هیولاها، روایت آخرین سال های زندگی فیلمساز هالیوود، جیمز ویل است که به خاطر کارگردانی فرانکنشتاین و عروس فرانکشتاین شهرت دارد. او پس از بازنشستگی زندگی ناآرامی را سپری می کند، زیرا خاطرات گذشته او را آزار می دهد. جیمز حتی در دوران کاری خود آشکارا همجنسگرا بود و وضعیت سلامتی وی رو به افول است. او اخیرا از بیمارستانی که بخاطر سکته مغزی در آن بستری بود مرخص شد و با برخی مشکلات سلامتی و عواقب سکته مغزی دست و پنجه نرم می کرد.
فیلم خدایان و هیولاها، روایت آخرین سال های زندگی فیلمساز هالیوود، جیمز ویل است که به خاطر کارگردانی فرانکنشتاین و عروس فرانکشتاین شهرت دارد. او پس از بازنشستگی زندگی ناآرامی را سپری می کند، زیرا خاطرات گذشته او را آزار می دهد. جیمز حتی در دوران کاری خود آشکارا همجنسگرا بود و وضعیت سلامتی وی رو به افول است. او اخیرا از بیمارستانی که بخاطر سکته مغزی در آن بستری بود مرخص شد و با برخی مشکلات سلامتی و عواقب سکته مغزی دست و پنجه نرم می کرد.
داستان اصلی این فیلم دربارهٔ یک زن به نام ریتا است که پس از یک تصادف جادهای در مولهالند درایو لسآنجلس حافظه اش را از دست میدهد. او تلاش میکند تا هویت و گذشتهاش را پیدا کند و در این راه با یک زن جوان به نام بتی آشنا میشود. داستان با معماها و اتفاقات مرموز همراه است که ابهامهای زیادی برای تماشاگر ایجاد میکند.
داستان اصلی این فیلم دربارهٔ یک زن به نام ریتا است که پس از یک تصادف جادهای در مولهالند درایو لسآنجلس حافظه اش را از دست میدهد. او تلاش میکند تا هویت و گذشتهاش را پیدا کند و در این راه با یک زن جوان به نام بتی آشنا میشود. داستان با معماها و اتفاقات مرموز همراه است که ابهامهای زیادی برای تماشاگر ایجاد میکند.
داستان فیلم اقتباس درباره چارلی کافمن، فیلمنامه نویسی است که از خود متنفر است. او برای نوشتن فیلمنامه اقتباسی فیلم دزد ارکیده اثر سوزان اورلئان استخدام شده است. او با اضطراب، فوبیای اجتماعی، افسردگی و عزت نفس پایین دست و پنجه نرم می کند. برادر دوقلوی او، دونالد، به خانه او نقل مکان کرده است. دونالد تصمیم می گیرد مانند چارلی فیلمنامه نویس شود و در سمینارهایی که توسط استاد فیلمنامه نویس رابرت مک کی برگزار می شود شرکت می کند. چارلی که فیلمنامهنویسی فرمولوار را رد میکند، میخواهد مطمئن شود که فیلمنامهاش اقتباسی وفادار از دزد ارکیده است.
داستان فیلم اقتباس درباره چارلی کافمن، فیلمنامه نویسی است که از خود متنفر است. او برای نوشتن فیلمنامه اقتباسی فیلم دزد ارکیده اثر سوزان اورلئان استخدام شده است. او با اضطراب، فوبیای اجتماعی، افسردگی و عزت نفس پایین دست و پنجه نرم می کند. برادر دوقلوی او، دونالد، به خانه او نقل مکان کرده است. دونالد تصمیم می گیرد مانند چارلی فیلمنامه نویس شود و در سمینارهایی که توسط استاد فیلمنامه نویس رابرت مک کی برگزار می شود شرکت می کند. چارلی که فیلمنامهنویسی فرمولوار را رد میکند، میخواهد مطمئن شود که فیلمنامهاش اقتباسی وفادار از دزد ارکیده است.
"فیلم هوانورد" یک فیلم درام زندگینامهای است. این فیلم در سال ۲۰۰۴ اکران شد و داستان زندگی هوارد هیوز، کارآفرین و مخترع مشهور و پیشگام صنعت هواپیمایی را روایت میکند. هوارد هیوز در دوران جوانیش در آمریکا، با استفاده از خلاقیت و نوآوری خود، به صاحب یک شرکت هواپیمایی بزرگ تبدیل شد. او در زمینههای مختلف از جمله هواپیماها، فیلمسازی و صنعت سینمایی نقش بسزایی داشت.
"فیلم هوانورد" یک فیلم درام زندگینامهای است. این فیلم در سال ۲۰۰۴ اکران شد و داستان زندگی هوارد هیوز، کارآفرین و مخترع مشهور و پیشگام صنعت هواپیمایی را روایت میکند. هوارد هیوز در دوران جوانیش در آمریکا، با استفاده از خلاقیت و نوآوری خود، به صاحب یک شرکت هواپیمایی بزرگ تبدیل شد. او در زمینههای مختلف از جمله هواپیماها، فیلمسازی و صنعت سینمایی نقش بسزایی داشت.
داستان فیلم تندر استوایی یا تندر گرمسیری، درباره گروهی از بازیگران یک فیلم در جنوب شرقی آسیا است که مشغول فیلمبرداری فیلم جنگی با بودجه کلان هستند. به دنبال یک سری ماجراهای عجیب و غریب، آنها مجبور می شوند به سربازانی تبدیل شوند که نقش آنها را بازی می کردند. در جریان فیلمبرداری، یکی از بازیگران به نام تاگ توسط اوباش محلی ربوده می شوند و سایر بازیگران در تلاش برای یافتن او در یک تعقیب و گریز، گرفتار فروشندگان مواد مخدر می شوند.
داستان فیلم تندر استوایی یا تندر گرمسیری، درباره گروهی از بازیگران یک فیلم در جنوب شرقی آسیا است که مشغول فیلمبرداری فیلم جنگی با بودجه کلان هستند. به دنبال یک سری ماجراهای عجیب و غریب، آنها مجبور می شوند به سربازانی تبدیل شوند که نقش آنها را بازی می کردند. در جریان فیلمبرداری، یکی از بازیگران به نام تاگ توسط اوباش محلی ربوده می شوند و سایر بازیگران در تلاش برای یافتن او در یک تعقیب و گریز، گرفتار فروشندگان مواد مخدر می شوند.
در فیلم "آرتیست" در سال 1927، جورج والنتین، ستاره سینمای صامت، در حال ژست گرفتن برای عکاسی در خارج از اولین نمایش آخرین فیلم موفق خود است که یک زن جوان، پپی میلر، به طور تصادفی با او برخورد می کند. والنتین با لبخند به این تصادف واکنش نشان می دهد و با پپی جلوی دوربین ها خودنمایی می کند. روز بعد، پپی خود را در صفحه اول ورایتی با تیتر "آن دختر کیست؟" می بیند. پپی با تست دادن به عنوان یک رقصنده از تیتر خبر استفاده می کند و والنتین اصرار دارد که او در تولید بعدی نقش داشته باشد.
در فیلم "آرتیست" در سال 1927، جورج والنتین، ستاره سینمای صامت، در حال ژست گرفتن برای عکاسی در خارج از اولین نمایش آخرین فیلم موفق خود است که یک زن جوان، پپی میلر، به طور تصادفی با او برخورد می کند. والنتین با لبخند به این تصادف واکنش نشان می دهد و با پپی جلوی دوربین ها خودنمایی می کند. روز بعد، پپی خود را در صفحه اول ورایتی با تیتر "آن دختر کیست؟" می بیند. پپی با تست دادن به عنوان یک رقصنده از تیتر خبر استفاده می کند و والنتین اصرار دارد که او در تولید بعدی نقش داشته باشد.
داستان فیلم ترامبو به سال 1947 برمیگردد و درباره یکی از برترین و پردرآمدترین فیلمنامه نویسان هالیوود به نام دالتون ترامبو است. پس از وقوع جریانات سیاسی در آمریکا، او و تعدادی از هنرمندان به دلیل عقاید سیاسی شان به زندان انداخته شدند و از آن پس در لیست سیاه قرار گرفتند.
داستان فیلم ترامبو به سال 1947 برمیگردد و درباره یکی از برترین و پردرآمدترین فیلمنامه نویسان هالیوود به نام دالتون ترامبو است. پس از وقوع جریانات سیاسی در آمریکا، او و تعدادی از هنرمندان به دلیل عقاید سیاسی شان به زندان انداخته شدند و از آن پس در لیست سیاه قرار گرفتند.