داستان زیبا صدایم کن در یک روز خاص از زندگی خسرو، مردی که سالهاست در آسایشگاه روانی بستری است، روایت میشود. امروز روز تولد ۱۶ سالگی دخترش، زیبا است و خسرو نمیخواهد این روز را به سادگی از دست بدهد. زیبا در موسسهای تحت نظر بهزیستی زندگی میکند و پدر تصمیم میگیرد به دیدار او برود. در این یک روز کوتاه و حساس، فرصتی برای این دو فراهم میشود تا شاید در دل شلوغی خیابان ولیعصر، بتوانند فاصلهها را کم کنند و یک لحظه از دوریها را کنار بگذارند. زیبا صدایم کن داستانی است از پدر و دختری که با تمام محدودیتها و فاصلهها، در جستوجوی یک ارتباط ساده هستند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد